شایق کندیمیز

وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل

سايت شایق کندیمیز

تقدیم به روح پدرم حاج محمود ستوده شایق
تقدیم به روح مادرم حاجیه قزتمام سیف الله زاده

       وبلاگ روستاي شایق تحت عنوان شایق کندیمیز خوش آمدید
 توسط اینجانب پرویز ستوده شایق و دوست عزیزم آقای اسد سیفیان شایق که بنده ساکن تهران و ایشان ساکن روستای شایق می باشد  با هدف اطلاع‌رساني بين اهالي روستا و جمعيت مهاجر پراكنده در شهراهاي مختلف به خصوص تهران، و نيز به منظور ايجاد جو دوستي و صميميت بين افراد، تقويت همكاري‌ و همفكري، تبليغ، حفظ و اشاعه فرهنگ رايج مردم روستاي شایق و آشنا كردن مردم علاقمند به طبيعت با جاذبه‌هاي طبيعي بسيار زيباي اين روستا راه اندازی گرديده است .

بديهي است كه رسيدن به اهداف ذكر شده كاري است بسيار دشوار و جز با همياري و مساعدت شما مردم خوب اين روستا ميسر نيست. در هر كجاي ایران یا خارج از کشور كه هستيد، منتظر ارسال تصاوير، مطالب، حكايت‌ها و اخبار شما هستيم تا بتوانيم پايگاهي پربار و مفيد داشته باشيم. 
اميدواريم با بهره‌گيري موثر از فناوري اطلاعات و ارتباطات، بتوانيم فاصله‌هايي كه به ناچار انسان‌ها را از هم دور مي‌سازند، كوتاه‌تر كنيم.

منتظر شما هستيم.



برچسب‌ها: افراد روستای شایق, وبلاگ شایق کندیمیز
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 22:40  توسط پرویز ستوده شایق  | 

تداخل تابستان وپاییز وزمستان

او دانا وتواناست .

منظره ی عجیبی است ارتفاع برف تقریبا"نیم متر ،برگ درختان سبز وزرد وقرمز ونارنجی هرکدام نمایانگر فصول مختلف سال درعین حال مردم مشغول برف روبی پشت بامها هستند وبارش باران هم از سوی دیگر ،مدیریت بسیار والا ومنظم بر طبیعت حاکم است وانسان فقط به فکر منافع خویش .

یک دفعه برخلاف تصوّر هوا درهم پیچید وبارش برف شروع شد وهمه جا را بدون کم وکاست بطور یکسان همرنگ وسفید پوش کرد وخاکستر وسبز وقرمز ونارنجی وآبی و... محکوم عدالت گشتند وجامه سفید پوشیدند یعنی ای خدای بزرگ ما همه هر چه داریم از توست .

انشاءالله تعالی با نزولات آسمانی مطلوب کمبود آب سفره های زیر زمینی ورطوبت خاک وآب شرب انسانها ودرنهایت کمبود آب سدهای احداث شده جبران می شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 9:48  توسط اسد سیفیان  | 

فرصت

جوانی بهار است ،پیری چو دی         نه آن دی که باشد ،بهاری زپی!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 مهر1393ساعت 15:19  توسط اسد سیفیان  | 

حکایت دوست

توسط :همشهری

درود بیکران برمردان غیوروطن مخصوصا مهندس پرویزستوده

سلام دست مریزاداسطوره ای روستای شایق درخصوص طرح هادی روستای شایق اگرمطالب جدیدی هست درسایت قراردهید ممنون میشم(درودبرشما)

پاسخ:علیکم السلام -ضمن تشکر فراوان ازاظهار لطف تان وتشکر مجدد بابت پیگیری موضوع عمران وآبادی روستای شایق -خدا روح مهندس پرویز ستوده واموات شمارا را با اولیا ءواوصیای خود محشور گرداند.

کارهای انجام یافته در سال 93توسط دهیاری شایق :1-احداث سرویس بهداشتی عمومی زنانه ومردانه مسجد جامع شایق به ابعاد 3/5در6متر  2-احداث کانال سنگی بطول 300متر که چند منظوره می باشد (ساماندهی کوچه ،تسهیل تردد وسایط نقلیه وعابر پیاده نزدیکی مسیر از1500متر به 300متر ومدیریت آب زراعی وبرف وباران )3-درجریان بازدید فرماندارمحترم سرعین وروسای ادارات از کانال اعتبار خوبی برای اجرای طرح هادی روستا منظور شده که انشاءالله توسط بنیاد مسکن اجرا خواهد شد 4-درآستانه زدن علمک های گاز وبهره برداری آن هستیم .5-مشغول احداث جوی آب در چند نقطه از روستا جهت ساماندهی آبهای روان هستیم 6-زیر سازی وهموار کردن کوچه های روستا که دراثر گازکشی دچار بی نظمی شده بود 7-درحال حاضر درحال ساخت آشپز خانه مرکزی برای روستا وانباری مسجد هستیم .تا انشاالله ...

