شایق کندیمیز

وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل

سايت شایق کندیمیز

تقدیم به روح پدرم حاج محمود ستوده شایق
تقدیم به روح مادرم حاجیه قزتمام سیف الله زاده

       وبلاگ روستاي شایق تحت عنوان شایق کندیمیز خوش آمدید
 توسط اینجانب پرویز ستوده شایق و دوست عزیزم آقای اسد سیفیان شایق که بنده ساکن تهران و ایشان ساکن روستای شایق می باشد  با هدف اطلاع‌رساني بين اهالي روستا و جمعيت مهاجر پراكنده در شهراهاي مختلف به خصوص تهران، و نيز به منظور ايجاد جو دوستي و صميميت بين افراد، تقويت همكاري‌ و همفكري، تبليغ، حفظ و اشاعه فرهنگ رايج مردم روستاي شایق و آشنا كردن مردم علاقمند به طبيعت با جاذبه‌هاي طبيعي بسيار زيباي اين روستا راه اندازی گرديده است .

بديهي است كه رسيدن به اهداف ذكر شده كاري است بسيار دشوار و جز با همياري و مساعدت شما مردم خوب اين روستا ميسر نيست. در هر كجاي ایران یا خارج از کشور كه هستيد، منتظر ارسال تصاوير، مطالب، حكايت‌ها و اخبار شما هستيم تا بتوانيم پايگاهي پربار و مفيد داشته باشيم. 
اميدواريم با بهره‌گيري موثر از فناوري اطلاعات و ارتباطات، بتوانيم فاصله‌هايي كه به ناچار انسان‌ها را از هم دور مي‌سازند، كوتاه‌تر كنيم.

منتظر شما هستيم.



برچسب‌ها: افراد روستای شایق, وبلاگ شایق کندیمیز
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 22:40  توسط پرویز ستوده شایق  | 

ختم قرآن کریم در یک ساعت درشایق

رسم قرآن گذاشتن در روستای شایق : سابقه طلوع درخشش قرآن مجید درروستای شایق به زمان ابتدای تشکیل آبادی مربوط می شود وبه 3قرن گذشته بر می گردد ودرپرتو کلام نورانی وسراسر هدایت قرآن حدود 5/1قرن گذشته مرحوم حاج سیف الله شایقی جدّبزرگوار بنده حقیر این کلام حق را درقالب یک جلد با پوست آهو وبا کاغذهای محصوص آن زمان طراحی وبا تمام زیبایی خاصّ خود به رشته تحریر در آورده است که هم اکنون موجود می باشد .این حرکت بعدها درقالب مکتب های محلی ادامه پیدا کرده وافرادی چون مرحوم حاج ابراهیم فیاّضی ودیگران توانسته اند با جهادعلمی خویش با حداقلّ امکانات خود ایفای نقش نموده وشاگردان زیادی پرورش داده اند که درحال حاضر هرکدام درحدّخود قاری هستند واین کتاب الهی را روان خوان هستند . درماه مبارک رمضان که بهار قرآن هم میتوان یاد کرد از قدیم الایّام ،اهالی محترم وبافرهنگ شایق هرروز یک نفر احسان میدهند وقاریان را برای قرائت کلام نورانی دعوت می کنند بعلت کثرت قاریان درعرض حدود یک ساعت قرآن را ختم می کنند وشب هم برای افطاری وشام دعوت می باشند در کنار این افراد سایرین هم بی نصیب نمی شوند وبرای صرف افطار وشام دعوت هستند این رسم خوب درسایر مواقع هم وجود دارد منتهی بیشتر درزمان فوت افراد صورت می گیرد که دراینصورت صبحانه ونهار منظور می شود .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 9:49  توسط اسد سیفیان  | 

عروج ملکوتی حضرت آیت الله حاج شیخ جلیل خدایی شایق

انا الله و انا الیه راجعون

اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمۀ لا یسدها شیٌ

روح بلند عالم ربانی ،بزرگ خاندان حاج محمد یار، پدر معنویی و انقلابی اهالی محترم روستای شایق دانشمند علوم فقاهت و فصاحت ، استاد و مفسر قرآن کریم حضرت آیت الله حاج شیخ جلیل خدائی شایق ،پدر شهید والا مقام یعسوب خدائی به ملکوت اعلی پیوست .

مراسم تشیع:شنبه 1393/4/14 ساعت :  9 صبح  خاک سفید ،میدان رهبر 

مراسم بزرگداشت : دوشنبه 1393/4/16 از ساعت 17 الی 19 در مسجد باب الحوائج - خاک سفید میدان رهبر برگزار خواهد شد.

حضور امت شهید پرور علماء اعلام و حجج اسلام و شایقی های مقیم مرکز موجب تعظیم شعائر دینی و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 تیر1393ساعت 1:13  توسط اسد سیفیان  | 

مادر شهید بزرگوار یعسوب خدایی به ملکوت اعلی پیوست

مادر گرامی شهید بزرگواریعسوب خدایی مرحومه مغفورحاجیه خانم زلفناز نیک بین پس از تحمّل 28سال درد ورنج فراق شهید والامقام درحالی که دردامن پاک وعفیف خود افراد صالح ودانشمند با سرد وگرم روزگار پرورش داده است سرانجام به حیات فانی دنیا بی اعتنا شده وبه ملکوت اعلی پیوست که یقینا"همنشین فرزندش به خیل شهدای عظیم الشان خواهد پیوست این عروج آسمانی را به همه خانواده محترم ودانشمند خدایی علی الخصوص حاج شیخ جلیل خدایی وحاج اذن الله خدایی وبه همه فرزندان آن مرحومه تسلیت عرض می نمایم واز خدای بزرگ برای آن مرحومه مغفرت وآرامش وبرای باز ماندگان صبر واستقامت آرزومندیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 تیر1393ساعت 12:50  توسط اسد سیفیان  | 

مادر شهید بزرگوار یعسوب خدایی به ملکوت اعلی پیوست

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 تیر1393ساعت 12:31  توسط اسد سیفیان  | 

بهار قرآن

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بهار قرآن -ماه خدا ورسول اکرم (ص)وماه علی (ع)به عموم مسلمین جهان مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 تیر1393ساعت 12:16  توسط اسد سیفیان  | 

یاد یاران رفته را ...

سلام به روح پر فتوح حاج پرویز ستوده

درمدینه منوّره درصحن مطهّر نبی ّ مکرم اسلام درهمین مکان بیادت بودم وبا دورکعت نماززیارت به نیابت از شما عزیزم درساعت 24درحالی که دلم بادیدن قبرستان بقیع خاموش وتاریک پر از خون بود درب ورودی بین الحرمین شریفین هم به بقیع وهم به پیامبر بزرگ اسلام سلام وادای احترام کردم وزیارت نمودم ونماز زیارت بجای آوردم .

