X
تبلیغات
شایق کندیمیز

شایق کندیمیز

وب سايت روستای شایق در شهرستان سرعین ، استان اردبیل

تسلیت

درگذشت مرحوم مغفور شادروان گل اوغلان پناهی رابه عموم خانواده محترم پناهی ومنسوبین تسلیت عرض می کنم وازخدواند بزرگ مغفرت گناهان وآرامش ابدی خواستارم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1392ساعت 19:32  توسط اسد سیفیان  | 

آغاز عملیات گازرسانی وتجهیزکارگاه در روستای شایق

الحمد لله ربّ العالمین 
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1392ساعت 18:24  توسط اسد سیفیان  | 

چرا غذاهای محلی سرعین بی نظیر است ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1392ساعت 11:17  توسط اسد سیفیان  | 

نان با برکت

اسراف معنی ندارد 
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1392ساعت 10:25  توسط اسد سیفیان  | 

پالان

فقط درموزه ها یافت می شود 
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1392ساعت 10:17  توسط اسد سیفیان  | 

شریف ترین دلها

شخصی بود که تمام زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی ازدنیا رفت همه می گفتند به بهشت رفته است. آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود.استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد.دختری که باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد. 

در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت نامه یا کارت شناسایی نمی خواهد هرکس به آنجا برسد می تواند وارد شود .آن شخص وارد شد و آنجا ماند.چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه پطرس قدیس را گرفت پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده است؟


  ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت:آن شخص را که به دوزخ فرستاده اید آمده و کار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسیده نشسته وبه حرفهای دیگران گوش می دهد...در چشم هایشان نگاه می کند..


  به درد و دلشان می رسد حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت وگو می کنند..یکدیگر را در آغوش می کشند و می بوسند.دوزخ جای این کارهانیست!!!بیایید و این مرد را پس بگیرید.


وقتی راوی قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:


((با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی ...خودشیطان تو را به بهشت بازگرداند)) 



داستانی از پائولوکوئیلو



شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد 

برچسب‌ها: داستان کوتاه-مهندس پرویز ستوده 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1392ساعت 9:20  توسط اسد سیفیان  | 

زیات قبول

حاج اسد الله امینی مدّاح گرانقدر منطقه سرعین ویکی از انسانهای بامرام وپاک ساکن روستای آلوارس سرعین می باشد که توفیق زیارت پیامبر بزرگ اسلام وخانه خدا وائمه بقیع را یافته است امیدوارم توشه حج همیشه ودرهمه حال چراغ راهنمای زندگی تان باشد ...
زیارت قبول حق 
بطواف کعبه رفتم بدرون رهم ندادند ...که تودربرون چه کردی بدرون خانه آیی؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1392ساعت 11:31  توسط اسد سیفیان  | 

آبگرم قینر جه وداش آلتی شهرستان نیر

این مجموعه آبگرمها درمسیر ترانزیتی شهرستان نیر به شهرستان سراب در 10کیلومتری نیر واقع است دارای آبگرم با درجه حرارت بالا تقریبا"60درجه وخاصیت درمانی برای رماتیسم وامراض جلدی وقارچی و...با حفظ موقعیت طبیعی وخوش آب وهوا
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1392ساعت 11:6  توسط اسد سیفیان  | 

چرا عاشق نباشم؟!!!

یاشاسین عشایر 
ازراست به چپ آقایان :حسن رحمتی -کربلای آیت رحمتی -کربلای ابراهیم رحمتی 
+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1392ساعت 20:22  توسط اسد سیفیان  | 

امیدسوخت زندگی

همه روز روزه بودن همه شب نماز كردن    همه سال حج نمودن سفر حجاز كردن
شب جمعه ها نخفتن به خداي راز گفتن    زوجود بي نيازش طلب نياز كردن
به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن      زمناهي و ملاهي همه احتراز كردن
ز مدينه تا به كعبه سر و پا برهنه رفتن      دو لب از براي لبيك به وظيفه باز كردن
به خدا كه هيچ يك را ثمر آنقدر نباشد      كه به روي نا اميدي در بسته باز كردن 







+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1392ساعت 20:0  توسط اسد سیفیان  | 

دقت نظر

توسط:مامان حسن
خیلی تصویر قشنگیه..دشت وسبزه وکوه وابرو آسمان ودره ..همه یکجا..ومهمتر از همه تصویر پنهان خالق این همه زیبایی!!!!!!!!


**********************************************************************************
باسلام وعرض ادب واحترام 
واقعا" به حسن نظر شما که پیام تصویر را به زیبایی به رشته تحریر در آورده اید کمال تشکرّرا دارم .
+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1392ساعت 16:17  توسط اسد سیفیان  | 

آرام دلها

ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه 
+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1392ساعت 20:8  توسط اسد سیفیان  | 

روز مادر بامادر

آقای حاج نمازعلی پناهی یکی از دوستان بسیار خوب بنده وازخیّرین روستای شایق می باشد که درموارد متعدد سهمی درعمران وآبادی شایق داشته وانشاءالله خواهد داشت درتهران ساکن است وعلاقه وارادت ویژه ایی به مادر دارد چراکه مناسبت های خودرا درکنار مادرخوش اخلاقش می گذراند با اینکه در این دوروزمانه هرکسی بامشکلات زندگی دست وپنجه نرم می کند .حاج نمازعلی خودش می گوید :
بهترین سرمایه من در طول حیاتم مادرم می باشد .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1392ساعت 19:42  توسط اسد سیفیان  | 

ولادت امّ ابیها مبارک

درجهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه
دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه 
گر برای درد بی درمان مداوا طالبی ... رایگان  درمان کند  دارالشّفای فاطمه 
ولادت با سعادت دخت نبی ّمکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد 
خرداد 1390مدینه منوره 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1392ساعت 11:14  توسط اسد سیفیان  | 

نمایی از روستای ویلادره سرعین

ویلادره (بیله درق )در3کیلومتری شمال سرعین درمسیر جاده ارجستان به سرعین در یک دره زیبا با آبگرم معدنی واقع است وهرسال پذیرای میلیونها مسافر وهموطن ایرانی وغیر ایرانی می باشد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1392ساعت 10:44  توسط اسد سیفیان  | 

آرام زندگی کن

هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.
با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.
نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.
انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.
گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرندو به هنگام مرگ خشك و شكننده.
پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شدهو هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.
آرام زندگي كن!
هرگز با طبيعت‌ يا همجنسان خود ستيزه مكن و گزند را با مهرباني تلافي کن








منبع :نشاط کوهستان 
+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1392ساعت 11:12  توسط اسد سیفیان  | 

زمستان در بهار

امروز 92/2/4روز چهارشنبه بارش برف منطقه ییلاقی سرعین وحومه آن را سفید پوش کرد این درحالی است که 35روز ازبهار سال 92گذشته است واهالی رامجبور به نصب بخاری ووسایل گرمایشی کرد البته دراین فصل سال بارش برف درمنطقه ما زیاد غیر طبیعی به نظر نمی رسد چون بارش برف در منطقه سبلان طبق گفته بزرگان روستا در تابستان هم دیده شده است برای سبلان سرافراز ما این جور رفتارها طبیعی ایست امادرورای این مسئله پیش بینی می شود انشاءالله ،بهار وسالی پر باری را درپیش رو خواهیم داشت چراکه :سال نیکو از بهارش پیداست .
 از راست به چپ آقایان:کربلای گل حسن وبرادرش محمّد پورنیکو
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 18:55  توسط اسد سیفیان  | 

باکمال تاسف

توسط:محمدعلی خدادادی
انالله واناالیه راجعون
جهانداگورمسین هیچ بینوااوغول ئولومی ...هزار درده ایدر مبتلا اوغول ئولومی
درگذشت کوهنوردخطه سبلان جوان ناکام مرحوم علی اسدی سرقین راکه درکوه البروس کشورروسیه دچارسانحه شده وندای حق رالبیک گفته به مادروبرادران داغدارش تسلیت عرض نموده وبرای آنمرحوم علودرجات راازحضرت حق خواستارم
روحش شاد
بنده هم این سفر وپرواز افتخار آمیز رابه جامعه کوهنوردی کشور وخانواده محترم اسدی تسلیت عرض می کنم -آرامش کوههای سربه فلک کشیده نثار روح تان باد (اسد سیفیان )



اخبار ناگوار رسیده در وبسایت اختصاصی باشگاه فرهنگی ورزشی پاسارگاد سرعین منعکس شده که بخشی از آنرا جهت اطلاع همشهریان محترم و خوانندگان شایق کندیمیز در اینجا درج می نماید.