 تصاویر مربوطه  درپستهای بعدی درسایت قرار می گیرد .

+ نوشته شده در  جمعه 25 مهر1393ساعت 11:26  توسط اسد سیفیان  | 

کند حیاتی

مردان تلاشگر وبانشاطی که ،نان حلال از دست رنج خویش می خورندودارای انگیزه وامید به فردایی بهتر روزگار رابا خوشی وخرّمی می گذرانند درعین حال صاف وزلال مثل آب روان وصفای دلی چون مرواریددریایی دارند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 22:18  توسط اسد سیفیان  | 

شهریار سبلان

بیر اوچئیدیم بو چیرپینان یئلینن‬

‫باغلاشئیدیم داغدان آشان سئلینن‬

‫آغلاشئیدیم اوزاق دوْشَن ائلینن‬

‫بیر گؤرئیدیم آیریلیغى کیم سالدى‬

‫‬

اؤلکه میزده کیم قیریلدى ، کیم قالدى‬

جمله زیبا وپر معنای شاد روان  استاد ستوده :طبیعت ،پاکترین ،زیبا ترین وخالص ترین زیارتگاه خداست . 

روحت شاد مهندس پرویز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 13:14  توسط اسد سیفیان  | 

پیست اسکی آلوارس سرعین

دردامنه سلسله جبال سبلان ودر 20کیلومتری نگین استان اردبیل شهر توریستی سرعین واقع است ودارای آب وهوا سرد با فضای خیال انگیز بزرگی وعظمت وشکوه که چشم هر بیننده ایی رابه قدرت خالق بزرگ وبی همتا معطوف وافکار آدمی رابه سوی پاکی ولطافت وزیبایی سوق میدهد .

 

دوست عزیزم جناب آقای مهندس حاج نمازعلی پناهی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مهر1393ساعت 17:48  توسط اسد سیفیان  | 

کرامت ولطف باران

انّ الله علی کلّ شی قدیر

بهار در پاییز:

ابر وباد ومه وخورشید وفلک درکارند      تا تونانی به کف آری و به غفلت نخوری !

تصاویر مربوط بتاریخ 93/7/21 می باشد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 مهر1393ساعت 9:22  توسط اسد سیفیان  | 

سلام سبلان

تقدیم به فرزندان سبلان

سلام به چشم هایی که از سبلان طلوع ودر دماوند غروب کرد 

22مهر93

10خرداد90

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مهر1393ساعت 22:17  توسط اسد سیفیان  | 

عید ولایت مبارک

عید غدیر خم ،روز اکمال دین واتمام نعمت وپدیدار شدن حقیقت دین اسلام به امر الهی بر امام عصر (عج)وبه تمام انسانهای آزاده درهر مسلک ومرام که باشند ومخصوصا"برعموم مسلمانان جهان وشیعیان ناب مولا علی (ع)مبارک  ومیمون باد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مهر1393ساعت 17:57  توسط اسد سیفیان  | 

نکات اخلاقی

یادمان باشد،عالم همه درطواف عشق است ودایره دار این عشق امام حسین (ع) است .

یادمان باشد،اگر با آمدن آفتاب ،ازخواب بیدار شویم ...دیگر نمازمان قضاست !

یادمان باشد، زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر درمیان زشتی های بزرگ باشند .

یادمان باشد ،سر سجاده عشق جزبرای دل محبوب دعایی نکنم .

یادمان باشد، امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزی است که دارد .

یادمان باشد ،دلم که می گیرد ،تاوان لحظه هایی است که به غیر تودل بستم .

+ نوشته شده در  جمعه 18 مهر1393ساعت 23:15  توسط اسد سیفیان  | 

ترنّم باران

خبر بازگشت عارفانه جناب آقای حاج جمشید همرنگی از حجّ تمتّع  ،سرزمین وحی وپیامبر وعلی وفاطمه، نشاط تازه ایی  به دوستان می بخشد ضمن آرزوی قبولی اعمال بزرگ حجّ ایشان وتبریک وتحنیت به همه دوستان مخصوصا"خانواده آن بزرگوار چنین سفرهای الهی مهم وارزشمند برای همه علاقمندان به اهل بیت پیامبر عظیم الشان اسلام ازخدای بی همتا مسئلت دارم .

+ نوشته شده در  جمعه 18 مهر1393ساعت 10:16  توسط اسد سیفیان  | 

چهره ماندگار منطقه سبلان وشایق

مرحوم آیت الله حاج شیخ جلیل خدایی شایق پدر شهید یعسوب خدایی شایق

دانشمندعلوم فقاهت وفصاحت استاد ومفسّرقرآن کریم

+ نوشته شده در  جمعه 18 مهر1393ساعت 1:9  توسط اسد سیفیان  | 

عید سعید قربان مبارک

عید سعید قربان عید عاشقان الله به همه مسلمانان جهان مبارک باد

+ نوشته شده در  شنبه 12 مهر1393ساعت 18:7  توسط اسد سیفیان  | 

شهادت امام محمّد باقر (ع)

شهادت امام پنجم شیعیان جهان حضرت امام محمّد باقر علیه السلام را به تمام مسلمانان جهان مخصوصا"شیعیان آن امام معصوم تسلیت عرض می کنم .

زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام: محمد بن علی .

کنیه: ابو جعفر و ابوجعفر اول.

القاب: باقر، شاکر، هادى، امین، شبیه – به خاطر شباهت ایشان به پیامبر اکرم(ص) -.

مشهورترین لقب آن حضرت، «باقر» است. پیامبر اکرم (ص) به واسطه جابربن عبدالله انصارى، آن حضرت را به این لقب، ملقب کرد و به ایشان سلام رساند.

منصب: معصوم هفتم و امام پنجم شیعیان.

تاریخ ولادت: اول رجب سال ۵۷ هجرى.

برخى از مورخان، ولادت ایشان را در سوم صفر سال ۵۷ هجرى دانسته‏ اند.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى: امام زین‏العابدین، على بن حسین بن على بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى (ع) که مکنّى به ام‏عبدالله بود.

این بانوى ارجمند، از زنان بزرگ عصر خویش بود که امام صادق (ع) درباره شأن و منزلت او، فرمود: جده‏ام، فاطمه بنت حسن، صدیقه بود و در آل امام حسن (ع) زنى به درجه و مرتبه او نرسید.

چون نسب امام محمد باقر(ع)، هم از پدر و هم از مادر، به امام امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) مى‏رسد، به ‏ایشان علوى بین علویین و فاطمى بین فاطمیین گفته مى‏شود.

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام زین العابدین (ع) در سال ۹۵ تا سال ۱۱۴ هجرى، به مدت ۲۰ سال.

تاریخ و سبب شهادت: هفتم ذى حجه سال ۱۱۴ هجرى، در سن ۵۷ سالگى (و به قولى ربیع‏الاول یا ربیع‏الآخر سال ۱۱۴ هجرى) به وسیله زهرى که ابراهیم بن ولید عبدالملک، در ایام خلافت هشام بن عبدالملک، به آن حضرت خورانید.

محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر پدرش، امام زین‏العابدین (ع) و عمویش، امام حسن مجتبى (ع) و فرزندش، امام صادق (ع).

رویدادهاى مهم:

۱٫ حضور امام محمد باقر (ع) در واقعه کربلا، در سن چهار سالگى، به همراه پدرش، امام زین العابدین (ع) در محرم سال ۶۱ هجرى.

۲٫ شهادت امام زین العابدین (ع)، پدر ارجمند امام محمد باقر (ع)، در سال ۹۵ هجرى.

۳٫ مباحثات و احتجاجات امام محمد باقر (ع) با بزرگان مذاهب و ادیان، درباره اثبات حقانیت اهل بیت (ع).

۴٫ ضرب سکه اسلامى، براى پول رایج خلافت اسلامى، و اسقاط سکه رومى توسط عبدالملک بن مروان، در سال ۷۶ هجرى، با مشورت و یارى امام محمد باقر(ع).

۵٫ احضار امام محمد باقر (ع) و فرزندش، امام جعفر صادق (ع) به شام از سوى هشام بن عبدالملک.

۶٫ تأسیس پایه‏ هاى اصلى حوزه علوم اهل بیت (ع) در مدینه، و تربیت شاگردان مبرز توسط امام محمد باقر(ع).

۷٫ مسمومیت و شهادت امام محمد باقر (ع)، درسال ۱۱۴ هجرى، به دست ابراهیم بن ولید بن عبدالملک، والى مدینه، به دستور خلیفه وقت، هشام بن عبدالملک.

۸٫ به خاک سپارى بدن مطهر امام محمد باقر (ع) در قبرستان بقیع، در مدینه، در کنار قبر پدرش، امام زین العابدین (ع) و عمویش، امام حسن مجتبى (ع)، توسط امام‏ جعفر صادق (ع) و سایر بازماندگان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 مهر1393ساعت 10:26  توسط اسد سیفیان  | 

خاطره دوران تحصیل

سال 1361به علت نبود مدرسه راهنمائی در روستای شایق برای تحصیل به مدرسه راهنمائی شهید محرمی سرعین ثبت نام کردیم تعداد ما به تعداد کف انگشتان یک دست هم نمی شد (1-اسد سیفیان 2-فضل الله نوربخش 3-نمازعلی پناهی 4-محمد نیک بخت )