+ نوشته شده در  جمعه 6 تیر1393ساعت 10:56  توسط اسد سیفیان  | 

چرا هفت بار بدور کعبه طواف می شود ؟

سفر حج در حقيقت يك هجرت بزرگ است، يك سفر الهي است، يك ميدان گسترده خودسازي و جهاد اكبر است. مراسم حج در واقع، عبادتي را نشان مي دهد كه به طور عميقي با خاطره مجاهدت هاي ابراهيم و فرزندش اسماعيل و همسرش هاجر آميخته است. فلسفه مهم حج تقويت روحيه بندگي و جمع شدن مسلمانان گرد يكديگر در يك كنگره عظيم بين المللي است تا شايد مشكلات جهان اسلام مورد توجه قرار گيرد.

امام زين العابدين (ع)مى فرمايد: از پدرم حضرت سيدالشهداء (ع)پرسيدم : به چه

جهت در طواف هفت مرتبه واجب شده است ؟ پدرم امام حسين عليه السلام فرمود:

خداوند وقتى اراده نموده كه انسان را آفريده و جانشين خويش در روى زمين

قرار دهد،  فرشتگان (به حالت تعجب و اعتراض ) گفتند: آيا مى خواهى

انسان را بيافرينى تا خونريزى بپاكند. خداوند در پاسخ فرمود: چيزى را

مى دانم كه شما به آن آگاهى نداريد.  در اين هنگام ، حقتعالى فرشتگان

را به مدت هفت هزار سال از شعاع نورانيت خويش محروم نمود و سپس به آنها رحم

نموده و توبه ايشان را پذيرفت و به همين جهت در آسمان چهارم خانه اى را

بنا نهاده و به محاذات آن ، بيت الله الحرام را با هفت طواف واجب قرار داد و

معناى آن ، واجب شدن هر طواف در ازاى يكهزار سال بود و از طواف فرشتگان كه

هفت مرتبه در عالم علوى بود هفت مرتبه طواف بر بندگان خدا واجب گرديد.

 

هفته ، هفت بطن قرآن و هفت شوط طواف . براي هفت دور طواف وجوهي از لطايف

عرفاني بيان شده است .

 

وجه اول : سرّ هفت دور طواف اين است كه آدمي داراي هفت اخلاق رذيله است كه گاهي از آن تعبير به « هفت شوط حجاب » مي شود .

 

اخلاق رذيله عبارتند از : عجب ، كبر ، حسد ، حرص ، بخل ، غضب و شهوت . سالك بايد

 

اين ها را زايل و به جاي آن هفت اخلاق حميده را جايگزين كند كه عبارتند از:

 

علم ، حكمت ، عفت ، شجاعت ، عدالت ، كرم و تواضع .

 

وجه دوم : خداوند اقليم هاي هفت گانه دارد كه گاهي از آن تعبير به افلاك سبعه مي شود . اين آيه كه فرمود :( خَلَقَكُمْ أَطْواراً )

 

 ناظر به طورهاي هفت گانه افلاك و اقاليم است .

 

طواف قلب:

 

گرديدن دور قلب انسان كامل است . خداوند قلب وليّ خويش را بيت

 

كريم و حرم عظيم خويش قرار داد ؛ زيرا قلب اوست كه توانست بار امانت كشد ؛

 

امانتي كه زمين و آسمان از حمل آن سرباز زدند . در طواف بايد به گِرد وليّ

 

خدا گشت . با او بيعت كرد و با آنچه لايق و در خور اوست ، او را ستود

 

. بلندي بيت به اندازه بلندي قلب انسان كامل است ؛ يعني تا خدا ادامه دارد

 

، منازل بيت با منزلگاه هاي قلب وليّ خدا هماهنگ است ، گنجي كه خدا در

 

خانه خويش گذاشته ، با گنج او در ضمير ولي اش يكي است . زائر با طواف خويش

 

گنج هاي اين گنجينه را مشاهده مي كند و مدارج باطني را تا نيل به مقام سرّ

 

انسان كامل طي مي كند . بنابراين طواف قلب دو سويه است ؛ از يك سو طواف

 

كعبه با قلب است و از سوي ديگر طواف قلب وليّ خداست .

 

 


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 تیر1393ساعت 13:39  توسط اسد سیفیان  | 

بیت شریف

دربیت شریف ملیّت ونژاد سیاه وسفید فارس وترکی وعرب وعجم و...یکسان است فقط  یک سمت وسویی بردلها حاکم است وآن خدای بزرگ والطاف بیکران اوست .

همدلی از هم زبانی بهتر است !

فطرت انسانی خودرا نمایان می کند پاک پاک وزلال وزلال -گویی هیچ فرقی وجود ندارد واقعا"هم همین طوراست دلدادگان حضرت دوست از هرنقطه ایی پروانه وار با تکه های آهن از هوا وزین ودریا وبه هر طریقی که ممکن است خودرا به محضر جانان می رسانند وپروانه وار به گرد خانه الهی می گردند وبه آرامش کامل می رسند وهمین جا می توان فهمید که پروانه چرا خودرا به آتش می زند وفنای خویشتن را امضاء می کند .

انسانهای بزرگ روح بزرگی دارند که با دیدن خانه بزرگ ودرمحضر کریم ورحیم روح خویش را مداوا می کنند وآلودگی جان خویش را که با تعلقات پست وبی ارزش دنیا بدست آورده اند می شویند وجان به جان آفرین تسلیم می کنند همان طوری که خدای رحمان درهنگام تغییر محیط زندگی وحیات همانطوری که خلق کرده است می خواهد نه کم ونه بیشتر !

مقصود تویی کعبه وبتخانه بهانه است !

به وضوح با جان ودل این حقیقت  والا را دیدم منظور سنگ وپرده وچوب وفلز نیست که بگردی بلکه آن کمال مطلق است که کسب فیض می کنی وبه هیچ بودن تان اعتراف می کنی وباور وبه یقین می رسی که فقط تو لایق ستایشی وپرستش وفقط توهستی که بندگان را به فضل خود معنا می بخشی وتحرک وبرکات .

فقط کلمه الله اکبر می تواند درطواف خانه خدا شعار باشد چون زبان از حمد وسپاس آن کریم ورحمان ورحیم وحی وقیّوم قاصر است وبی سلاح !چشم ها با دیدن بیت شریف به آرزوی خود می رسد وپاهایت زمینی را گلد کوب می کند که همه صالحان وبندگان معصوم وپیامبران به آن قدم گذاشته اند چه مبارک قدمی که تورا به بهشت برین هدایت می کند وزمزم زلال وپاک وجودت را فرا می گیرد وتمام مولکولها واتمها وذرّات پروتون ونوترونهای وجودت بار معنوی می گیرند وبه سمت خدا جهت پیدا می کنند واین تمرین واوج سرمستی یک انسان خاضع وخداپرست می باشد که زمینه برای گشودن بال وپر عشق فراهم می شود .

فواید سفر های زیارتی :

1-انسان جان ومال وخانواده وآبرو خود را بیمه خدا می کند

2-گناهان انسان پاک وریشه های تازه ایمان ویقین گسترده می شوند .

3-حس پرستش وبندگی تقویت می شوند ودررسیدن به کمال انسان را یاری می کنند .

4-ثروت های مادی ومعنوی فراوان می شود وانسان گرفتار فقر وتهیدستی نمی گردد .