خبر نا امید کننده از آلبروس و علی اسدی

    با مساعد شدن شرایط آب رو هوایی در آلبروس ،امدادگران امروز اول آوریل (12فروردین) جستجو برای پیدا کردن علی اسدی وهمنورد لهستانی او پاول گوستینسکی را از سرگرفته وامدادگران شامل یک گروه 15 نفره و سه خودروی مخصوص٬ عملیات جستجو را آغازو با یک فروند هلیکوپتر ام آی8 اقدام به جستجوی هوایی از محلهای احتمالی گم شدن علی و پاول می نمایند که در ساعت 13:25 دقیقه به وقت محلی٬ امداد هوایی در ارتفاع4900 متری شیب آلبروس یک مورد شبیه به جسد یک مرد دریک ژاکت زردرا در بخش جنوب شرقی آلبروس گزارش مینماید.
   بدنبال این گزارش و با توجه به اینکه محل مشاهده جسد بسیار پیچیده ٬ خطرناک و دارای ترکها و یخچالهای صعب العبور میباشد.گروه جستجو ادامه عملیات میدانی را به صبح فردا 13فروردین(دوم آوریل) موکول می نمایند.
گروههای امداد و جستجو با تعامل وزارت کشور روسیه ودادستانی منطقه و همچنین سفارت لهستان در روسیه و بی خیالی مسبوق به سابقه مسئولان ایرانی! در حال برنامه ریزی جهت اعزام به محل کشف جسد هستند و در صورت ادامه شرایط مساعد جوی صبح فردا گروه نجات در قالب 23 نفر وبا به کار گیری3 دستگاه وسیله نقلیه مخصوص به محل مورد نظر اعزام خواهند شدتا جسد را به پایین انتقال دهند.
    بدیهی است که علی اسدی کوهنورد همشهری ما برنامه صعود به آلبروس روسیه را بصورت کاملن شخصی و بدون ثبت نام و هماهنگی با فدراسیون کوهنوردی انجام داده بود واین یک امر مرسوم در میان کوهنوردان بوده و خواهد بود.آنچه برای ما مهم هست اهمیت دادن به جایگاه و منزلت یک ایرانی در سایر کشورها توسط سفارت کشورمان میباشد دقیقن همان اقداماتی که سفارت لهستان در مورد شهروند خود و همنورد علی اسدی انجام میدهد چرا که پاول گوستینسکی نیز درست به مانند علی اسدی بصورت آزاد اقدام به صعود به آلبروس نموده بود...این خبر فردا13 فروردین تکمیل میشود...920112

(13فروردین ساعت14:30 احتمال مغایرت این خبر با واقعیت وجود دارد)طبق گزارش رئیس تیم جستجو و نجات ٬ گروه مذکور ابتدا موفق به کشف جسد پاول کوهنورد لهستانی میشوند و در ادامه جستجو جسد علی اسدی نیز درست بالای جسد پاول لهستانی کشف میشود.در حال حاضر گروه مشغول انتقال اجساد یافت شده به پایین و روستای ترسکول میباشند.

(13 فروردین ساعت 17:05) جسد پاول لهستانی درساعت11:00به وقت محلی در ارتفاع4900 متری جنوب شرقی کوه آلبروس وجسد علی اسدی ساعت11:30 در ارتفاع 4950 متری کشف شده است.920113

(14فروردین ساعت 24:00) انتقال پیکر مرحوم علی اسدی به استناد ماده ۱۰۰۱ قانون مدنی و مواد ۱۲،۲۲، ۱۳،۳۱ و ۴۳ قانون ثبت احوال و بند و ماده ۵ کنوانسیون وین در امور کنسولی و نیز بند ۶ ماده ۲ قانون وظایف وزارت امور خارجه ، بعهده نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در روسیه ( وزارت امور خارجه – اداره سجلات و احوال شخصیه) بوده و کنسولگری ایران در روسیه طبق بند 4 شرح وظایف اداره سجلات و احوال شخصیه کنسولگری موظف است هماهنگی های مربوطه در خصوص انتقال جسد مرحوم علی اسدی را انجام داده و پیگیری مشکلات حقوقی و راهنمائی افراد ذینفع در این مورد را به عهده بگیرد...این خبر تکمیل میشود....920114

اطلاعات تکمیلی سایت باشگاه پاسارگاد سرعین

تسلیت :
  اینجانب ضایع از دست دادن علی اسدی همشهری خودم و یکی از کوهنوردان استان اردبیل و شهرستان سرعین که یکی از زبده ترین کوهنوردان بود.  را به خانواده ، بستگان و جامعه کوهنوردی ایران به خصوص همنودان اش  تسلیت عرض می نمایم و از خداوند منان علو درجات را برای ایشان خواستارم ... روحش شاد    پرویز ستوده شایق
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1392ساعت 9:35  توسط اسد سیفیان  | 

یک قدم به جلو

یک داستان کوتاه و آموزنده دیگر تقدیم شما : 
ابو سعيدابولخير در مسجدي سخنراني داشت مردم از تمام اطراف روستا ها و شهرها امده بودند  


جاي نشستن نبود و بعضي ها در بيرون نشسته بودند.


سپس شاگرد ابو سعيد گفت تو را به خدا از انجا که هستيد يک قدم پيش بگذاريد 

همه يک قدم پيش گذاشتند سپس... 

نوبت به سخنراني ابو سعيد رسيداو از سخنراني خود داري کرد مردم که به مدت يک ساعت در مسجدبودند و خسته شده بودند شروع به اعتراض کردند ابو سعيد پس از مدتي گفت :هر انچه که من ميخواستم بگويم شاگردم به شما گفت، شما يک قدم به جلو حرکت کنيد تا خدا ده قدم به شما نزديک شود...
پ ن : دانستن کافي نيست، بايد به دانسته ي خود عمل کنيد. ناپلئون هيل











منبع :نشاط کوهستان -مهندس پرویز ستوده 
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1392ساعت 10:24  توسط اسد سیفیان  | 

سال نو مبارک

*****اللهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد*****
سال حماسه سیاسی وحماسه اقتصادی به همه ملت شریف ایران مبارک باد 
گشتیم وگشتیم ذکری بالاتر وزیباتر از صلوات بر محمّد وآل محمّد نیافتیم ...
(آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه )
سالی پر از موفقیت ونشاط -سلامتی روح وروان -زیارت مکه مکرمه ومدینه منوّره وکربلای معلّی برای همه شما بزرگوارن آرزومندم 
+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1392ساعت 12:40  توسط اسد سیفیان  | 

با نظر دوستان

توسط:حسین فرجی سرقین

باسلام و عرض ادب

یاد باد آن روزگاران یاد باد، چه روزهای خاطره انگیزی بود دهه50 من و برادرم این روزها که می رسید همانند سایر همشهریها تو چهارراه سرعین تخم مرغ باز ی می کردیم ، چه لذتی داشت . نمی دانم چرا دیگر این لذت ها و احساسات به آدم دست نمی دهد.از شما متشکرم خاطرات آن زمان را زنده کردید.


********************************************************************************

جواب:

علیکم السلام -با تشکر از حضرتعالی که لطف تازه ایی به سایت بخشیدی 

دوست عزیز باید هرطوری که شده خودمان را مورد مطالعه قراردهیم وافکارکور وتاریک که بنوعی ویروسی شده را حذف وبرنامه های تازه ونوکه رنگ وبوی محبت واخلاص داشته باشد دوباره بازبینی ویا بازیافت کرده وهمان نشاط وخرمّی را بلکه چند برابر نموده ودر زندگی مان تعریف نماییم هر اندازه به یاد خدا باشیم وعمل مان اخلاص داشته باشد ماندگاری اش بیشتر خواهد بود .



+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1391ساعت 17:26  توسط اسد سیفیان  | 

ترقّی وتنزّل

بدون شرح !
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1391ساعت 17:9  توسط اسد سیفیان  | 

نیایش

اي كريمي كه بخشنده عطايي 
و اي حكيمي كه پوشنده خطايي  
و اي صمدي كه از ادراك خلق جدايي
 


و اي احدي كه در ذات و صفات بي همتايي
 


و اي خالقي كه راهنمايي
 


و اي قادري كه خدايي را سزايي


جان ما را صفاي خود ده
و ما را آن ده كه ما را آن به 


و مگذار ما را به كه و مه.
                                                        (خواجه عبدالله انصاری )
منبع :نشاط کوهستان 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1391ساعت 16:50  توسط اسد سیفیان  | 

گل جواب سلام زمین به آسمان

زمستان چکمین بلبل بهارین قدرینی بیلمز !!!
+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1391ساعت 17:55  توسط اسد سیفیان  | 

تخم مرغ بازی (نمود فرارسیدن عید )

  جوانان ونوجوانان زودتر از همه خودرا براي تغيير رويه آماده مي شدند ويكي از اين جلوه هاي زيبا وقشنگ كه حاكي از فرارسيدن بهار بود تخم مرغ بازي بود كه هركسي يكي دوتا تخم مرغ با خود بهمراه داشت وبا ديگر جوانان ونوجوانان باهم بازي مي كردند واين بازي بااينكه برد وباختي صورت مي گيرد ولي يك نوع بازي خاص نزديكي هاي عيد بود وبيشتر حالت سرگرمي وخوشحالي داشت ويك مسابقه محسوب مي شد تا قمار ، تخم مرغ داراي شكل هندس بيضي شكل بوده ودرانتهاي محور بزرگ دوسر دارد كه يكي نوك تيز بوده ودرجه سختي بيشتري نسبت به جاهاي ديگر تخم مرغ دارد كه به اصطلاح سر (باش )مي گويند وسر ديگر آن كه نسبت به سر از درجه سختي كمي برخوردار بوده ولي نسبت به جاهاي ديگر سفت وسخت مي باشد .درابتدا هردونفر كه مي خواهد تخم مرغ بازي كند تخم مرغ ها را دردست گرفت وبه همديگر تعارف مي كنند البته هركس ادعاي زدن را دارد يعني چه ؟!مثلا"مي گويد:تخم مرغ را نگهدار من بزنم هيچكدام در ابتدا نمي داند كه تخم مرغ طرف مقابل از چه درجه سختي برخوردار است خودرا غالب نشان ميدهد چنانچه يكي بگيرد وديگري شاخ به شاخ بزند هركدام بشكند باخته وتخم مرغ را ازدست مي دهد !بعضي مواقع افراد زرنگ كه تخم مرغ سست دارد به طرف مقابل تقاضاي تعويض تخم مرغ را مي كند واو هم قبول مي كند چنانچه زد وخوردي صورت گيرد هركس تخم مرغي را كه دردست دارد ومال او شده بشكند باخته است بدينصوت بازي تخم مرغ انجام مي شود با طرف سالم تخم مرغ كه ته تخم مرغ محسوب مي شود با همتاي شكسته شده بازي صورت مي گيرد يعني سر پهن تخم مرغ .اين تخم مرغ هاي شكسته نرخ بازار را پايين مي آورد وافراد شكسته ها را مي خرند با قيمت يك سوّ م تخم مرغ سالم اين نوع بازي بسيار رايج بود ومرغ سياه رنگ آقاي ... قبلا"توسط جوانان رزرو مي شد با قيمت دوسه برابر ،اين بازي را افراد ميانسال هم انجام مي دادند واينگونه روزگار خوب وخوشي با تفريح وخنده هاي ته دل مي گذراندند وخوش بودند وخرّم !!!وتجمع هاي گروهي در سر كوچه وخيابانهاي اصلي روستا جلوه هاي زيبايي از خود به نمايش مي گذاشت اماّ ديگر از اين نوع بازي وبازي هاي ديگر خبر ي نيست وگذشت زمان وخود باختگي وزرق وبرق بظاهر تمدن وترقي دل خوشيها را از چهره روستا گرفته ودگرگون ساخته است ودرشب عيد كه رنگ آميزي تخم مرغ يك عرف ورسم بود كه با پوست پياز قرمز رنگ آميزي مي كردند وبه بچه ها در ديد وبازديد ها هديه مي دادند وپول كمتر رايج بود –چه كنيم همان فضاي باصفاي قديمي را در دلها وروستا زنده كنيم بايد بيانديشيم ودست بدست هم داده وخلا هاي ايجاد شده را با احياي سنت هاي گذشته پر كنيم وشادي ونشاط را بر سر سفره هاي ساده ونوراني روستا بنشانيم با رعايت زمان حال وآداب فعلي كه نسلهاي جديد درآن بزرگ شده اند وطالب آن هستند اميد كه دل تان هميشه شاد وزندگي تان زيبا وبا بركت باشد .  
+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1391ساعت 16:24  توسط اسد سیفیان  | 