سیزدهم مهرماه بود که از بد شانسی ما برف بارید وراهها بسته شد وکار برای ما مشکل وسخت شد چون تاسرعین 8کیلومتر راه روستایی وشوسه وکوهستانی بود وفقط روستا دودستگاه مینی بوس داشت یکی متعلق به مرحوم حاج شمسعلی نوربخش بود (سبز رنگ )ودیگری مال آقای کربلای حسین پوررحیمی که با مرحوم حاج علی آزادی شریک بودند (سفید وقرمز  )این خادمان مردم اهالی شایق وروستاهای هم جوار رابه اردبیل می بردند وبعداز ظهر بعد ازاینکه مردم خرید می کردند ویا کاراداری شان را انجام می دادند بر می گشتند این برای مسافر بسیار خوب وآسان بود چون درمرکز شهر (میدان عالی قاپو)ایستگاه داشت وکافه خانه کوچک مرحوم حاخج داداش اردبیلی پذیرای مردم بود این بزرگوار بسیار آدم خوش اخلاق ومردمدار بود وتمام نامه های اهالی شایق وآلوارس چه اداری وچه سرباز به این کافه می آمد وآدرس :اردبیل میدان عالی قاپو -اوّل خیابان سعدی کافه خانه مشهدی داداش برای اکثر مردم یک آدرس آشنایی بود وهمه ازبر بودند .

دوّمبن بد شانسی که ما داشتیم دونوبتی بودن برنامه درس مدرسه بود نهار دوساعت برای استراحت ونهار تعطیل می شد این برای ما خیلی سخت بود چون درسرعین در خیابانها آواره می شدیم وبا اندک تکه  بربری سرپایی نهار صرف می کردیم وازطرفی هم بعداز ظهر دیر وقت می شد وماشین گیرمان نمی آمد البته ماشین زیاد نبود وبیشتر مواقع پیاده می آمدیم مدرسه هم در انتهای شهر بود ویک نیم کیلومتری به مسیر ما اضافه می شد .تقریبا"دوماهی چنین اوضاع واحوالی را گذراندیم اما اراده مابرای ادامه تحصیل بسیار عالی وقوی بود وهرکدام از ما شاگرد اوّل کلاس مان بودیم وبچه های شایق در مدرسه مشهور بودند .

درطول مسیر با صلوات وذکر خودمان را مشغول می کردیم وترس گرگ وحیوانات وحشی برای ما تاثیری نداشت چون تلویزیون نبود بیشتر موقع درتلویزیون تعطیل اعلام می کرد ما می رفتیم ومدرسه را بسته می دیدیم ناراحت می شدیم چون نمره  ی  بیست مان ازدست مان می رفت ولی خدا وکیلی هم معلم ها معلم بودند وهم ما درس می خواندیم مثل امروزه رفع تکلیف صوری وظاهری نبود !

خدا رحمت کند حاج شمسعلی نوربخش را درآن سال از ما کرایه نمی گرفت وما بیشتر مواقع سه گوش ویا بیسکویت کرمدار می خریدیم ناگفته نماند حسین پیررحیمی هم کرایه نمی گرفت سال بعد که دوّم راهنمائی شدیم زنده یاد حاج شمسعلی به تهران رفت ودرمسیر خاک سفید -فلکه دوّم تهرانپارس درخط مشغول شد وپسرش فضل الله نوربخش هم به کرج رفت قدری کار برای ما سخت تر شد چون هم باید کرایه می دادیم وهم ماشین یکتا شد !!

شوق تحصیل همه موانع وناملایمات را ازسر راهمان برمی داشت وهمیشه خندان بودیم وشاد وزبان زد همه دانش آموزان بودیم ونمره های عالی وامتیازها مال مابود .

یاد وخاطره دوستان وهمکلاسی هایم را گرامی میدارم وبرای همه دوستانم آرزوی سلامتی وبهروزی وبرای روح رانندگان زحمت کش روستای شایق مخصوصا":حاج شمسعلی نوربخش وحاج علی آزادی ومشهدی ایوب آزادی که سالهای سال درخدمت مردم بودند صلوات وسلام می فرستم .

در پستهای بعدی جزئیات دوران خوش تحصیل را توضیح خواهم داد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 12:40  توسط اسد سیفیان  | 

نظر خوبان

توسط : عترت فاطمی

آيات زيبا
آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه‌گاه مطمئن هستی، بر من توکل نما_ نمل/79
آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی‌شوی، به من امیدوار باش_ زمر/53
آنگاه که سرمست زندگانی و مغرور به آن شدی، به یاد قیامت باش_ فاطر/5
آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی، نیتت را پاک و الهی کن_ فاطر/29-30
آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد، به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم _بقره/152
آنگاه که روحت تشنه نیایش و راز و نیاز است، آهسته مرا بخوان_ اعراف/55
آنگاه که شیطان همواره در پی وسوسه توست، به من پناه ببر_ مومنون/97
آنگاه که لغزش‌ها روحت را آزرده ساخت، در توبه به روی تو باز است_ قصص/67
متشکرم از این که یادی از مهندس می کنید روحش شاد


در پناه الله

پاسخ :سلام ودرود خدای مهربان بر شما -ممنون از ارسال آیات زیباکه گشاینده راه وچراغ راه هدایت وکمال است .