5-یک زندگی اجتماعی با بهترین هارا تجربه می کند وباتوجه به این مدت کوتاه کم ها را زیاد وزیاده هارا کم می کند .

6-انسان مقید به انجام فرایض دینی وانسانی شده ویک حالت کاملا"ایمنی پیدا می کند .

7-درسایه بهترین مکانهای زیارتی صفای قلب زیاد می شود .

8- دعاهایت مقبول درگاه احدیت می شود .

9- عمرت طولانی می شود .

و...

 

دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن، مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من
بیفشان قطره اشکی، که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من
اگر درها به رویت بسته شد، دل بر مکن از ما
در خانه دق الباب کن، وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را، اجابت می کنم، آری
طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را، جمع و منها کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را، شکر نعمت کن
غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من
به قرآن، آیه رحمت فراوان است، ای انسان
بخوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی، مشو نومید از رحمت
تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 تیر1393ساعت 12:52  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت به خانواده محترم قلی زاده

درگذشت مرحوم حاج اباذر قلی زاده را به خانواده محترم آقایان قلی زاده تسلیت عرض نموده واز خدای مهربان برای روح این پدر آرامش ومغفرت وبرای بازماندگان صبر واستقامت خواستارم

آن مرحوم درحین سفر به روستای شایق دارفانی را وداع کرد وبه دیدار حق شتافت ودرآغوش پر مهر خاک زادگاه خویش به آرامش ابدی پیوست که شاید آرزوی ایشان بوده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 تیر1393ساعت 11:7  توسط اسد سیفیان  | 

حریم یار (قسمت دوّم )

جانا حدیث حسنت درداستان نگنجد     رمزی ز راز عشقت در صد بیان نگنجد

حدیث عشق حکایت دیگری است که با حروف الفبا نمی توان بیان نمود بلکه باید با حرف دل وروح وایمان تفسیر وتوجیه گردد چراکه حروفات درقبال حسن وجلال وعظمت دوست شانه خالی می کنند ومثل برف درمقابل خورشید سوزان تاب وتوان ایستادن وعرض ادب ندارند.

بالاخره سوار اتوبوس شدیم وراهی سرزمین مقدس کعبه !ولی دل کندن از حضرت پیامبر کار ساده ایی نیست وتازه کم کم به حرم آشنا می شدیم وبقیع را با همه مظلومیتش می پذیرفتی ومونس وهمدم برای امامان غریب درخانه خود بودی ورمز ورازهای موجود در بقیع وحرم مطهر پیامبر را فرا می گرفتی !باید تسلیم شد ودعای وداع با اشرف مخلوقات وهمه صالحان ومادر حسنین (زهرای نور چشم پیامبر )راخواند وبا چشم گریان راهی مکه ومنا وعرفات شد چون حسین ابن علی (علیهما السلام )هم با دلی سوخته وچشم گریان ازمدینه ومکه وداع کرد وبسوی کربلای عراق حرکت نمود که هنوز هم سایه غم کاروانیان کربلا درمکه ومدینه وجود دارد وباید شناخت وفهمید ودرکش کرد ...

مسیر چند ساعته مدینه -مکه درشب تاریک با لباس احرام طی می شود ودل را به خدا بسپار از شر شیطان درامان باش که مدام در کمین توست !

با بدن عریان به میقات می روی وخسی بیش نیستی گردش چرخ تورا به صبح صادق می رساند وسحر را درسرزمین مکه ومنا درک خواهی کرد ولی درصندلی خود نشسته ایی وچرت می زنی وشاید ذکر می گویی ودررسیدن به معشوق واقعی سر از پا نمی شناسی که این رسم وکار دل است وخواهش های دل مواظب باش تورا از مسیر حق منحرف نکند وتابع عقل وهوش خود باش وبه خدا توکل کن که امتحانی سخت در پیش رو داری .

فریضه واجب صبح را دربین راه ادا می کنی این یعنی آخرین نماز تو برای خود زیرا به محض رسیدن به کعبه ازخود بیخود می شوی ودراقیانوس انسانهای مشتاق ناپدید می گردی ووصل به خودی خود می شوی ودرنتیجه سیر الی الله !

درشهر مقدس مکه به رنگها وتیره ها ووطبیعت بکر وسوخته برخورد می کنی وماشینهای مدل بالا واکثرا"ژاپنی وآلمانی وانگلیس و... که درخیابانهای تمیز وساکت مکه در حال تردد هستند با آسمانخراشهای رنگارنگ که استراحت گاه حجاج بوده وبرای کسب وکار ساخته شده اند .

خادمهای افتخاری را می بینی که درداخل هتلها تحت عنوان مدیریت ثابت هتل به محض رسیدن کاروان باگرمی تمام وصادقانه استقبال می کنند وعموما"هموطن ما هستند واز انسانهای خبره و عاشق اهل بیت وباصفای قلبی که دارند جهت خدمت به زائران حریم عشق آمده اند وبی نام ونشان درخدمت  زائران حرم هستند .

بصورت دسته جمعی راهی خانه دوست می شویم وگوش بفرمان روحانی کاروان ومدیر کاروان قدم های سنجیده برمی داری وبا چشم حسرت به سوی خانه یار می روی ناگهان کعبه عشق ووفا را می بینی وبه سجده می افتی وسبحان الله می گوئی والحمد لله و...

آنقدر بخدا نزدیک شده ایی که در خانه اش جاداده است ودعوت شده ایی واو استجابتت خواهد نمود .

طواف کعبه از خط حجر الاسود شروع وبا لبیک اللهم لبیک و... گرد خانه اش می گردی وبه آرزوی خود رسیده ایی که چه جایی بهتر از خانه وآستانه دوست !!!

پس از طواف هفت گانه نماز طواف بجای می آوری وپشت مقام حضرت ابراهیم پیامبر نماز می خوانی که دل به دریای بیکران الهی زده ایی !وبلافاصله سعی صفا ومروه را هفت مرتبه بعمل می آوری ودرمسیر صالحان قرار گرفته ایی واسماعیل وابراهیم وهاجر وسارا و...

عمل تقصید بعمل می آوری ووزنت را کم واضافه هار امنها می کنی وبرای ادامه اعمال طواف هفتگانه طواف نساءهفت بار دور خانه اش می گردی تا بالاخره نماز حج طواف نساءبا قرائت تمام وکمال می خوانی اگر اشتباهی صورت گیرد عواقب بسیار سنگین در انتظار شماست ووارد خانه حریم یار می شوی وبدون واسطه سخن می گوئیی وطلب می کنی

+ نوشته شده در  شنبه 31 خرداد1393ساعت 21:13  توسط اسد سیفیان  | 

حریم یار

الهی !روزهایم را چون شبم روحانی وشبهایم راچون روزم نورانی گردان

آن که سحر ندارد     ازخود خبر ندارد

چند روزی مهمان بهترین گل خلقت می شوی دل تمنای پرواز دارد راه رفتن را فراموش می کنی وجودت را رحمت الهی فراگرفته وفضای نورانی ومعطّر شهر پیامبر مدینه النّبی غرق در فضل وکرم خالق هستی می شوی اینجاست که باتمام وجود ازاعتقاد به یقین می رسی وغبار تن زدوده شده وکم کم بال وپر پیدا می کنی وهر آن شوق عروج وپرواز داری چراکه همه چیز برایت مهیّا شده است تاخیر چرا؟!