خنده بازار روستا

درجریان ساخت پل کوچک یا آبرو در کنار خانه مشهدی توضیح آقا فرزانه بزرگان شور وشوق جوانی بسر زد وخوش وبشی باهم کردند 
+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1391ساعت 15:52  توسط اسد سیفیان  | 

سالگرد زلزله 10اسفند 1375

با صلوات بر حضرت محمّد (ص)وخاندان پاک ومطهّرش 
باذکر صلوات وفاتحه یاد وخاطره قربانیان زلزله 75اردبیل وروستای شایق را گرامی می داریم 
امروز 10اسفند روز پنجشنبه 1391درچنین روزی (10اسفند 1375)که روز جمعه بود ساعت 16بعداز ظهر همه مشغول شستن لباس وبرداشتن آب ودرحال دادن علف وغذابرای احشام خود بودندچون لوله کشی بطور دومرحله  دردونوبت صبح وبعداز ظهر باز وبسته می شد (درهر نوبت تقریبا"45دقیقه )ومردم مجبور بودند لباس های خود را درشیر حیاط بشورند ویا ظرف های آب خویش را پر کنند این یک شانس عالی برای به حد اقل رسیدن تلفات جانی زلزله بود چون بیشتر اهالی در حیاط منزل شان دربیرون از اتاق ومحل نشیمن خویش بودند .
ساعت 4بعدازظهر انژری ذخیره شده در یک نقطه کوچک از این کره خاکی آزاد شده وبا توجه به گسلهای منطقه لرزش 5/2ریشتری که واقعا"یک زلزله شدیدی هم به حساب نمی آید اماّمحرومیت وگلی بودن خانه ها وبنیان سست چیزهایی به اسم ساختمان درمقابل این زمین لرزه طاقت نیاورد وچه آرزوهایی را دردل خاک مدفون کرد و40نفر از انسانهای پاک وبی آلایش که طعم خوش زندگی را نچشیده بودند بکام مرگ فروبرد درحالی که این پست را می نویسم دلم خون است وآه سنگین این عزیزان بردلم سنگینی می کند به اینکه آیا منظور ازخلقت این انسانهای زحمت کش وفقیر روستایی که ازحد اقل امکانات زندگی محروم بودند فقط همین چند روز ناخوشایند وتلخ بودهاست یا منظور دیگری بوده که ظلم زمان مجال رشد وشکوفایی را از آنها سلب نمود وهزاران هزار آرزوهای دور ودراز که شاید خیلی هم بزرگ وسنگین نبودند وفقط در اندکی امکانات وخواسته های این انسانهای ناکام ودل شکسته که درنهایت هم با چهره ایی خون آلود وبا استخوانهای شکسته ودرزیر هزاران خروار خاک وچوب وسنگ بدیدار حق شتافتند !!!
روستا پراز صفا وصمیمیت وزادگاه انسانهای بزرگ است گرچه انسانهایی با کالبد انسان فضای پاک ونورانی این مامن صلح وصفا را به بخل وحسد وکینه آتش خویش تاریک وتنگ نموده اند ولی باز باید به همان اندازه که استعداد پرورش ورشد انسانهای متعالی را دارد به کمال شایسته خود برگردد ونخاله ها را باید دور ریخت وآبهای روان وپاک جریان پیدا کند وسپیدارهای استقامت وسبز وزیبا پر وبال گیرند وکبکها وخروس ها وپرندگان آواز بخوانند ومادران غیور وباعفت گاوها وگوسفندانشان را بدوشند ومردان باتعصب وبامروت بیلهایشان را برداشته ونهال امید وزندگی بکارند وسیاهی وتباهیها با تلا لو خورشید محو شوند وبلبلن بخئانند ولاله ها رنگ بویی تازه گیرند ونوعروسان ودختران با چهره های خوش وخندان کوزه ها را پر کنند ونغمه زندگی را بسرانند که عاقبت روزهای روشن وخوب در انتظار انسانهای پاک وبا مرام ومعنوی است .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1391ساعت 18:17  توسط اسد سیفیان  | 

تقدیم به منتظران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1391ساعت 17:15  توسط اسد سیفیان  | 

طوی گونی (روز عروسی )

هدف از این پست یادی از روزهای بیاد ماندنی وبا شکوه عروسیهای دوران قدیم است که در گذر زمان دچار تغییرات وتحوّلات عجیبی شده است واین تغییرات باعث شده از کیفیت عروسیها کاسته شود وتشریفات فراوان سبب افت قابل توجهی از میزان نشاط وزیباییهای آن گشته است البته طبیعی ایست چون هرکسی باید تابع زمانی که درآن زندگی می کند باشد .
چند روز قبل از عروسی جوانان برای تفریح وسرگرمی به خانه داماد می رفتند وبا تفریحات سالم وپاک خودشان را سرگرذم می نمودند وچند روزی به یمن این آقا داماد خوش بودند وخرم.
درروز عروسی همراهان داماد که به آن سالدوش (همراه سمت راست )سولدوش (همراه سمت چپ)می گویند مطابق قاعده وسلیقه خود وبانظر خواهی از داماد جوانان رابرای رفتن به سرعین جهت آب تنی دعوت می کنند چون زمان قدیم وسیله رایج اسب بود تقریبا"همه یک راس اسب نگهداری می کردند وبرای امورات کشاورزی بعنوان مرکت استفاده می کردند پس از صرف صبحانه در خانه آقا داماد با بدرقه همه اهالی راهی سرعین می شدند ودراین میان لازم وضروری بود که یکی دوروز قبل از عاشیق های اردبیل برای اجرای موسیقی سنّتی آذری دعوت می شد وبا بدرقه عاشیقها هرکسی سواراسب خود شده ویا فضای خوب وشاد را درست می کردند ومسابقه اسب سواری برگزار می شد وباهم به سرعین که 7/5کیلومتر فاصله دارد می رفتند وپس از آب تنی در استخر های آبگرم ها واصلاح به روستا برمی گشتند بیشتر به قهوه سوئی که خلوت بود وسرراه شایق قرار داشت می رفتند الان شده آبدرمانی وهتل آپارتمان وهمان جاهایی که اسب هارا می بستند محل پارکینگ خودروهای سواری گشته است وبعداز نیم ساعت ویا بیشتر بالاخره به روستا می رسیدند تقریبا"ظهر می شد هیا هوی بچه ها وجوانان ونوجوانان بلند می شد ومردم برای استقبال از داماد وهمراهانش با شیرینی واسفند دودکردن ورقص وکف زدن یک مراسم وتجمع شادی درکنار خانه داماد براه می افتاد وهرکس بلد بود می رقصید واین بعد از مسابقه اسب دوانی انجام می شد وبنده اسب مرحوم حاج سخاوت را بیاد دارم که آقای تازه خان راکبش بود وهمیشه برنده میدان بود .
نهار معمولا"آب گوشت درحال حاضر هم رایج است می خوردند وپس از آن به دستان داماد وهمراهان حنا می بستند وهمان مراسم حنابندان عروس خانم در خانه آقا داماد هم تکرار می شد با همان سلیقه وسبک .
منتظر ساک وچمدان جوراب می ایستادند بعداها چمدان به بازار می آمد یه ساک معمولی ویا یک تکه پارچه قرمز رنگ که بوخچه می گفتند (حاوی جوراب دست بافت برای آقا داماد وهمراهان وکیف پول سه عدد درداخل کیف عطر وشانه های معمولی ویک برس برای داماد وسه عدد زیر پیراهن ودستمال وپیراهن مردانه و... که بسیار ساده بود .
جوراب آمد !با این صدا آرامش مجلس بهم می خورد ویک نفر که حامل بسته اهدائی عروس خانم را می آورد (منظور همین وسایل آرایشی و...)توسط همراهان مورد احترام واقع می شد چای سه رنگ به او تقدیم می کردند واوموظف بود انعامی درداخل نعلبکی بگذارد وسایل توسط طوی بگی (سرخیل )باز می شد وبه اهل مجلس نشان داده می شد وبا فراخواندن یک به یک وسایل با صدای بلندبا تشویق ودست زدن جوانان ونوجوانان واقع می شد وپس از اتمام کار انعام خودرا می گرفت ومی رفت .
اسب تزیین شده برای آوردن عروس خانم مهیا می شد وپدر عروس ویک عده فامیل بخانه عروس خانم می رفتند وپس از اجرای مراسم بدرقه عروس توسط پدرش که برسر تنور خانه هفت مرتبه دایره وار می چرخیدند ودرآخرین لحظات خداحافظی برای دخترش دعای خوش وعاقبت بخیر وهفت پس ویک دختر آرزو می کردند ودراینجا کمر عروس با شال محلی قرمز رنگ توسط برادر داماد بسته می شد وروی عروس خانم با پارچه قرمز رنگ پوشانده شده وسوار اسب می کردند وهمراه عروس (ینگه )آینه بدست کنار اسب عروس خانم را اسکورت می کرد وبطرف خانه داماد براه می افتادند دراین مرحله یک غم واندوه بر خانه پدر عروس که یک نفرش کم شده سایه می افکند وناراحت می شدند ولی بعضی از افراد دلداری می دادند ...!!!
درراه رفتن به خانه عروس با بدرقه همراه با شادی وسوت زنان خلاصه به حیاط خانه می رسیدند وپس از نیم ساعت کف زدن ورقصیدن بخانه هدایت می شدند ناگفته نماند که داماد وهمراهان بربالای پشت بام می ایستادند وسه عدد سیب قرمز بطرف عروس خانم پرتاب می کرد هرکس یک دانه ازسیب را سالم می گرفت شایسته جایزه از داماد می شد واعتقاد براین بود که این سیب را عروس بخورد ویک بچه پسر بدنیا آورد !
اگر مورد پسندتان واقع نشد این حقیر را به بزرگی خودتان ببخشید هدف باخوانی یک رسم دیرینه بود که تقدیم محضر مبارکتان شد انشاءالله همیشه سلامت باشید وسربلند وشاد 
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1391ساعت 17:58  توسط اسد سیفیان  | 