         
 

 

   توسط:ن.پ  
درودوسلام خداوندبه روح بلندشهداء 8سال دفاع مقدس مخصوصاشهدای روستایمان شایق

پاسخ:سلام ودرود خدای همه هستی بر شما باد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 8:38  توسط اسد سیفیان  | 

برگ زرّینی از نشاط کوهستان

نشاط کوهستان =نشاط دوستان بود

تقدیم به روح بلند ولطیف وباصفای زنده یاد مهندس پرویز ستوده شایق

سلام من اومدم

اسم من پرویز ستوده شایق است ، فرزند سبلان ام و زادگاهم روستایی در حومه سرعین در استان اردبیل است ،ساکن تهران و  علاقمند به طبیعت و کوهستانم ، با توکل به خداوند منان در مورد کوهستان خواهم نوشت ، چقدر می توانم در این محیط بمانم نمی دانم ، طبیعت و به خصوص کوهستان بستر و موضوع اصلی نوشته هایم خواهد بود ، مطالب دیگری هم خواهم نوشت ، بحث آموزشی ، گردشگری ، طبیعت گردی  ، و گاهی داستان های کوتاه را در نوشته های نشاط کوهستان خواهید دید ، گاهی دوست دارم آنچه می بینم از طریق گرفتن عکس شادی های خودم را با دوستانم تقسیم کنم و آنها را با نوشتن گزارش های سفرم خوشحال کنم . علاقمندم دوستان زیادی را در این محیط مجازی داشته باشم و در محیط واقعی با آنها در ارتباط باشم .
خوشحال می شم در این سفر مجازی همراهم باشید ، سفری که در دنیای مجازی باعث خواهد شد مطالب زیادی از همدیگر یاد بگیریم ، دست یاری به همه شما دراز می کنم و همیشه ارائه نقطه نظرات شما استقبال خواهم کرد .
      اسم وبلاگ ام را گذاشتم نشاط کوهستان تا شادی و نشاط را از این طریق به زندگی شما هدیه دهم ، امید که این هدیه ناقابل مورد توجه و عنایت شما قرار بگیره ، چقدر موفق خواهم بود ، زمان به این موضوع پاسخ خواهد داد ...   الهی به امید تو

 

پ ن :
با یک مژده آغاز می کنم و آن اینکه یک کتاب کوهنوردی در اول سال ۱۳۸۶ در مورد کوهنوردی به چاپ رسانده ام .

عنوان کتاب : مقدمه ای برمدیریت و سرپرستی گروههای کوهنوردی

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مهر1393ساعت 16:5  توسط اسد سیفیان  | 

باران

ازدست وزبان کی بر آید ؟                   کز عهده ی شکرش بدر آید ؟!

بارش باران طراوت ولطف دیگری به زمین هدیه کرد بدون کم وکاست وبی ملاحظه به پستی وبلندی وسنگ وخاک وگیاه همه از فضل ورحمت حضرت بایتعالی بهره مند شدند ودست نیاز وتشکر به درگاه پاک بلند شدند ودلهای پژمرده وغافل جان تازه ایی گرفتند وشادی ونشاط بر لبها ورخساره های آفتاب سوخته نمایان شد  یعنی :ای خدا غیر از شکر وبندگی چیزی به همراه ندارم ودستانم خالی است واین تو هستی که به همه ی کاینات عالم هستی وحیات می بخشی ورحمتت شامل همه است .

بارش باران اهالی زحمت کش روستای شایق وسایر مناطق را بسوی مزارع کشاند تا به لطف خدای بزرگ برای فردای خود بکارد وامید به خدا داشته باشد الهی شکر به اندازه عظمت وجلالت ...

+ نوشته شده در  جمعه 4 مهر1393ساعت 11:18  توسط اسد سیفیان  | 

ستاره های پرفروغ شایق

جنگ تحمیلی و8سال دفاع مقدّس ملّت غیور ایران خون تازه ایی بود بر کالبد زمان تا فرصت خدایی شدن برای افراد لایق به ثمر نشیند وادامه مسیر سرور وسالار شهیدان حضرت امام حسین ویاران بی مثالش که درود وسلام حضرت حق برآنان باد دراین برهه از زمان ستارگانی ازلابلای ابرهای سیاه پیدا شدند وبه زمین وزمینیان روشنایی وحیات وآبرو وعزّت بخشیدند وبا اهدای خون به  اسلام وقرآن  خدایی شدند  وبه ستارگان آسمان پیوستند وپرتو افشانی می کنند :

لطفا"با صلوات نام شهیدان را قرائت بفرمایید :

1-شهید محمّد برازنده شایق

2-شهید یعسوب خدایی شایق

3-شهید اکبر دشتی شایق

4-شهید شکور اسلامی شایق

امنیّت وشرف ایران اسلامی مدیون خون گرانقدر شهیدان است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مهر1393ساعت 16:31  توسط اسد سیفیان  | 