مدینه دری از درهای بهشت است چون پیامبر رحمت العالمین باتمام خانواده اش درآن ساکنند چهار امام معصوم که هرکدام ستاره ایی آسمان امامت درآن پرتو افکنی می کند وفاطمه زهرا (س)زنی که اگر مرد بود بجای رسول الله بود دراین شهر درخشش دارد وآبروی شهر مدینه هستند .بالای مناره هارا که می بینی یک کره کامل که نشان از اکمال دین اسلام حکایت دارد ودرشهر مکه مکرمه بصورت هلالی وحاکی از طلوع دین اسلام وناقص بودن آن است که در مدینه به کمال مطلق رسیده است با ولایت علی المرتضی (ع)

زمینه برای حضور درحریم کبریایی یار فراهم می شود کوچ ومهاجرت معکوس شروع می گردد یعنی پیامبر اسلام برای تبلیغ دین اسلام ازمکه به مدینه هجرت نموده است وتو برعکس عمل می کنی چرا ؟جوابش خیلی ساده است .

ای انسان هرچه بوده ایی وهرکی هستی خودت رابرای دیدار یار آماده کن !

همانطوری که عریان بدنیا آمده ایی باهمان حالت به ملاقات حضرت دوست باید بروی دیگر مال ومنال ومقام واسم ورسم تان بی اعتبار است وبه پشیزی نمی ارزد اصلا"منسوخ شده وبدرد نمی خورد !

زیارت عالی ترین مخلوق هستی با خاندان طاهرینش درتو ظرفیت بوجود آورده وتورا درمقام ایستادن در محضر پاک وقدّوس آن خالق مهربان قابل کرده است وباید بروی ودور خانه باعظمت وبی نظیرش بچرخی وبه فنا برسی با پوشیدن لباس سفید وتکه پارچه های خام وندوخته درمسجد مقدّس شجره پیامبر پس از غسل احرام ونیت وتربیه پیمان می بندی که بنده باشی وفرمان بردار وحرف شنو وپس از قرائت نماز مغرب وعشاءراهی سرزمین نور وجبرئیل وحرا وکعبه می شوی .

هیجانات روحی وجسمی شروع می شود وتابع اصول ومقرراتی که باید رعایت شود زیرا قطره ایی درحال پیوستن به دریایی از آرامش وکمال وعلم ومعرفت است وقطره ایی که از خواستگاه اصلی خود جدا گشته بود به بستر مادر خود محو وجود اقیانوس کرم وفضل الهی خواهد شد .

اگر آسمان دلت ابری است بدانکه به اندازه کافی اوج نگرفته ایی ودرلابلای ابرهای آسمان غرق می شوی نمی توانی پرواز کنی ومی مانی .

بعلت تالمات روحی از ادامه حریم یار منصرف وبعدا"مزاحم اوقات شریف تان خواهم شد .فعلا"خدا حافظ

+ نوشته شده در  جمعه 30 خرداد1393ساعت 19:44  توسط اسد سیفیان  | 

شبی با شهدای بقیع

بقیع باغی از باغهای بهشت است

تاریک وروشن عکس همدیگرند وهرکدام معنایی به دیگری میدهد وقتی دراوج روشنایی وپرتوهای رنگارنگ واقع می شوی خیالت ازیک تاریکی مطلق وسکوت معنادار فارغ است وفکر نمی کنی درچند قدمی تان یک اسرار وگنج هایی درزیر خاک غبارین زمان جهل ونادانی مستتر است وبه همه عالم رضایت داده است که استتار باشد وبی نامی وبی نشانی !شهیدان گمنام ایران اسلامی بی نام وبی نشان بودنشان را ازبزرگان خویش به ارث برده اند ودریایی از حقایق را درگمنامی بخود اختصاص داده اند چراکه خورشید همه هستی نورچشم پیامبر حضرت زهرا (س)مادر حسنین (علیهم السلام)دراثر ظلم زمان آرامگاهش برای دیدگان پنهان است وفقط اهل دل با چشم بصیرت می بینند بانوی دوعالم تاظهور فرزندش حضرت قائم آل محمّد (ص)هیچ دیده ایی را تماشای تربت خاکش را مصلحت نمی داند زیرا بشر باید بخود آید تا خورشید ولایت وعصاره نبوت چهره از نقاب خاک کنار زند وآن روز نور محمّد (ص)برجهان تاریک وبی روح دمیده می شود وصفا وصمیمیت وصداقت واخلاص سراسر عالم را فرا می گیرد .

وقتی چند قدم از حرم انسان کامل پیامبر رحمت وعظمت فاصله می گیری به دیوارهای بلند وسنگی به ارتفاع 6متر برمی خوری ابتدا خیال می کنی زندان مدینه است !ولی زندانها معمولا"کشیک دارند ونگهبان ومهمتر از همه چراغ هایی برای حفاظت زندان با پرتوافشانی خیره کننده که دائم در گردش است امّا اینجا نه چراغی وجود دارد ونه نگهبانی !در سکوت وتاریکی کامل فرو رفته است !!!

پشت میله های فولادین که می ایستی اشک چشم امانت نمی دهد ودل هویت خودرا نشان می دهد مظلومیت علی (ع)وتنهایی وغربت آن بزرگ پرچمدار اسلام وپیامبر جلوی چشم نمایان می گردد واحد وبدر وحنین وخندق ومحاصره در شیب ابوطالب وهزاران گرفتاریهای مسلمین برایت تداعی می شود وتازه متوجه می شوی که چرا امام حسین (ع)همه یار وداروندارش را درمدینه رها می کند وبه صحرای خوفناک وبی آب وعلف نینوا روانه می شود وبکلی دست از شهر ودیار خود می شوید وراهی دیار غربت وبی کسی ونامردان رهسپار می گردد حسینی که کوچه های مدینه ودر ودیوارهایش سراسر خاطره ودرس ومکتب بوده است چرا نامید می شود وبه قربانگاه دزدان شرف وانسانیت می رود واعلام می کند هرکس بیاید کشته خواهد شد !

نامردان روزگار آن سیاه دلان همیشه ملعون اگر می گذاشتند سرنوشت بشریت طوردیگری می شد .