خنا یاختی (حنابندان )

درادامه پستهای قبلی در ارتباط با رسم ورسوم عروسی در روستای شایق به آخرین روز میهمانی دختر خانم به خانواده خویش یعنی تا این روز دختر خانم به پدر ومادر تعلق دارد وفردا روز وداع با دوران تجرّدی بوده وروز به ثمر نشستن تمام امید وآرزوی یک دوشیزه جوان می باشد که چه طرحها ونقشه هایی دراذهان پاک وبی آلایش شان خطور می کند صاحب خانه شدن ،صاحب فرزند شدن ومستقل گشتن وبه فرد مورد علاقه خویش رسیدن تا ......!!!
درداین روز هم مثل روز قبل (پارچا کستی )از فک وفامیل ودوستان وآشنایان نزدیک وهمسایگان طبق برنامه قبلی دعوت می شود ولی همانطوری که از نامش پیداست روز حنا بندان به دستها وپاهای عروس خانم وهرکسی که مایل باشد می تواند دراین امر شادی شریک شود لازم به توضیح است که نوشته های بنده بیشتر مربوط به رسم ورسومات گذشته می شود شاید بعضی از قسمتهای این نوشته هایم درحال حاضر در روستا هم منسوخ شده وبه فراموشی سپرده شده است یا بنوعی حمل بر سنتی وویا خدا نکرده بعضی از الفبا خوانده ها وزرق وبرق زمان دیده ها حمل برخرافات وبی فرهنگی بکنند که کاری نداریم ما فقط راه خودمان را می رویم وسعی ما براین است که کمکی به احیای یک عده فرهنگ ها ورسم هاست که منقرض شده یا درآستانه انقراض قرار دارند .
تازگی ها رسم وارداتی شده داماد وارد مجلس زنانه می شود ودرجلوی دید همه خانم ها دست عروس خانم را گرفته ودرکف دستش حنا می گذارد واسم مخفف به زبان بیگانه که نوعی فرهنگ بالا بودن را به خودودیگران القاءمی کند درصورتی که چنین نیست وشاید ...
یا نفر از فامیلان عروس برای اجرای برنامه قاپم -قاپیوم دعوت وبا سه بار تکرار همین اصطلاح می گویند قاپ باختوردی (بقاپ که عروس خوشبخته )حنا را ازدستهای نازک ونارنجی عروس خانم می قاپد ویک خام بزرگ هم حنا را به سر وصورت این فرد می پاشد بخاطر خوشمزگی مجلس وصدای هل هله وسوت وجیغ خانم ها شرکت کننده اوج می گیرد وبازار خنده به راه می افتد واز شدت خوشحالی همه ....!
غذای مرسوم این روز شیر برنج یا (همان سوت دی آش )که ازنامش پیداست از شیر وبرنج تشکیل شده است واین مراسم خاص زنان ودرخانه عروس تا نصف شب ادامه می یابد ویک حالت شادی ونشاط به بچه ها وخانم ها وتازه بدوران رسیده ها دست می دهد وروحیه مضاعفی برای ادامه زندگی با شرافت وسالم مدتها همه را شارژ وبیمه می کند .درحال حاضر بدلیل چشم درچشمی های خانواده ها وغرور وتکبر از شدت شادی کاسته شده ویک چهره ناخوشایندی به رسم ورسومات داده است که کاملا"خشک وبی روح وتقریبا"وانمود می شود که شادی ونشاط حاکم است با زور وتزویر روح آدمی سازگاری ندارد چون روح باید پاک باشد وبی غلّ وغش !
یک مسئله هم در کمتر شدن شادی ها نقش دارد وآن اینکه هرقدر امکانات زیاد شود توجه انسان بسوی مادیات بیشتر شده ودرعوض از کمیت خوشحالی وشادی کاهش پیدا می کند وازطرفی هم چون دختر وپسر حدود واحترام را رعایت نمی کنند ونه می توانند رعایت کنند چون عرف شده واگر فردی بطور متعادل برخورد کند حمل بر عقب ماندگی واز زمانه عقب بودن وازاین جور چیزها که مجبورا"باید خود را با زمانه همرنگ کرد وهمسوی زمان ودیگران حرکت ولی باید بیناندیشیم وعفت وآبرو که نمود ایمان است رعایت شود .
+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1391ساعت 18:9  توسط اسد سیفیان  | 

تعویض حیات یک مادر گرانقدر

غروب خورشید عمر مادر عزیز وزحمت کش مرحومه حاجیه خانم سوری فرنیا همسر مکرمه حاج محبوب محمّد خانی ومادر حاج نجات محمد خانی ومادرزن حاج نمازعلی پناهی رابه برادران آن مرحومه وفرزندان داغدارش وبه خانواده محترم حاج نمازعلی پناهی تسلیت عرض نموده وازخداوند همیشه جاوید برای آن مادر صالحه وعفیفه مغفرت وآرامش ابدی وبه بازماندگانش صبر واستقامت مسئلت دارم .اسد سیفیان 
+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1391ساعت 17:19  توسط اسد سیفیان  | 

ادامه رسم عروسی (پارچا کستی )

یک روز قبل از حنا بندان (خنا یاختی )را پارچا کستی (روز پارچه بریدن )می گویند درخانه عروس انجام می گیرد وازطرف خانواده عروس یک عدّه فک وفامیل ودوستان وآشنایان عروس وداماد دعوت می شوند وقبلا"این دعوت کننده (تفلیح چی )همان سلمانی یا به اصلاح خودمان دللک صورت می گرفت وبا گرفتن یک چوبدستی درب خانه ها را طبق لیست داده شده توسط پدر عروس برای اجرای مراسم پارچا کستی بصرف شام وشیرینی دعوت می شدند وبعضی از سلمانی ها چون سواد خواندن ونوشتن نداشتند با حافظه قوی وهوش سرشاری که داشتند طبق نظر خانواده عروس دعوتشان می کرد آن صدای در کوبیدن وپاس سگ(چخ قاپیا پارچاکستیه فلان کسه قوناخ سوز )این با ذوق وشوق خاصی صورت می گرفت ومدعوین برای شام وشیرینی وپول دادن که یک رسم وعرق دیرینه بود خودش را آماده می کرد ولی اکثر"این مراسم ها خاص خانم ها بود وآقایان فقط زحمت پول دادن وشاید بعضی مواقع غر زدن عایدشان می شد !
درنهایت شب فرا می رسید وخانم ها مثل گل های رنگارنگ لباسهای محلی یا همان شال تومان تازه وتمیز خودرا می پوشیدند ودسته دسته به خانه عروس سرازیر می شدند وتا نصف شب این مراسم ادامه می داشت که درآن ابتدا پارچه های خریداری شده را به مدعوین نشان می دادند ولباس تازه محلی که ازپارچه های مرغوب ونخ وشال موز که چند روز قبل به اندازه عروس خانم دوخته شده است را به عروس می دادند وبا پوشیدن این لباسها امید ونشاط خاصی به این دوشیزه محترمه دست می داد ونشانگر یم زندگی نووجدید با ایده های نو وهزاران امید وآرزو به فرداهای بهتر وروشن تر و...
با زدن دایره ودست وآواز خواندن خانمها بالاخره سینی شیرینی با پارچه قرمز رنگ که نشانه محبت ودلگرمی وعشق وامید هست توسط همان دلک یا سلمانی که بر سر می گذاشت وتا انعام از پدر ومادر عروس دریافت نمی کرد برزمین نمی گذاشت وچند خانم حجوان وزرنگ وخانم بزرگ ها (مادر وخاله های وخواهر عروس وداماد )ویا دیگر افراد که شایسته احترام هستند با برداشتن پارچه از روی سینی ونمایان شدن شکلات وکشمش وبیسکویت صدای کف زدن سقف چوبی خانه را بلند می کرد ویک شادی ونشاط واقعی وسالم بدور از دید نامحرم ومردان وچشم های شیشه ایی امروزه برمجلس زنانه موج می زند ورقصیدن وآواز خوانی و...بازار گرمی خوبی داشت !
شاید بعضی از خواستگاری ها هم درهمین مراسم ها بنیان پیدا می کرد وشکل می گرفت با دیدن نوگلهای نشکفته که دراوج کرامت وعفت وحیا مثل لاله های وحشی تازه نورس که بوی وعطر دلاویزش هر چشم بیننده ایی را حیران وسیراب می کرد .
نعلبکی ها پراز نقل ونبات می شدند وپول ها جمع می شد ونویسنده درلیست می نوشت البته باور براین بود که سلمانی محرم رازهای همه مردم بودند چنین هم بود چون اسرار هیچکس را فاش نمی کردند ودهانشان قرص ومحکم بود برای همین مردم اعتمادویژه ایی به آنها داشتند ودوستشان می داشتند .
ولی بعدا "این مراسم در حنا بندان ادغام شد ونصف شادی ونشاط مراسم خاص خانمها در لابلای گذشت زمان دست به فراموشی سپرده شده است وازبین رفته  ودرحال حاضر فقط اسم مانده ووجود خارجی ندارد وخاطره ایی که دراذهان بزرگان ما درقاب خاطره ها مانده وبا تاسف وافسوسهای بیشمار که قابل برگشت نیستند باید قدر زمان ولحظات فعلی را بدانیم باید از عمر به معنی واقعی استفاده کنیم باید شادی را درگناه واعمال آلوده به گناه جستجو نکنیم راههای سالم فراوان است واندکی هم باید متواضع باشیم توقعات بیجا نداشته باشیم کیفیت به کمیت نیست بلکه بایستی مان عرف ورسم ورسومات گذشتگان را بازسازی واحیا کنیم باتوجه به اینکه اگر اصولی فکر شود شاید بتوان آن خلاء موجود در شادی مجالس خودمان را پر نماییم بااینکه بسیار مشکل است !!!
ادامه داستان رسم عروسی را در پست بعدی خواهید خواند -موفق ،شاد ،سلامت وپیروز باشید ارادتمند اسد سیفیان 
+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1391ساعت 11:41  توسط اسد سیفیان  | 