پرواز آسمانی

الحمد لله ربّ العالمین

امروز دوّم مهرماه  حاج اسماعیل رنجبر بطرف خانه دوست سرزمین وحی پرواز نمودند ضمن آرزوی قبولی وسلامتی تمام زائران حرم امن الهی وایشان ،چنین سفرهای نورانی وآسمانی برای همه آرزومندان وشیفتگان به اهل بیت پیامبر اکرم (ص)از خدای بزرگ مسئلت دارم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مهر1393ساعت 11:23  توسط اسد سیفیان  | 

هفته دفاع مقدّس

هفته دفاع مقدّس بر همه ملّت فهیم ایران اسلامی علی الخصوص  رزمندگان اسلام وجانبازان سرافراز وآزادگان عزیز وخانواده های معظّم شهدا گرامی باد

سلام وصلوات خداوندبه روان پاک ومطهّر همه شهدای اسلام وجنگ تحمیلی -یاد وخاطره رزمنده دوران دفاع مقدّس شادروان مهندس پرویز ستوده شایق را گرامی می داریم وبه روح پاکش درود می فرستیم .

توجه شما رابه خاطرات دوران سراسر خدایی دفاع مقدس مرحوم مهندس ستوده که در زمان  طلایی حیات خویش با دستان مبارکش به رشته تحریر درآورده بود جلب می کنم :

شیر مرد کوچک :

  اینجا یکی از موقعیت های پس گرفته شده از دشمن در ارتفاعات سومار در غرب کشور ایران ، هم مرز با عراق و مشرف به شهر مندلی عراق در سال 1361 است .
   ما از طرف بسیج به خط مقدم جنگ اعزام شده ایم . شب گذشته عملیات سنگین مسلم ابن عقیل در این منطقه به وقوع پیوست مواضع از قبل پیش بینی شده به همت بسیجیان دلاور یکی پس از دیگری تسخیر شد . ما مشغول تحکیم استحکامات خود هستیم .
   نوجوانی را می بینم که توجه مرا به خود جلب کرده است . من حتی نام فامیلی او را هم به یاد ندارم ، درسهای بسیاری از شهامت و مردانگی و بزرگی او آموختم . صفحه زندگی ام مربوط به این نوجوان هیچگاه از خاطراتم پاک نشده و نخواهد شد . نام او حیدر و وظیفه اش در خط مقدم ، شکارچی تانک دشمن با سلاح آر-پی-جی 7 بود ، برای شکار تانک به جلو رفته بود . تانک تی 72 یکی از شکارهایش بود که سالم به دستش رسیده بود . در عملیات های قبلی چندین بار مجروح شده بود ، دست چپش هنوز توی کچ بود و انگشتان دستش را گویی به چارمیخ کشیده اند ، ولی از بیمارستان فرار کرده و دوباره خودش رو جهت ضربه زدن به دشمن بعثی عراق به خط مقدم جبهه رسانده بود .
    من نام او را شیر مردکوچک گذاشتم ، او با سنی کم نترس بود و دل شیر داشت. نمی دانم می گفتند شناسنامه اش را دستکاری کرده است . به نظر بیش از 14 سال نداشت ولی گویا تجربه چند زندگی را به همراه دارد . یک تنه به خط دشمن می زد و تمام تلاش من برای جلوگیری از او جهت احتیاط بیشتر و رعایت قواعد و اصول جنگ همیشه ناکام می ماند . فرمانده ما چند ماه با حیدر تجربه جنگ داشت ، توصیه می کرد خودم را بابت نصیحت و توصیه حیدر خسته نکنم . من هم دیگر بجای نصیحت اوسعی کردم تا منش و رفتارهای او را الگو قرار دهم .
   نمازهای شبانه اش همراه با هق هق گریه اش مانند بچه ایی می ماند که تک و تنها در تاریکی از والدین خود به دور مانده است . نمازهای اول وقت او باورهایش را تقویت می کرد و لبخند های روی لبانش به رایگان در اختیار همه بود ، کمک به دیگران و انجام کارهای مشترک او زبانزده همه شده بود .
    باورم نمی شد که این گریه های شبانه او می تواند نیروی جنگندگی او را هزاران بار افزایش دهد . ولی من به چشم خود دیدم ، نمازهای سر وقت او را ، لبخندهای دائمی ،کمک به کارگروهی از او مردی ساخته بود بزرگ ، در آن سال شاید خود من هم سن و سال زیادی نداشتم ولی او را کامل تر از خویش یافتم و آرزو می کنم اگه این پیام بدستش می رسه بهش بگم که حیدر ، اون دکتره گروهان مقداد تیپ محمد رسول الله (ص) ، ( بعداً گروهان به گردان و تیپ به لشگر تبدیل شد )که به حرفاش گوش نمی دادی منم و شاید دیر فهمیدم بزرگیت را به همین خاطر آرزو می کنم هر جا که باشی سالم و تندرست باشی .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مهر1393ساعت 11:54  توسط اسد سیفیان  | 