توهستی ودیوار بلند وداخل دیوارها میله های چند وجهی ولی پنجره ایی که برایت می گشاید درهای بهشت است بوی امامان مظلوم بوی زهرای اطهر بوی فرزندان پیامبر وهمه صالحان وسالکان طریق عشق وجوانمردی وطریق خدا درپشت این دیوار بلند به مشامت می رسد ومست وحیرانت می کنند چرا که بوی رحمانی با سایرین قابل تشخیص وتفاوت دارد وروح را سرگشته وسیراب می سازند وانسان محو حقیقت خدایی می گردد

وجودت مثل آهن ربا که براده های آهن را دور خود جذب می کند انواع واقسام گل های بهشتی را مزه می کند ویک روضه وباغ عالی بهشتی فرارویت گشوده می شود وفقط تماشاچی هستی که از کدامین گل بوستان آل محمّد (ص)وآل علی (ع)بو بکشی ونگاه کنی واسیر عظمت وشکوه خالق هستی می شوی که چنین آفریدگانی دارد وبندگان صالحی که هرکدام کهکشانی از زیبایی ومعرفت وکمالند .

رویاهای عجیب وغریب برایتان مهیا می شود ویک صبر واستقامت نو وتازه در وجود وعمق جانت دمیده می شود ویاس ونامیدی رخت بر می بندد وامیدوار به فضل وکرم الهی از همه صالحان وبندگان خاص خدا خدا حافظی وبسوی محل اقامتت می روی ویک آرامش توام با نشاط وخرمی پدیدار می شود .

خاک تربت بقیع شفای درد دل همه انسانهای دلسوخته وطالبان حق وحقیقت است وتوتیای چشم ودل عارفان

لحظه های بهشتی حاصل می شود وپرواز روح به اوج همه زیبا ییها

انشاءالله قسمت  تان شود وببینی چه حکمتهای بزرگ دربقیع نهفته است

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 خرداد1393ساعت 12:42  توسط اسد سیفیان  | 

مدینه (کعبه دل -قبله گاه عاشقان )

مدینه قبله دل :

شهری با هتلهای جورباجور وخیابانهای عریض وطویل وپاک ودوست داشتنی با ماشینهای وارداتی محصول کشورهای خارجی با سرنشینهای عربی عینک به چشم وفروشگاههای پر از محصولات چینی وهندی و...با نخلهای فراوان سر به فلک کشیده که خرمایشان رسیده به نظر می رسید با هوایی بسیار گرم وخشک وبا ذرّات معلق درهوای فراوان ،طبق گفته رانندگان کرایه کش محلی جمعیتی 2یا 3میلیونی دارد که قسمتی از شهر که مسجد مقدس شیعیان مدینه هم در آن قرار دارد شیعه هستند ویک باور تقریبا"غیر ممکن برای ما ایجاد می شود که آیا درچنین فضایی بسته وبغض آلود وخفگان شیعه ایی در این شهر غریب پیدا می شود ؟! واقعیت این است که بلی هست چطوری وچگونگی آن زیاد معلوم نیست ولی اصالت خودشان را به وجود همه ناملایمات وسختی های بیش از حد بالاخره حفظ کرده اند ونام مبارک ائمه معصومین (علیه السلام )دردرودیوار مسجد زیبای شیعیان روح وچشم وجان آدمی را آرامش میدهد ویک امید به فردایی بهتری را نوید میدهد .زیاد تعجب نمی توان کرد که چرا شهر پیامبر چنین باشد وآزاد نباشی حتی صلوات بفرستی وابراز علاقه کنی وعقده دل را خالی کنی وبرای مظلومیت اهل بیت بسوزی وخون گریه کنی !همه این شکوائیه را دردل نگهدار وبپیچ در قالب نامه ایی از نور ودرکلماتی از نور وبه وجود مقدس امام زمان (عج)عرضه کن تا اظهار همدردی شما دل مولا را تسکین دهد وقوّت قلبش باشد چراکه او همیشه ودرهمه حال آرزوی شکستن طلسم کفر والحاد را درسر می پروراند .

مدینه شهر بی مهری امت به اهل بیت پیامبر است ،بوی در سوخته می آید ،شهری ایست که مولا علی (ع)درآن یاری برای گفتن درد دل پیدا نکرده است وبه ناچار حرف دل را به چاههای مدینه نقل قول کرده است وچاههای مدینه الفت دیرینه با یار پیامبر دارند وهنوز هم زمزمه های آسمانی آن شیفته حق نوازشگر جان اهل دل است زهرای مرضیه دردفاع از علی مظلوم وبی یار خودش را به آب وآتش می زند تا حق به حقدار برسد ورسالت بزرگ الهی برزمین نماند وبه نااهلان نرسد ولی متاسفانه باهمه تلاش وکوشش صد حیف که سنّت شکنان نالایق همه چیز را وارونه جلوه دادند وتا مدتهای دراز بشریت را به گمراهی وتاریکی وظلّت نشاندند که آثارش را می بینیم وتفرقه میان امت واحد اسلام ناب محمّد (ص)حاصل آن است .

قبرستان مقدس بقیع در شعله های آتش کفر ونفاق می سوزد ومنتظر یک بارش باران وفرد آسمانی است تا حرمت وعظمت را به ارمغان آورد لاله های تبدار بقیع خادم ندارد وخدا با فرشتگانش اداره می کند زیرا بشر لیاقت چنین خدمتی را فعلا"ندارد شبها در تاریکی مطلق است بدون آن که یک شمعی از یک خادمی روشن شود وسایبان ندارد شاید مظلومیت را خورشید امضاء می کند .

گوهر تسکینه :

یک راز پنهان در دل داری ونمی توانی اظهار کنی چراکه این راز اگر برملا شود دنیایی از غربت وبی کسی وغم واندوه وجودت را فرا می گیرد واجازه حرف زدن را از تو می گیرد قاعده شاید چنین بوده وخواهد بود وپیوسته گم شده ایی را جستجو می کنی ونمی یابی ولی یک جای خالی برایت محفوظ است وآن گوهر آسمانی است که زمین ظرفیت نگهداریش را درخود نمی بیند وشرمنده وشرمسار نقاب به رویش کشیده است .

علی جان !

آه را دردل نهان کردی چرا؟! ماه را در گل نهان کردی چرا؟!یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟!

یادگار غربت زهرا کجاست ؟!سینه زهرا تب توحید داشت! کان شرف شیره خورشید داشت !

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران!

کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران!

هر کس شراب فرقت روزی چشيده باشد!

داند که سخت باشد قطع اميدواران!

با ساربان بگوئيد احوال آب چشمم!

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران!

بگذاشتند ما را در ديده آب حسرت!

گريان چو در قيامت چشم گناهکاران!

ای صبح شب نشينان جانم بطاقت آمد!

از بسکه دير ماندی چون شام روزه داران!

چندين که بر شمردم از ماجرای عشقت!

اندوه دل نگفتم الا يک از هزاران!

((سعدی))بروزگاران مهری نشسته بر دل!

بيرون نميتوان کرد الا بروزگاران!

چندت کنم حکايت؟شرح اينقدر کفايت!