رحلت حضرت فاطمه معصومه تسلیت باد

رحلت حضرت فاطمه معصومه (فاطمه ثالث)به عموم دوستداران اهل بیت پیامبر اکرم (ص)ومخصوصا"شیعیان عالم تسلیت وتعزیت باد 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1391ساعت 16:48  توسط اسد سیفیان  | 

برگی از رسم عروسی شایق

سوز قوتارماخ (قول وقرار ها):
خانواده داماد وفامیلهابرای حل پاره ایی ازمسائل مربوط به قول وقرارها به خانه عروس می رفتند واین بااطلاع قبلی ودرقالب یک تدارک شام ازسوی خانواده عروس صورت می گرفت این روز بسیارخوب وخوشی وبه یاد ماندنی برای پسر(داماد )ودختر (عروس)ودرقاب خاطرات پاک آنها نقش می بست وفوق العاده شادی وسرور باخود به همراه داشت شب بعد از صرف شام وچایی ومیوه ریش سفید ویا کدخدای ده ویا شورا ویا فرد مورد اعتماد وبزرگ سال که حرمت واحترام خاصی داشت شروع به صحبت می کرد ودیگران هم بنوعی دراین امر خیر شریک وبرای تفاهم ونزدیک کردن خواسته پدر عروس وداماد به یک قرارمورد دلخواه هردو طرفین کمک می کردند ودربعضی موارد چنانچه خواسته ها غیر منطقی وبرخلاف عرف معمول محل می بود بحث وجدال شروع می شد وسرانجام چون توقعات هم کمتر بود به نقطه مطلوب می رسیدند وچقدر این میهمانی با شادی ونشاط همراه بود! که فکر نمی کنم درحال حاضر ازنظر کمّی وکیفی همتای آن پیدا شود !خلاصه فردا پس فردا به بازار می روی...دوز گونی اولماسین جمعه آخشامی اوماسین و...
بازارلیق (بازار رفتن ):
این رسم خیلی شیرین ودوست داشتنی بود مخصوصا"نهار چلو کباب داخل بازار (چلو کباب صداقت فعلی داخل بازار اردبیل )فامیلهای نزدیک برای رفتن به بازار جهت خرید دعوت می شدند ودربازار هم مدعوین آنهارا همراهی می کردند  .البته رسم بر این بود که داماد وعروس نمی رفتند دربازار هم بعضی موقع بگو مگوهای طرفین شروع می شد ولی فورا"به توافق منجر می شد نصف خرید را می کردند ولوازم بزرگ می ماند برای بعد از ظهر ویا شاید برای فردای آن روز ولی اکثرا"درروز اوّل انجام می شد چون وسایل هم ساده وکم حجم بودند اماّصفای وصمیمیت بیشتری داشت وجهازیه در صندوقچه چوبی با روکش فلزی وقرمز و...
همه خسته وکوفته می شدند وخلعت پارچه کت وشلوار وشال وشال تومان وشلوار و کفش و... ومهمتر از همه یک آینه بزرگ بعدا"بموازات افزایش نظر مردم وبمرور زمان به آینه شمعدان که نشانه روشنی وصافی است تبدیل شد  ویک چراغ فیتله ایی گردسوز نفتی برای عروس والا ماشاالله .................................!
ماشین دربست مینی بوس آماده برای بازگشت به روستا بود قلب تپنده ی عروس وداماد منحنی نوسانش به اوج منحنی می رسید بوق ماشین حاکی از رسیدن مسافران خرید بازار رانوید می داد .
همه برای تماشای اینکه چه چیزی خریده اند ونیز برای کمک به تخلیه بار ماشین را بدرقه می کردند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1391ساعت 18:15  توسط اسد سیفیان  | 

سیب انداختن شاه داماد از پشت بام

سیب انداختن آقا داماد از رسم دیرینه ماست که تقریبا" کنار گذاشته شده است یک شیر مرد می خواهد که تمام غرور وتکبر را زیر پا گذاشته واین رسم شیرین وزیبای عروسی را زنده کند بسم الله 
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1391ساعت 18:14  توسط اسد سیفیان  | 

تقدیم به فرزندان سبلان

شاید بویئر لره های ،بیرده گلمدیک ..... داغ سلامت قال های ، ائل سلامت قال 
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1391ساعت 17:54  توسط اسد سیفیان  | 

جمله روز

شاد بودن ،داشتن دوست داشتنی ها نیست بلکه ،دوست داشتن داشته هاست !
+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1391ساعت 16:26  توسط اسد سیفیان  | 

پارامتر های توسعه وپیشرفت روستای شایق

روستای شایق ازقدیم الایّام یکی از روستاهای بزرگ منطقه با پیشینه تاریخی فرهنگی تقریبا"سه قرن وبه لحاظ مرکزیت نسبت به روستاهای هم جوار از رونق وترقی بالایی برخوردار بوده است واین به چند عامل بستگی دارد :ریش سفیدان قوی ودارای اسم ورسم ،زمین مستعد زراعی ،آب کشاورزی ،مراتع وییلاقات کافی ،مردمان سخت کوش وپرتلاش ،کارگاه آهنگری ،آسیاب ومهمتر از همه سه روحانی (1-مرحوم حاج رجب جعفر زاده -2-مرحوم حاج نورالدین خدادادی 3-حاج شیخ جلیل خدائی )که هرکدام به نوبه خویش سهم بسزایی در ارتقاء مادی ومعنوی منطقه وروستا نقشی ایفاءنموده اند این عوامل بعلاوه سایر موارد دست بدست هم داده وسبب شکوفایی روستای شایق شده است .البته این را باید اذعان نمود که روستاها از امکانات بسیار ساده وجزئی برخوردار بوده اند وتوقعات هم به میزان امکانات بوده وساده زیستی یک نعمت پایدار الهی همواره بر زندگی مردم حاکم بوده است با شروع انقلاب مهاجرت به تهران به اوج خود رسیده واز میزان توجه به روستا وزمین وکشت وزرع کمتر وکمتر شده بود بطوری که در دهه شصت وهفتاد حتی خرید وفروش زمین کشاورزی متوقف شده بود با زلزله اسفند 1375بااینکه روستا بطور صددرصد تخریب وحدود 40نفر جان به جان آفرین تسلیم نمودند ولی به معنی واقعی طرز فکر ونگرش به پیرامون زندگی روستایی تغییر پیدا کرد که دارای محاسن ومعایبی باخود بهمراه داشت وامید به زندگی درمردم افزایش یافت واقبال اهالی برای ساخت وساز بیشتر شد ودرحال حاضر همه ساختارهای اصلی بحمد الله تعالی وجود دارد به غیر گاز که آنهم انشاءالله تعالی بزودی عملیات اجرایی آن آغاز می شود ودرمرحله مناقصه به پیمانکار قرار دارد ولی چه کارهایی برای آینده روستا لازم است تا یک روستای نمونه گردشگری وتوریستی وآباد داشته باشیم :
1-توجه بیشتر دوستان ساکن درتهران که به لحاظ تمکن مالی هرکدام می توانند منشاءاثر باشند ودر آبادی روستا فاکتور مهم واساسی را ایفاءکنند .
2-ایجاد بازارچه های محلی در حاشیه روستا که محل گذر مسافرین به پیست اسکی آلوارس می باشد .
3-ایجاد رستورانهای بین راهی وفروشگاههای محل عرضه محصولات بومی 
4- ایجاد فضای سبز در مسیر شایق -آلوارس ومحلهای استراحت موقت گردشگران 
5- ایجاد مرکز وکارگاههای کوچک محل اشتغال وتولید در روستا 
6-تغییر الگوی کشت ورفتارهای کشاورزی وتغییر سیستم آبیاری واستفاده بیشتر ازمکانیزاسیون در امر زراعت

و ......

با اجازه آقای اسد سیفیان موارد زیر را برای توسعه پایدار در روستای شایق اضافه می کنم :
همانطور که می دانید ، بدلیل افزایش نرخ ارزهای خارجی و کاهش مسافرت های خارجی خیل زیادی از گردشگران داخلی را تشکیل خواهند داد ، شهرها و روستاهای شمالی هر چند جاذبه های فراوانی دارند ولی اقلیم کوهستان و هوای سرد ، به خصوص زمستان ها و وجود برف در ارتفاعات موقعیت های بسیار خوبی را پیش روی جذب توریسم داخلی در روستای شایق را شکل خواهد داد .