احیای رسم عروسی سنّتی

عروسیهای امروزی با زرق وبرق های زیادی که دارند با کمبودهای بنیادی واساسی همراه است یکی از این خلاء ها نبود شادی ونشاط وآرامش خاطر می باشد ابزارهای مجازی وکذایی که برای پر کردن اوقات فراغت وبالابردن ضریب شادی ومحبت بکار گرفته می شود با باورهای دینی همخوانی ندارد ومغایر با اصول اخلاق وسنّت های قدیمی اقوام ایرانی واسلامی است این موضوع خواسته وناخواسته وارد رسم ورسومات پاک وبی آلایش ایرانی شده وفرهنگ ناب واصیل سنت های با سابقه چندین هزارساله ازبین برود انقراض یک فرهنگ ریشه دار خود ظلمی بزرگ وگناهی نابخشودنی است زیرا با منسوخ شدن یک رسم دیگر احیای آن تقریبا"غیر ممکن ومحال است بنابراین باید راه چاره ایی به این مسئله پیدا شود ونگذارند گذشت زمان همه هویت مان را ازما بگیرد باید قبول کنیم که در بیشتر موارد مشکل داریم ساده کردن صورت مسئله می تواند مارابه جواب نزدیکتر سازد الگوهای اسلامی را سرلوحه خود قرار دهیم واز فرهنگهای پست وبرهنه تبعیت نکنیم وخود برنامه های شیرین وجذّاب که می تواند جایگزین اعمال گناه آلود شود ترسیم کنیم وبه آن ایمان داشته باشیم ودرمرحله عمل پیاده کنیم .یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 17:25  توسط اسد سیفیان  | 

احساس

بهترین وزیباترین چیزهای دنیارا نه می توان دید ونه می توان لمس کرد

دردرون باید احساسشان کرد

جملات زیبایی که برروی مزار زنده یاد مهندس حاج پرویز ستوده شایق چشم هر بیننده ایی را به حقایق عالم رهنمون می سازد .هربار به تهران گذرم می افتد زیارت قبر ایشان نوعی تسکینم می دهد وجملاتی که درآخرین پستهای ماندگار عمر شریف آن بزرگوار در سایت همیشه جاوید نشاط کوهستان هم نوشته شده بود چه کسی می دانست روزی به تابلوی خانه ابدی استاد نوشته شود درزیر این سطح غبارین مردی بزرگ با قلبی پاک ومهربان دوست همه ی انسانها وطبیعت با آرزوهای عالی وبزرگ آرمیده است روحش شاد

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 شهریور1393ساعت 13:43  توسط اسد سیفیان  | 

سفرنامه

جمعه 7شهریور 1393طبق برنامه تعیین شده با برادر خانمم آقای عقیل ابراهیمی( پسرخاله ام )که ازگرگان بخاطر ما آمده بود درساعت 20بطرف تهران حرکت کردیم .

منظور ازسفر شرکت درعروسی آقای رضا ابراهیمی (برادرزاده همسرم )وعروسی آقای مهندس محمّد درستکار (خواهر زاده بنده )بود که اوّلی در 9شهریور روز یکشنبه دراسلامشهر  بود ودوّمی در 16شهریور روز یکشنبه درخاک سفید تهران .با توجه به فاصله زمانی تقریبا"نامطلوب یک کمی سفر طولانی وبرای خانواده بنده بدلیل نداشتن ماشین سخت می شد .

بخدا توکل کردیم وفورا"برنامه یک سفر زیارتی از لابلای این مشکلات بیرون آمد برادر خانمم که پسر خاله وداماد مان هم هست پیش نهاد سفر به مشهد مقدّس را ارائه داد لطف حق یار شد ودل پنجره خودرا بسوی محبوب بازکرد وهوای پرواز به گلستان قطعه ایی از بهشت برین بسر زد ونور رحمت الهی تابیدن گرفت وزاویه دل به امام رئوف ولی خدا امام هشتم شیعیان جهان امام علیّ بن موسی الرضا (علیهما السلام )معطوف گشت وراهی دیار امام غریب شدیم .

پس از طی حدود 1000کیلومتر راه که واقعا"وجودم را ذوب می کرد وشوق رسیدن به یار هر آن ضربان دلم بیشتر وتندتر می شد وخطوط سفید رنگ جاده فاصله را کمتر می نمود تا اینکه خورشید از طرف مشهد طلوع کرد وتابلوی به شهر مقدّس مشهد خوش آمدید نوازشگر چشم وتسکین مرغ دلم شد ومحو تماشای حرم باصفا ونورانی امام رضا (ع)شدیم پس از پیداکردن منزل واستراحت کوتاه راهی حرم مطهّر شدیم .