باقی نميتوان گفت الا به غمگساران!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 خرداد1393ساعت 10:53  توسط اسد سیفیان  | 

سفر نامه خانه دوست

الحمد لله ربّ العالمین کما هو اهله

سپاس بیکران به درگاه پاک وبی همتا که توفیق سفر وزیارت پیامبر (ص)وائمّه بقیع وزهرای مرضیه (علیهم السلام )وخانه پر عظمت وشکوه خودرا  به بنده حقیر عنایت فرمود تا دل از تعلقّات دنیوی کنده وبه حقیقت والایی برسم نمی دانم با چه الفاظی وکلماتی از خدای خود تشکر کنم که این همه لطف وکرم درحق بنده ی بی مقدار متوجه ام ساخته است :از دست وزبان کی بر آید      کز عهده شکرش بدر آید

سفر به شهر پیامبر :

ساعت 14تاریخ 1393/3/11روز یکشنبه با بدرقه خوب اهالی محترم ولایت مدار روستای شایق ازخانه خود حرکت نمودم وقرار بود ساعت 16درفرودگاه اردبیل باشیم و4ساعت قبل از پرواز که ساعت 19بود بایستی در فرودگاه حضور می داشتی تا تشریفات قانونی بخاطر پرواز خارج از کشور صورت گیرد .

بالاخره پس از مدتها انتظار بلندگوی فرودگاه به صدادر آمد زائرین محترم جهت سوار شدن به هواپیما آماده باشند .هواابری وبارانی بود ودلهابسوی پیامبر وفاطمه روکرده بود سفری که ورد زبان انسانها برای آرزوی خوشبختی وسعادت همدیگر بر زبان آورده می شود که به این آسانی پس از چند ساعت پرواز به حقیقت ناب ووالایی که روح انسان مدام درتب وتاب رسیدن به آن انسان بزرگ وشایسته که لیاقت اشرف مخلوقات بخود اختصاص داده است روح بلندی که همه انبیاء واولیای حق به آن اذعان دارند وفلسفه خلقت هستی با آن حقیقت خالص ربط پیدا کرده وبا آن گره خورده است .

درقالب دوکاروان زیاتی 1-کاروان رحیل اردبیل (کاروان ما )2-کاروان آرتاویل گذشت اردبیل که هرکدام 120زائر پس از 3/5ساعت پرواز در مسیر اردبیل -جدّه ساعت 23شب به فرود گاه جده رسیدیم پیام :مسافرین محترم هم اکنون در آسمان شهر جده عربستان هستیم لطفا"کمر بندهای ایمنی را محکم ببندید وپشتی صندلی خودرا به حالت عمود اولیه خود برگردانید درحال حاضر درحال کم کردن ارتفاع جهت فرود در فرودگاه جده هستیم وتا دقایقی دیگر بر زمین خواهیم نشست و...

پس از فرود از هواپیما به محل استراحت کوتاه مدت (سالن استراحت )هدایت شدیم هرکسی مشغول کاری شد یکی نماز می خواند یکی روزنامه می خواند ویکی چرت می زد و...)از لحاظ نظافت فرودگاه جده خیلی تمیز ومرتب به نظر می رسید وهر لحظه شاهد چند فرود وصعود هواپیماهایی را شاهد هستی که از اقصی نقاط عالم خودشان را برای محبوب وخانه دل می رسانند با گویش های متفاوت ورنگ های سفید وسیاه وزرد و...اما یک هدف مشترک دارند .

با اتوبوسهای بزرگ فرود گاه جده بطرف ماشیهای مدینه حرکت کردیم وپس از چند دقیقه ایی به اتوبوسهای بین شهر مدینه وجده که از پیش تعیین شده بود رفتیم ودراتوبوس شماره 3 که شماره ما بود سوار شدیم وپس از چند دقیقه اتوبوس به حرکت در آمد مسیر 5یا6 ساعته باید برای رسیدن به پیامبر خدا پیموده می شد برای ادای فریضه واجب نماز صبح وصبحانه  در رستورانهای مخصوص زائران خانه دوست بین راهی مدت کوتاهی را سپری کردیم وبه ادامه مسیر طی طریق نمودیم تا سرانجام در ساعت 7صبح به وقت محلی که 1/5 ساعت از ساعت ما عقب هست رسیدیم ودرجلوی هتل روضه المکارم که در نزدیک حرم پیامبر اکرم درب 6 واقع بود دراطاق شماره 811که قبلا"تعیین گردیده بود پس از سخنرانی هئیت استقبال مدیریت هتل ثابت که اکثرا"از نیروهای اداری ما ودر سطوح بالای علمی وتقوی قرار دارند وبخاطر عشق ویژه ایی که به خاندان آل عصمت وطهارت دارند مدت یک ماه خدمت صادقانه وبی توقع برای زائران پیامبر عمر خویش را وقف این کار باارزش می نمایند کلید اطاق را تحویل و2ساعت استراحت نمودیم وپس از غسل زیارت دسته جمعی برای زیارت پیامبر وادای دین به حرم مشرف شدیم وزیارت نامه خواندیم طبق معمول برخلاف خواست آقایان چفیه قرمزها مانع شدند ونگذاشتندالبته شاید بخاطر اذهام جمعیت باشد وهزاران شاید های دیگر که باید قبول کرد ومظلومیت اهل بیت برایت بیشتر تداعی گردد که هنوز هم که هنوزاست اجازه قرائت وعرض ادب به ساحت مقدس حتی نبی مکرم اسلام را هم نداری فورا"مانع می شوند وکتب ادعیه را گرفته وسطل آشغال می اندازند !!!

فقط می توانی راه بروی وقاعده خشک وخالی که به طبیعت عاشقان اهل بیت مزه نمی دهد بنده قبول دارم که بوسیدن در سطح بسیار پایین عرض ادب است ولی با شرک فرسنگ ها تفاوت دارد با لمس وبوسیدن ضریح مطهر که انسان کافر نمی شود این یک راه مرسوم ومعمول برای ابراز علاقه به همدیگر است بگذریم ...

خورشید مدینه از بقیع طلوع می کند :

هیچ انسان آزاده وباشرافتی وجود ندارد که با شنیدن کلمه مقدس بقیع دلش به حال مظلومیت اهل بیت پیامبر ئفرزندان علی وزهرای اطهر وخانم فاطمه نسوزد زیرا این با عمق جان وروح انسانها عجین شده است چون قبر مخفی زهرا دردلهای شیعیان قرار دارد وبا شنیدن قبرستان بقیع زیرورو می شوند واشک مظلومیت برای چهار امام مظلوم که قبر مطهّر شان در اثر ظلم زمان بوسه گاه فرشتگان وخورشید مدینه است وسایه برای آنها معنی ندارد باید درمقابل خورشید سوزان مدینه عریان باشند وتا قیام قیامت بسوزند البته حکمت خدارا ما نمی دانیم شاید خواست حضرت حق چنین است وبا تحقق قیام آل محمّد (ص)به نتیجه مطلوب می رسد وشاید نشانه مظلومیت را خداخودش دوست دارد تا ابد ادامه پیدا کند بلی باید رفت ودید که چه ظلمهایی برای خاندان علی واولاد علی (ع)روا داشته ومی دارند تا بخود بیائی ومدام در مظلومیت زهرا وامام عصر (عج)که همیشه در سوگ پدرانشان می گرید ودلش خون است .