راهکارهای دیگری همچون ...
7-معرفی روستای شایق به عنوان روستای هدف گردشگری در سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری
8-معرفی بازی های قومی محلی در قالب جشنواره های روستایی
9-تشکیل راهنمایان محلی به خصوص راهنمایان کوهستان و برگزاری تورهای گردشگری در دامنه های سبلان
10-ایفای نقش به عنوان راهنمایان محلی با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان اردبیل
11-توجه به صنایع دستی به خصوص توسعه صنعت فرش می تواند روستای شایق را به یک قطب صنعت فرش و گلیم تبدیل سازد
12-ایجاد بسترهای اقامتی موقت برای گردشگران و آماده سازی محل های شب مانی ....
و بسیاری موارد دیگر که با اتحاد و همبستگی می تواند در آبادانی روستای شایق تاثیر گذار باشد ... انشاء الله
پرویز ستوده شایق

برچسب‌ها: توسعه پایدار روستای شایق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1391ساعت 17:10  توسط اسد سیفیان  | 

توفیق یعنی همین

الحمد لله ربّ العالمین -کما هو اهله 
دوستان راستی، آیا تابحال آرزو کرده اید که با برادران خود درمکانهای شریفی همچون مدینه ومکه وکربلا ومشهد وسایر اماکن مقدّس که خدای مهربان آنهارا درکره خاکی انتخاب نموده ویک تقدّس واشرفیّت خاصی به آنها داده است باهم باشید وتوفیق باهم بودن در یک چنین جایی که قطعه ایی از بهشت است چه حظّی دارد که بادنیا عوض نمی توان کرد !  جدّا"نصیب کمتر کسانی میشود ولی اگر توفیق یار شد شکر نعمت بایدت تاادای دین نمائی وآن غیر از سجده شکر چیز دیگری نمی تواند باشد .
از راست به چپ :حاج پرویز ستوده -حاج بهروز ستوده -حاج شعبان ستوده 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 12:31  توسط اسد سیفیان  | 

کعبه دل

جناب آقای حاج پرویز ستوده شایق -زیارت خانه دلها گوارای وجود تان !
زیارت قبول حق 
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 بهمن1391ساعت 17:30  توسط اسد سیفیان  | 

زیارت قبول

استاد عزیز وبزرگوارم جناب آقای حاج پرویز ستوده وحاج قنبرستوده 
زیارت مرقد مطهّر ونورانی اشرف مخلوقات نبی مکرّم اسلام حضرت محمّد ممصطفی (ص)وشجره طیّبه حضرت زهرا (س)وچهار امام مظلوم بقیع ومادر بزرگ پرچمدار اسلام حضرت فاطمه ام البنین (س)وخانه خدا گوارای وجودتان باد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1391ساعت 11:22  توسط اسد سیفیان  | 

سفرنامه سرزمین نور وآفتاب

با سلام وصلوات درقالب پاکتی ازنور ،درکاغذی ازنور وباکلماتی ازنور به ساحت مقدّس نبی ّمکرم اسلام حضرت محمّد مصطفی (ص)وخاندان پاک ومطهّرش ...
اسلام علیک یا علیّ بن موسی الرّضا ،ایّهاالامام الشّهید ورحمه الله وبرکاته
سفر به سرزمین آفتاب :
طبق برنامه قبلی باگروه ایثارگران پایگاه شهید نجف پور سرعین که متشکل از 40نفر ازایثارگران وجانبازان وبسیجیان شهرستان سرعین وتوابع درتاریخ 91/10/28پنجشنبه ساعت 5صبح درمسجد جامع حاضر وپس از ادای فریضه نماز صبح به امامت حاج بیت الله عبد اللهی از اهالی محترم سرعین سوار یک دستگاه اتوبوس اسکانیا آبی روشن شدیم ودرردیف دوم برحسب قرعه نشستیم وهم جلیس بنده حاج امین علی باوفا از ایثارگران مخلص 8سال دفاع مقدس بودند که دنیایی از صفا وصمیمیت را دردل چون اقیانوس بیکران جای داده است وخود یک الگویی وزین برای نسلهای جوان وهمه ماست که اهل روستای عیلداشین ازتوابع شهرستان سرعین می باشد .
صبحانه (سرشیر وعسل سبلان )در امام زاده آستار صرف نمودیم وراهی مشهد الرضای رئوف شدیم نماز ظهر وعصر ونهار در محل اسکان منجیل ورودبار ادا کردیم .شام ونماز مغرب وعشاءرا در حوالی پاکدشت تهران 
ساعت 8صبح وارد شهر مقدس مشهد شدیم وپس از دوساعت ماکن یابی که دوستان عزیز (آقایان حاج صادق امدپور وحاج گل اوغلان صبوری مدیران کاروان )زحمت اجاره هتل را برعهده داشتند ساعت 10در هتل ماه عسل مشهد اسکان یافتیم که هتل مطلوبی بود .
5روز تمام میهمان امام رئوف بودیم ولحظات سر شار از عشق ومعرفت درحرم باصفای امام رضا (ع)گذراندیم وازتمام مراسمات حرم مطهّر که در رواق بزرگ امام خمینی (ره)برگزار می شد بحمد الله تعالی استفاده بردیم .
رعایت آداب واخلاق سفر که از اهم واجبات سفر های زیارتی است باید مدّنظر قرار گیرد چون با رعایت این شئونات وخالی کردن قلب ازتمام علائق ودلبستگی ها (تجرید قلب )وپرکردن انوار معرفتی درآن می تواند یک سفر خوب وپرباری را برای ما به ارمغان بیاورد چراکه سفرهای زیارتی فوئاد زیادی دارند که میتوان به :1-مهمان خداشدن 2-اصلاح گذشته وپاک کردن گناهان 3-بهشت که این اماکن مقدسه نمونه های خوبی برای آن سرای ابدی است 4-تحت حمایت قرار دادن خود وخانواده خود (بیمه کردن )درسایه برکات معنوی سفر زیارتی 
شهر مقدس مشهد ویا بهتر بگویم تولیت آستان قدس رضوی خیلی بهتر وبیشتر ازاین می تواند برای جامعه امروزی مخصوصا"شیعیان جهان مثمر ثمر باشد وبرنامه های بلند مدت برای وحدت میان شیعه وسنی بردارد ودرخود حال حاضر خلاصه نشود چون یک مجموعه فرهنگی ومذهبی قوی با پشتوانه عالی که دارد (امام رضا ع )وزیرمجموعه های قوی که دارد اماّ به نظر می رسد فقط در توسعه وعمران وآبادی حرم مطهر بیشتر تلاش می شود گرچه اینهم لازم است ولی کافی نیست چون امکانات موجود در حرم نورانی رضوی در هیچ اماکن متبرکه ومقدسه وجود ندارد به لحاظ مسائل سیاسی وامنیتی !!!درصورتی که در حرم امام هشتم (ع)هیچ محدودیتی برای رشد وتعالی مسلمین وجود ندارد وفضای عالی برای فرهنگ ناب واصیل اسلام ناب مهیاست با اینکه منکر فعالیت های درحال انجام نیستم اما به نقطه ایده آل خیلی فاصله دارد که باید پر شود .
ای کاش متولیان آستان قدس رضوی به این فکر باشند که برنامه ایی تدوین نمایند ودراستانها مثلا"باائمه جمعه  هرشهر ویا استان درارتباط باشند که افرادی که تابحال بدلایل مشکلات مالی وغیره توفیق زیارت امام هشتم (ع)را نیافته اند شناسایی وبمدت 3روز درمشهد الرضا(ع)هزینه اسکان وایاب وذهاب آنان را تهیه نمایند این شدنی است وفکر می کنم افراد زیادی هستند مایلند دراین برنامه گامهای اساسی بردارند (طرح هر ایرانی یک زیارت امام رضا (ع)...)
درپایان تشکر می کنم از بانیان این سفر مقدس(آقایان حاج صادق احمدپور وحاج گل اوغلان صبوری وسایر زحمت کشان گروه ایثار ) که باعث شدند یک عده چند صباحی درحرم سراسر معرفت ونور امام رضا (ع)به ذکر ودعا ونیایش با پروردگار خود بپردازند وگره مشکلات خود را با واسطه قرار دادن امام رئوف باز کنند ویک زندگی جدید ونویی با دید جدید وروحیه مضاعف آغاز کنند باشد که توشه راه سفر آخرت مان باشد وتابلویی راهنمای سعادت درزندگی دنیوی واخروی مان گردد .انشاءالله تعالی 
چنین سفرهای زیارتی به عتبات عالیات عراق ومدینه منوره ومکه مکرمه وسوریه ومشهد وقم برای شما دوستان وعاشقان اهل بیت پیامبر آرزومندم .ارادتمند کوچک شما اسد سیفیان 
+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1391ساعت 11:49  توسط اسد سیفیان  | 

اربعین سیّد وسالار شهیدان تسلیت باد

اربعین حضرت ابا عبدالله الحسین ویاران با وفایش (درود وسلام خدا برهمه آنان باد )برعموم دوستداران اهل بیت پیامبر اکرم (ص)وشیعیان جهان وانسانهای آزاده تسلیت وتعزیت باد 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1391ساعت 11:36  توسط اسد سیفیان  | 

خبر خوش

بحمدالله تعالی مجوّز کانون فرهنگی ،هنری مسجد جامع شایق صادر شد .
پس از تلاش وکوشش فراوان وپیگیریهای لازم بحمد الله تعالی مجوّز کانون فرهنگی ،هنری مسجد جامع روستای شایق از تهران صادر شد .از این پس مسجد جامع به کتابخانه ونشر وترویج وتوسعه فرهنگ ناب اسلامی تجهیز می شود ویک مرکز فرهنگی با آداب وآیین اسلامی همراه با علم روز که در کنار ایده های پاک دین مبین اسلام به انواع واقسام هنرهای جامعه امروزی می پردازد درفضای معنوی ونورانی مسجد دایر می شود وبه تربیت وپرورش وارتقاءکمّی وکیفی اهالی محترم ومومنین با ایجاد کلاسهای قرآن کریم واحکام ،همایشها ،مراسمات مذهبی ودینی به مسجد رنگ ورونق خاصّی انشاء الله می بخشد ویک فضای علمی توام با آرامش خاطر وصفای قلب به مسجد ومسجدیان با رنگ وبوی کوثری خلق می کند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1391ساعت 11:0  توسط اسد سیفیان  | 

شایق -سبلان

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1391ساعت 10:43  توسط اسد سیفیان  | 

دیروز ،امروز وفردا

دیروز:
امروز:
فردا:
؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1391ساعت 16:44  توسط اسد سیفیان  | 