آفتاب ایران:

بحمد الله تعالی ایران اسلامی به برکت وجود مقدّس امام رضا (ع) وخون شهیدان وتوان بالای نظامی از آرامش وامنیت بالایی برخوردار است .

سه روز میهمان سفره همیشه باز فرزند زهرای اطهر (س)بودیم لحظات معنوی توام با تسکین قلب درکنار عبد صالح از دیار مدینه منوّره شهر پیامبر وعلی وزهرا (علیهم السلام )که ایران را باقدوم مبارکش قبله گاه عاشقان ولایت نموده است .همه در مشهد در آرامش کامل ودرصلح وصفا زندگی می کنند وحرم باصفای امام رضا پذیرای میلیونها زائر از سراسر نقاط عالم است با گویش های متفاوت ولباسهای گوناگون وچهره های سفید وسیاه وقرمز که هم یک هدف دارند وآن امام رضا (ع)هست که مرهم دل ودوای درد هزاران دردمندی ایست که به امید گشایش وبهبود درکارشان راهی خراسان رضوی شده اند .

درطول مسیر به افراد ی با پای پیاده وپرچم های رنگارنگ که نام مبارک ومقدس امام حسین (ع)وامام زمان (عج).امام علی بن موسی الرضا وشعارهای اسلام ناب محمّدی (ص)برروی آنها نقش بسته بود با پای برهنه وبا دلی سرشار از امید ونشاط ورحمت وبا چشمانی پر از اشک درحرکت بودند تا خودشان را برای روز ولادت امام رضا(ع)که 16شهریور ماه روز یکشنبه بود برسانند وارادت خویش را به خاندان عصمت وطهارت ابراز کنند وبا پاهای تاول زده وچهره های آفتاب سوخته ودلی به عظمت اقیانوسهای عالم دفتر عشق وایثار را امضاءکنند واین خط پیاده خود زینت خاصّی به جاده ها بخشیده بود ویک خسته نباشید برای امثال بنده حقیر بود که سوار ماشین بودیم.

زیارت قبور ائمه اطهار علیهم السلام دل را صیقل می دهد وروان آدمی را بسوی ارزشها شتاب می بخشد ومشکلات زندگی با اینکه دربطن همه زندگی های فردی واجتماعی یک چیز اجتناب ناپذیر هست با تکیه بر امامان معصوم وخدای بزرگ حل می شود وتوان انسان را دررویارویی برای مبارزه با ناملایمات زندگی بیشتر می کند وروح امید ونشاط را در وجود انسان سرسبز وخرم می گرداند وصبر وبردباری رابالامی برد وزندگی بیمه می گردد .

بالاخره پس از سه روز بطرف تهران حرکت کردیم ودرشاهرود مسیر عوض شد وبه شهر گرگان ادامه مسیر دادیم وبطرف شهر آزادشهر که 120کیلومتر با شاهرود فاصله دارد حرکت نمودیم وچون مسیر صعب العبور وگردنه های متعدد پیچ در پیچ زیادی داشت وازطرفی هم باران رحمت الهی به خطه گرگان وآزادشهر درحال باریدن بود وپس از گذشتن از گردنه های خوش ییلاق به شهر آزادشهر رسیدیم وسرانجام در ساعت 1بامداد به شهر سرسبز وزیبای گرگان رسیدیم واستقبال خوبی از ما کردند (پسر خاله عزیزم آقای عقیل ابراهیمی درگرگان سکونت دارند )شب درخانه ایشان میهمان بودیم ودر15شهریور روز شنبه سری به جنگل زیبای توسکستان گرگان وگردنه های زیبای آن زدیم وبرای دیدن خواهر زاده ام سجاد به مجن یکی از شهرهای شهرستان شاهرود که سرباز هستند رفتیم منطقه زیبا وسرسبز ودارای باغات میوه فراوانی ایست که به همّت مردان آن دیار کاشته شده است وفرهنگ این مناطق را خوب وبالا ارزیابی کردم چون فاکتور وپاره مترهای فرهنگی نمایان بود ودرپایان بطرف تهران حرکت ودر صبح 16شهریور روز یکشنبه به تهران رسیدیم وبعداز ظهر در عروسی خواهر زاده ام شرکت کردم وشاد بودیم وخرم وفردای آن روز بطرف اردبیل حرکت کردیم .

درکل بحمد الله تعالی سفر خوب وخوش وپر باری داشتیم که از همه فامیلها وخویشان ودوستان که در طول سفر پذیرای ما بودند ومتحمل زحمت شدند صمیمانه تشکر می کنم واز خدای مهربان سلامتی وبهروزی برای شان مسئلت دارم .

خدایا چنین سفر هایی رابرای ما نصیب فرما وبر محمّد (ص) وآل او درود فرست .

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 شهریور1393ساعت 13:52  توسط اسد سیفیان  | 

مطالب قدیمی‌تر