اسلام دیکته شده وخشک وخالی برای کاخ نشینان عرب تزریق شده وهمه حقایق تحت الشعاع ریش جنبانان چفیه قرمزها وماموران سیاه عربستان ومزدوران افغانی وپاکستانی که بخاطر تسلط بر زیان فارسی همه وجودشان را به اندک ریالی می دهند وبه تبلیغات علیه خاندان طهارت وعصمت می پردازند آنقدر بی منطق وبی ارزش حرف می زنند که فقط نوار خالی را را پر وبه اجیر بودن در زیر پرچم انحرافی رضایت می دهند .

قبرستان مقدس بقیع حکایتهای دردناک وسوزناکی دارد که با اندک فکر وخیال من نوعی ناقابل نمی گنجد وچه بنویسم تا مظلومیت امام حسن وامام زین العابدین وامام محمّد باقر وامام جعفر صادق وزهرای مرضیه (درود وسلام خداوند متعال بر همه آنان باد )ادا شود هرگز وابدا ...!

بقیع را باید از زبان امام زمان (عج)شنید وتفسیر وتوجیه شود -بقیع محل فرود وصعود همه فرشتگان وآسمانیان می باشد خاک مقدس بقیع بوی زهرا می دهد بوی پیامبر میدهد بوی علی میدهد وبوی خدا و...

لاله های بقیع همیشه رویش دارند شبهایش مثل همه جای جای عالم در سکوت مطلق ودرتاریکی محض !

پشت دیوارهای بلند بقیع شبها حال وهوای بهشتی ایجاد می کند واشک چشم روح وروان را روشن ودل را بسوی حقیقت ناب وولایی سوق میدهد پرواز دل حکایتی بس عجیب وناگفتنی است وبماند !

بعداز نماز صبح ریش جنبانان عرب دربهای آهنین را باز می کنند تا خورشید مدینه طلوع کند زنجیر های ظلم همچنان درپای امامان معصوم قرار دارد وصدای ضد دینی وضد شیعه خودفروشان دورتادور گوهرها راگرفته اند وبا دوسه کلمه ایی که آموزش دیده اند به اغفال زائران حریم یار می پردازند البته تاثیری ندارد فقط وقت را می گیرند ومانع زیارت می شوند چون ریشه محبت امامان در قلبهای شیعیان بسیار عمیق وناگسستنی است وحرف های ناموزون وغلط هیچ تاثیری درآن نداشته ونخوهد داشت بلکه بر محبوبیت ومظلومیت اهل بیت می افزاید .

زیارت نبی مکرم اسلام وجود را برای خانه دوست مهیا می سازد وغبار وزنگار دل را شستشو می دهد ویک قابلیت خاص برای حریم یار به انسان می بخشد وبرای حضور در خانه کوی دوست آمادگی لازم فراهم می آید عشق وذوق ونشاط تازه پیدا می کنی وباهمه توان به دیدار یار نایل می شوی هم چیز فراموش می شود ودرخود محو واحساس سبکی وبی وزنی می کنی .

برجایی قدم گذاشته می شود که حق علی (ع)در آن نادیده گرفته شده ،زهرای مرضیه صبح وشام در فراغ پدر بزرگوارش گریسته وهنوز هم با گوش جان می شود صدای حزین آن بانوی خورشید کربلا را شنید وکوچه های مدینه مملو از آه وناله های آن چشم وچراغ عالم است با اینکه ساختمانهای بظاهر چند طبقه وکوچه وخیابانهای عریض وطویل مدینه زرق وبرق دارند ولی با کمی دقت می شود صدای پای حسین وحسن وابوالفضل وزینب را فهمید وسبک زندگی شان را لمس وحس کرد وعلی مظلوم عالم چه خون دلها خورده وچه نخلستانهایی در مدینه ایجاد کرده وچه چاههایی وقف این مردم ناشکر نموده است که از تمام نخل ها می شود پرسید وپاسخ شنیداماّ افسوس که بشریت بازهم در غفلت وسردرگمی بسر می برند وحقیقت را پیدا نکرده اند ودچار لغزشها وتمناهای خویشند ویک مسیر غلط ونادرست را می پیمایند  .

مدینه رابا چشم دل باید نگاه کرد اگر نتوانستی درکش کنی وبفهمی مقصر خودتی !

دل واله بین حرم پیامبر وبقیع است واین زیباترین قبله یک عاشق برای رسیدن به معشوق خویش است چراکه سمت راست را می نگری گلدستهای گنبد خضرا را می بینی وسمت چپ را نظاره می کنی لاله های بقیع ومادر همه آفرینش زهرا ی مرضیه وام البنین آن شیر زن پاک ومعصوم که همه داروندارش رافدای مولایش امام حسین (ع)نمود .

بخاطر اینکه سوّم شعبان بود ولادت امام حسین (ع)ودرچهارم وپنجم شعبان ولادت امام سجاد(ع)وحضرت ابوالفضل العباس (ع)بنده توفیق داشتم حضورا"به مادرانشان در قبرستان بقیع تبریک گفتم وچه تبریک گفتنی که به دنیا دنیا لعل وجواهر نمی دهم (الحمد لله ربّ العالمین )

برای شفای بیماران وخوشبختی جوانان ومغفرت وآرامش دوستانم که دار فانی را وداع کرده اند مخصوصا"مرحوم ومغفور زنده یاد مهندس حاج پرویز ستوده شایق به درگاه باریتعالی دعا کردم .

ادامه دلنوشته هایم سفر دل را درپستهای بعدی خواهید دید انشاءالله بدرود

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 خرداد1393ساعت 12:36  توسط اسد سیفیان  | 

اعیاد شعبانیه مبارک

اعیاد شعبانیه را به همه انسانهای آزاده مخصوصا"به همه شیعیان جهان تبریک وتحنیت عرض می نمایم

+ نوشته شده در  شنبه 10 خرداد1393ساعت 9:25  توسط اسد سیفیان  | 

شایق دربهار

قسمتی از مناظر زیبای شایق درتاریخ سوّم خرداد ماه سال نودوسه عکسبرداری شده است تقدیم شما عزیزان

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 خرداد1393ساعت 19:38  توسط اسد سیفیان  | 

عید سعید مبعث رسول مکرّم اسلام مبارک

محمّد کافرینش هست خاکش ...هزاران آفرین بر جان پاکش

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 خرداد1393ساعت 13:21  توسط اسد سیفیان  | 

شهادت امام موسی کاظم (ع)تسلیت باد

شهادت هفتمین امام و پیشوای شیعیان جهان امام موسی کاظم علیه السّلام به همه انسانهای معتقد به حق وحقیقت مخصوصا"شیعیان جهان تسلیت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 خرداد1393ساعت 9:53  توسط اسد سیفیان  | 

سفر به سرزمین وحی

اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم

الحمد لله ربّ العالمین

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم ...چشم بیمار تورا دیدم وبیمار شدم

انشاءالله 11خردادنایب الزِیاره شما پاکان و عازم سرزمین وحی وآفتاب (مکّه مکرمه ومدینه منوّره )هستم از همه شما بزرگواران وصاحبان کرامت وذوق وعشق عاجزانه تقاضای عفو وبخشش وحلالیت می طلبم وبه هر نحوی از انحاءدوستانی که احساس می کننداز بنده نسبت به آنان بی احترامی ویا خدا نکرده موجب آزرده خاطر شان شده ام با نهایت کوچکی وبی مقداری می خواهم بنده حقیر را حلال کنند منهم درحدّتوان جبران محبت های شما عزیزان در کنار رسول خاتم (ص)وقبرستان مقّدس بقیع مظلوم وبیت الهی دعای تان خواهم کرد .