بچه برداشتن

دوستان بعضی از رسم ورسومهایی وجود دارند که خاص یک منطقه اند وبصورت یک عرف درآمده است بنده با درست یا نادرست بودن موضوع کاری ندارم فقط عشقم این است که ایده های بزرگان  ونیاکان مان را ازلابلای تاریخ واز تاریک خانه های فراموشی بیرون کشیده پر وبال داده وبازگو نمایم گرچه این رسم تقریبا"منسوخ شده است ولی گاهی دیده می شود :
درروستای شایق وبیشتر روستاهارایج بوده وهست .پس از اینکه بچه بدنیا می آید وپس از مراحل مقدماتی بالاخره درگهواره آرام می گیرد افراددیگری که ازاقوام وخویشاوندان برای دید وبازدید بچه می آیند نمی توانند درآن اتاق ویا خانه ایی که بچه درآن قراردارد بدون اجازه وارد شوند بلکه باید بچه را برداشته ودم در دربالا نگه دارند وافراد وارد اتاق شده وبچه وحامل آن پس از همه بنشینند البته این مقررات برای بار دوّم رعایت نمی شود می گویند( برای فلان کس برداشته شده )دیگر لزومی نیست بچه برداشته شود .
منظور از این عمل چیست ؟!!!
اعتقاد براین است که حال بچه بهم می خورد ،بچه مریض می شود ،بچه روانی می شود ،بچه آرامش خود را از دست می دهد ،شاید ...
این کار چه حسن ومعایبی دارد شما روی همین مسئله فکر کنید ونظرات ارزشمند تان رابرای ما مرقوم فرمایند ولی شما را به خاطرات خوبی که هرگز با هیچ متاع دنیا عوض نمی کنید بردم ویاد مادران گرانقدر گرامی باد .
+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1391ساعت 11:46  توسط اسد سیفیان  | 

شب یلدا

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز ) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.


واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال ذی ( دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.


واژه دی dey از day پهلوی و از dadhva اوستایی آمده است که به معنی خداوند و آفریدگار است و این واژه با day انگلیسی که خود از daeg و tag ژرمنی متقدم آمده است مرتبط نمی باشد.


ماه دی در تقویم مذهبی ایران باستان آغاز سال نو مذهبی بوده است. چنان که میراث آن از راه میترائیسم به مسیحیت و تقویم امروزی نیز رسیده است.
منبع : نشاط کوهستان 
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1391ساعت 11:28  توسط اسد سیفیان  | 

غروب عمر مادر بزرگ روستای شایق

کهنسال ترین مادر زحمت کش روستا مرحومه مشهدی عظمت خانم جعفرزاده  مادر آقایان کربلای شکروودود فکری ومادر مرحوم مشهدی یوسفعلی فکری دارفانی را وداع وبه آرامش ابدی پیوست .
این مرحومه درحدود یک قرن تمام برای فرزندان خود مادری کرد ویک عمر با آبرو وعزّت زندگی کرد وپیوسته غنچه های ناشکفته عفت وحجاب برصورت داشت از این درخت پاک چه میوه های باارزش تحویل جامعه بشری گردیده است که اکثرا"درعرصه فرهنگ وهنر سرآمد روستا بوده وهستند .
این رحلت مادر بزرگ را رابه خانواده محترم فکریها ومخصوصا"آقایان :فرامرزفکری (دبیر زحمت کش روستا )وولی الله رنجبر (بهورزروستا )وبه تمام منسوبین ودختر های ایشان تسلیت عرض می نمایم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1391ساعت 20:37  توسط اسد سیفیان  | 

نظر دوستان

توسط:علی
سلام وقت به خیر من هم به نوبه خود خوشحال شدم که این استاد عزیز به اطلاعات روستا ها توجه دارند . ولی بهتر بود از حروف الفبای فارسی برای نوشتن استفاده می کرد البته من هم با نوشتن به زبان آذری موافق هستم شاد وخرم باشید.
*****************************************************************************
جواب :




باسلام وعرض ادب واحترام 
بنده به نوبه خود به همه عزیزانی که تلاش کرده اند وباعث افتخار برای خود ومنطقه قهرمان پرور سبلان شده اند می بالم فرزندان سبلان هرکجاکه باشند علاقه خاصی به زادگاه خویش دارند واین خود پشتوانه  وپنانسیل عظیمی است که می تواند منشاءاثرات مثبت درخور توجه باشد وباعث شکوفایی فرهنگ یک منطقه وعمران وآبادی آن خواهد بود .
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 آذر1391ساعت 17:0  توسط اسد سیفیان  | 

تاسوعای وعاشورای حسینی تسلیت باد

تاسوعا وعاشورای حسینی به عموم انسانهای آزاده در سراسر کره خاکی ومخصوصا"مسلمانان جهان  وعلی الخصوص شیعیان آن بزرگواران  وصاحب اصلی عزای حسینی حضرت ولیعصر (ارواح عالمین له الفدا) تسلیت وتعزیت باد .
آی باتدی صبح آچلدی ... زینب نوایه گلدی 
زهرا دئدی حسین وای ...عالم صدایه گلدی 
جناّتیدن ائشدّی پیغمبر گرامی ... نعلین سیز عباسیز کربلایه گلدی 
+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1391ساعت 10:42  توسط اسد سیفیان  | 

مراسم شاه حسین -وای حسین

سلام ودرود خدا بر حسین ویاران باوفایش وابوالفضل با وفایش 
***مراسم شاه حسین -وای حسین (شاخ سی -واخ سی ):
این نوع عزاداری تقریبا" مختص به جوانان ونوجوانان می باشد ودر صحن ومحوطه مسجد صورت ودرنزدیکی غروب آفتاب صورت می گیرد .
دونفر با حمل پرچم های عزادرجلو وافراد شرکت کننده دریک ستون به ترتیب سن وقد می ایستند ودست بر سینه با گذاشتن پای راست به جلو درامتداد دایره حرکت می کنند وهمزمان با کوبیدن پای راست به زمین سردسته شابیت ویا شعار :(شاه حسین )افراد واقع در ستون همگی یکسان می گویند :(وای حسین )البته چون خیلی سریع ومخفف تکرار می شود لفظ :(شاخ سی )به گوش می رسد ولی مفهوم همان( شاه حسین )است وبعد پای چپ برزداشته شده ودرجای پای راست می گذارد وبر زمین می کوبد واین کوبیدن محکم برزمین پیام مهمی دارد وآن یک حرکت اعتراض آمیز به جنایتی است که امت پیامبر با فرزند پیامبر مرتکب شده اند وبعد صورت به مرکز دایره حرکت وپای راست عمود برجهت حرکت وسپس پای چپ عمود برجهت حرکت دایره برزمین زده می شود  وگروه دیگر که در یک ستون دایره ایی مقابل این گروه با نظم وترتیب مثل اوّلی در حرکت است جواب میدهد واین مراسم حدود یکی دوساعت تا اذان مغرب  ادامه می یابد وشعار های حماسی درتجلیل ازرشادتهای شهدای کربلا وغم واندوه برزبانها جاری وباصدای بلند تکرار می شود :(شاه حسین -وای حسین )(عبّاس -قولسوز )(امام -علی )(علی - حیدر )(آه حسن -وای حسین )وامثال این سرود وشعارهای مقدس واین مراسم با استقبال اهالی محترم وحسین دوست بدرقه می شود ومشایعت اطرافیان وهمنوا شدن با گروه به زیبایی این مراسم عزا می افزاید ودرحین اجرای این مراسم شربت وبیسکویت وخرما ویاهر نذری که صاحب نذر نیت کرده به افراد احسان می شود ونزدیکی غروب با لعن ونفرت بر قاتلان شهدای کربلا ودعای بیماران وهر حاجت دیگر خاتمه می یابد .
+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1391ساعت 10:25  توسط اسد سیفیان  | 

عطر افشانی مزار گلگون شهدای شایق

مزار معطر وگلگون شهدای سر افراز روستای شایق با گلاب وصلوات برحضرت سید الشّهداءامام حسین (ع)عطر افشانی وگلباران شد .
پرچم پر افتخار ایران اسلامی که مزّین به مزار شریف شهداست تعویض وپرچم نو دیگری برفراز قبور شهیدان توسط بسیجیان روستای شایق وخانواده های محترم شهدا وجمعی از ریش سفیدان روستا در فضای دل انگیز حسینی نصب گردید .
+ نوشته شده در  جمعه 3 آذر1391ساعت 10:35  توسط اسد سیفیان  | 

قطعه ایی از بهشت

بهشت باغلارینی چکمیون منیم گوزومه ...بهشتدن ده گوزل کربلاسی وار آقامون 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1391ساعت 11:7  توسط اسد سیفیان  | 

نظر ارزشمند یک دوست

توسط:منتظر
زینب جان!شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما"بی حسین" شدن تو بود،و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم.
*******************************************************************
جواب :
سلام بر یگانه منجی عالم بشریّت مهدی فاطمه (سلام الله علیهما )ومنتظران ظهورش وتشکر از جمله زنده وزیبایتان 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1391ساعت 10:6  توسط اسد سیفیان  | 