به طواف کعبه رفتم به درون رهم ندادند        که تو در برون چه کردی به درون خانه آئی ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 خرداد1393ساعت 9:17  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت به امام عصر (عج)

وفات شهادت گونه امّ المصائب شیر زن واقعه کربلا احیا کننده قیام حضرت امام حسین سرور وسالار شهیدان (ع)حضرت زینب کبری فاطمه ثانی (سلام الله علیها )به امام مهدی (عج الله تعالی  فرجه الشّریف )وبه تمام زنان مسلمان ومخصوصا"شعیعیان جهان تسلیت باد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اردیبهشت1393ساعت 13:15  توسط اسد سیفیان  | 

قلب کوهستان

قلب کوهستان همیشه زنده وپایدار است 

همیشه در قلب مائی

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اردیبهشت1393ساعت 20:23  توسط اسد سیفیان  | 

آیا اودوباره به مشهد مقدّس می رود ؟!

برای اوّلین بار به پابوسی امام هشتم شیعیان جهان مشرف شده بود سالها آرزوی زیارت داشت سرانجام کاروان مهیا شد صبح روز 19آذرماه 1392دریک هوای سرد زمستانی قرار شد درمسجد جامع سرعین جمع شده وپس از ادای فریظه واجب یک حرکت مثبت بطرف شرق ایران حدود 1600کیلومتر انجام شود .

ماشین vip  حرکت نمود ودلها روانه گل باغ آستان پاک وزلال ولایت فرزندی از فرزندان علی (ع)وزهرای مرضیه (س)پر وبال پیداکرد وچشم ها ازاشک شوق خیس ونرم شدند وپس ازسیر  طریق طولانی امّا امیدوار کننده بالاخره به شهر مقّدس مشهد رسیدیم ودرهتل ماه عسل منزل انتخاب کردیم .

همانطوری که از نامش پیداست هتل ماه عسل برای زنده یاد محمّد پوررحیمی ماه عسل بود وماه دیدار با ولیّ خدا !دیگر ماه عسلی برای او وجود نخواهد داشت .

او ساکت وآرام بود طمانینه ونشاط در قلب پاکش نمایان بود چهره بشاش وساده اش یک نگرش کودکانه به انسان هدیه می کرد ودستهای پر تلاش این مرد صاف وبی آلایش همیشه افتخار نشان زحمت وتلاش به خانواده درخود داشت وگونه هایش مثل سیب درختی قرمز بود و...

دریکی از روزهای سرد زمستانی مشهد الرضای ایران درمراجعت از حرم مطهّر به منزل با ایشان وبرادروپدرش درمسیر 500متری بطرف منزل بر می گشتیم برای خرید نان تازه به نانوایی رفتیم می گفت :هر سال به مشهد می آیم خودم می توانم هزینه زیارت را تامین کنم .

سه چهار روز قبل از سفر به دیدار ابدی درحالی که گوسفندان را از صحرا به خانه می آورد به بنده سلام وخسته نباشید گفت منهم جواب سلامش را دادم وگفتند :هرزمان به مشهد خواستید بروید من رهم هستم گفتم انشاءالله دوباره به مشهد می رویم وامسال برای کربلای معلی هم میرویم به فکر گذرنامه باش .

آن چهره درخاک رمیده وتسلیم تقدیر الهی گشته موج شادی وخنده در او نمایان شد گفت :چه بگویم !!!

اکنون اسیر خاک گشته ودرزیر خروارها خاک وسنگ به آرامش ابدی فرورفته است همه آرزوها واسرار آن مرد صحرانورد وآن دوست طبیعت وگوسفند ودشت درزیر خاک مدفون گشته ودیگر سفری به مشهد وکربلا و...انجام نمی شود .

اکنون محمّد به دیدار خدا رفته وگوسفندانش وآن شلاق وچوبدستی آن مرد بر زمین مانده و چراغ زندگی جوان ناکام باهمه آمال وافقها به خاموشی گراییده است واین سفر دیگر بازگشتی ندارد وسفر آخر وآخرت است ....

با سلام وصلوات بر حضرت محمّد (ص)وخاندان پاک ومطهّرش روح مرد تلاش وهمیشه زحمتکش را شاد نماییم .

+ نوشته شده در  شنبه 20 اردیبهشت1393ساعت 17:56  توسط اسد سیفیان  | 

اوج مشارکت وایثار

فرهنگ مشارکت وحسّ انساندوستی وایثار درمیان ایرانیان خیلی رایج بوده وهست ولی بسته به اقوام ومنطقه درنوسان می باشد وبنظرم میان روستائیان تقریبا"بیشتر است در روستای ما قوی وقابل تحسین وستایش است .
چند روز پیش دریک سانحه رانندگی تراکتور یکی از اهالی محترم به دره سقوط کرده بود که بحمد الله ضرر جانی نشده است با اینکه شیب خیلی تند وبالا بود ولی با مشارکت وهمدلی اهالی توانستند تراکتور را ازدره بیرون بکشند که باورش سخت بود افرادی باجان ودل خطر را پذیرفتند وبا تراکتور خود تراکتور این کار را انجام دادند ازجمله آقای کربلای توحید حبیبی پور که جدّا"بنده به نوبه خود از این اقدام شایسته وجوانمردانه ایشان تشکر می کنم .
کار هر بز نیست خرمن کوفتن       گاونر می خواهد ومرد کهن 
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اردیبهشت1393ساعت 9:11  توسط اسد سیفیان  | 

غروب نا به هنگام


بانهایت تاسف وتاثّر درگذشت ناگهانی جوان ناکام مرحوم محمّد پوررحیمی فرزند کربلای یاسر پوررحیمی روستای شایق را غرق درماتم وعزا نمود .

این جوان خوش اخلاق وتلاشگر صبح امروز در هنگام آبیاری زمین کشاورزی دچار ایست قلبی شد ودارفانی را وداع کرد .

این مصیبت وارده را به خانواده های پوررحیمی ورنجبر تسلیت عرض نموده واز خدای بزرگ برای ایشان مغفرت وآرامش ابدی وبه خانواده های معزّا صبر واستقامت مسئلت دارم .

درآذر 1392برای اوّلین بار عازم زیارت امام رضا(ع)درفلکه آب کنار مرقد مطهّر عکسبرداری شده است نگو که برای آخرین بارش هم بوده است .

باذکر صلوات به روحش یادش را گرامی میداریم

ازراست به چپ :

نفر اوّل مرحوم محمّد پوررحیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اردیبهشت1393ساعت 18:4  توسط اسد سیفیان  | 

مطالب قدیمی‌تر