محرّم در شایق

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین 
شیوه عزاداری درروستای شایق مثل سایر نقاط ولایت مدار ایران اسلامی باشور وشوق تمام صورت می گیرد هرچند طبیعی است که هر منطقه ایی وهر قومی به شکلهای خاصی ارادت وعلاقمندی خویش را به سرور وسالار شهیدان ابراز داشته ومی دارند وبصورت یک کارنامه درخشان در پیشانی هر منطقه درخشش می کند ویک حقیقت واحد بر این مقوله حاکم است وآن عرض ادب واحترام به اولاد پیامبر واهل بیت پیامبر که در دهه ی اوّل محرم به نقطه ماکزیمم خود می رسد .
همانطوری که در پستهای قبلی هم به کرّات بدان اشاره شده است درروستای شایق طشت گذاری در27ذی حجّه صورت می گیرد وبنای عزاداری شهدای کربلا گذاشته شده ومراسم جشن وسرور تا آخر ماه صفر تعطیل می شود وفضای حزن واندوه بر دلها وخانه ها سایه می افکند ودرنوبت ظهر وشب مجالس موعظه توسط روحانی های محل در مسجد جامع شایق برگزار می شود وسینه زنی وزنجیر زنی شبها بعد از مجلس موعظه اجرا می شود .
احسان وقربانی به نیت شهدای کربلا از زنجیر زنان واهالی به عمل می آید که در قدیم عموما"آب گوشت بود ولی با گذشت زمان چلو مرغ وچلو خورشت جایگزین آن شده است ولی هنوز هم که هنوز است مزه وطعم ویژه آن آبگوشت که در کاسه های مسی وآلو مینیومی در مذاق همه باقی مانده است وچه خاطرات خوبی از بزرگان وحسین چی یان عزیز از آن دوران های گذشته که با نبود امکانات وگاهی شاید پیرهن های سیاه هم پیدا نمی شد ولی عشق وعلاقه به امام حسین (ع)ویاران با وفایش همه این بند وبساط های ظاهری وپوچ را تحت الشعاع خود قرار می داد ویک یاحسین واقعی از ته جان وازاعماق دل همه کمبودها را جبران می کرد .
باحسین باشیم نه یا حسین !!!
حسینون آدون یاز قرا پرچمه ...اونی وئر نشان عیسی مریمه 
                  ائدر گور مسیحا نه لر زمزمه !
دیر آند اولا چکدیگیم هر دمه ... اونون بیر توکون وئرمرم عالمه 
گوشه هایی از فضای داخل روستای شایق درمحرم امسال 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1391ساعت 16:13  توسط اسد سیفیان  | 

هفته بسیج گرامی باد

هفته مقدّس بسیج را به عموم ملّت فهیم وغیور ایران اسلامی ومخصوصا"بر بسیجیان مخلص این لشگر پیدا وپنهان حضرت بقیه الله الاعظم (عج)وبه همه انسانهای آزاده که تفکّر بسیجی دارند با اجازه از حضرت ابا عبد الله الحسین (ع)تبریک عرض می نمایم .
فرازهایی از بیانات گوهر بار رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله امام خامنه ایی (مدّظله العالی ):
*****((بسیجی یعنی امام علی (ع)که تمام وجودش وقف اسلام بود .))
*****((سازمان بسیج در دوران حاضر باید کانون رشد واشاعه ی تفکّر بسیجی باشد وتفکّر بسیجی ترکیبی از :ایمان عمیق ،تلاش مخلصانه هشیاری در شناخت دشمن ،گذشت وایثار دربرابر دوست و...این همان حقیقت والایی که امام بزرگوار ما به خاطر آن بسیجی بودن را افتخار خود می دانست .))
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1391ساعت 8:38  توسط اسد سیفیان  | 

شبکه برون مرزی سحر

قابل توجه اهالی محترم فرهنگ وهنر :
حجت الاسلام حاج اذن الله خدایی شایق رئیس سازمان تبلیغات اسلامی شمال شرق تهران بزرگ فرزند سبلان روزهای دوشنبه ساعت 17 (5بعدازظهر )بمدت یک ساعت مصاحبه تلویزیونی درشبکه برون مرزی سحر به زبان آذری درزمینه های مختلف دارد که این نشانه بالندگی وپیشرفت فرهنگ روستای شایق وباعث افتخار برای اهالی معرفت وفرهنگ است که می توانید بانظرات وتماسهای خودتان دراین برنامه تلویزیونی برون مرزی سهیم باشید .
+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1391ساعت 9:32  توسط اسد سیفیان  | 

طشت گذاری در روستای شایق

مراسم طشت گذاری حضرت اباعبد الله الحسین (ع) درروز دوشنبه 27ذی الحجّه درهوای مه آلود وبارانی وبارش برف در روستای شایق ، با شکوهتر از گذشته اجرا شد ورسما"بنای عزاداری سرور وسالار شهیدان گذاشته شد .
فضای روستا با ترنم عطر دل آویز بهشتی معطّر گشت وپیرهنهای سیاه به نشانه ارج نهادن به مقام والای امام حسین (ع)برتنهای اهالی مزیّن شد وپرچم های سیاه( یا حسین )در هرکوی وبرزن روستا نصب گردید ودلهای مشتاق به پرواز درآمدند وریش سفیدان وپیر غلامان حضرت اباعبد الله الحسین (ع)که یک عمر آبروداری کرده وبرای امام حسین (ع)ارادت خویش را به اثبات رسانده اند دست بر سینه با چشمان پر اشک ودلی چون چشمه های خروشان وپر آب  خالصانه وبی ادعا زینت بخش مجالس عزا هستند .
کتاب فضل تورا  آب بحر  کافی نیست  ...که تر کنم انگشت وصفحه بشمارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1391ساعت 17:13  توسط اسد سیفیان  | 

یک خبر خوش

دیروز همایش کتاب و کتابخوانی در مرکز استان اردبیل بود تمام چهره های فرهنگی ومدیران استان حضور داشتند نام روستای شایق در لیست روستاهای فرهنگی با رتبه بالا همچون ستاره پر نور می درخشید وبرای همین خاطره از بنده به نمایندگی از اهالی با فرهنگ شایق تقدیر  بعمل آمد این یعنی به بار نشستن تمام زحمات چند ساله در عرصه کتاب وکتابخانه عمومی وفرهنگ وهنر  که به دوستان بافرهنگ واهالی محترم روستای شایق در هرکجای ایران اسلامی وکره خاکی که باشند تبریک عرض می کنم .
وظیفه ماست ادای تکلیف نموده وبرای ارتقای کمّی وکیفی فرهنگ روستا هرچه درتوان داریم بکوشیم که انشاءالله نوید بخش آینده ایی درخشان وروشن براتی این روستا با فرهنگ دیرینه ایی که دارد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آبان1391ساعت 16:55  توسط اسد سیفیان  | 

چرا امسال این همه مهاجرت ؟!

متاسفانه یا خوشبختانه حدود 20خانوار از روستای شایق  ظرف امسال به تهران مهاجرت کرده اند .دوستان وهم روستایی عزیز بانظرات ارزشمند تان موضوع را آسیب شناسی نموده ودلایل تغییر مکان دوستان که محل زندگی راحت وزادگاه خویش را رها کرده وبه دنبال شغلهای کاذب درصورتی که بیشتر شان خانه هم ندارند ودردیار غربت دچار سردرگمی واذیت ودرفضای اجاره نشینی آن هم دراین وضعیت گرفتار می شوند،زمین های مستعد ومرکز کار وتلاش تعطیل ویا نیمه فعال خواهد شد روستای شایق ازنظر کشاورزی رتبه اوّل  نسبت به روستاهای همجوار را داراست . خدا را شاهد می گیرم بنده شخصا"خوشبختی همه انسانها ومخصوصا"هم روستاییهایم را در هر مکان وزمان که باشند از خدای بزرگ خواستارم وآرزومندم چنانچه این هجرت حساب شده باشد برایشان مایه برکت وسعادت باشد .
لطفا"بی تفاوت به موضوع نباشید ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1391ساعت 9:32  توسط اسد سیفیان  | 

عید ولایت مبارک باد

علی زیباترین نام جهان است ...علی ذکر لب صاحب زمان است 
به کوری دوچشم شب پرستان ...فقط حیدر  امیر  مومنان  است  
عید غدیر خم بر همه انسانهای آزاده ومسلمانان عالم مبارک باد 
تصویر مرقد نورانی مولای متقی یان امیر مومنان حضرت علی (ع)درتاریخ 91/7/14با دوربین خودم عکسبرداری کرده ام 
+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1391ساعت 9:47  توسط اسد سیفیان  | 

عید تان مبارک

عاشقان عید تان مبارک باد 
کعبه را گفتم توازخاک،من از خاک،چراباید دورت بگردم ؟!ازآسمان ندا آمد،ای انسان با پا آمدی ،باید بگردی !برو با دل بیاتامن دورت بگردم .
+ نوشته شده در  جمعه 5 آبان1391ساعت 10:13  توسط اسد سیفیان  | 

سفرنامه وصال

دیل حسین آدینی ذکر ائدمسه شیرین اولماز ...بی ولایت عملین کفّه سی سنگین اولماز 
اولماسا عشق حسین ابن علی دین اولماز ...  سوزی واضح ده قلم ،بوکمه اونی القابه !
                                 دین اسلام اوزی مدیوندی بیزیم اربابه 
                                            **********
بیرینین عشقی اولار عالم فانیده گوله ...منیم عشقیمدی سوزوم اگلشه نورانی دیله 
                                    برکت نام حسین نن  وئرولوب اردبیله 
درتاریخ  91/7/12روز چهارشنبه ساعت 11شب ، طبق برنامه زمان بندی شده دوکاروان نور از دفتر زیارتی همای ایران اردبیل  به تعداد 80نفر همگی ازمنطقه شهرستان سرعین ازجلوی مسجد حضرت صاحب الزّمان (عج)سرعین به راه افتادیم درساعت 2بعدازظهر 13مهرماه به شهر مرزی قصر شیرین رسیدیم .
درهتل سیاوش قصرشیرین یک شب ماندیم ودر14مهرصبح ساعت 8به طرف گمرک خسروی حرکت کردیم وچون شماره کاروان ما 26بود تاساعت 10صبح درگمرک خسروی تشریفات خروج از کشور را به اتمام رساندیم ودرساعت 10/5وارد خاک عراق شدیم .
دراستان دیاله عراق دریکی از رستورانهای بین راهی نهار را تحویل ودرماشین صرف نمودیم وبطرف شهر مقدّس نجف اشرف شهر مولا علی (ع)طی طریق نمودیم مدّاح کاروان استاد حاج ارشد اردبیلی شروع به نوحه سرایی کرد واشک چشم های زائرین عتبات عالیات سرازیر شد ودلهای تشنه اهل بیت علیهم السلام لرزان وشور شوق بطرف راس منحنی صعود می کرد وپیوسته صبر وحوصله کنترلش ازدست خارج می شد وکم کم دل هوای پرواز می کرد وخروجی شهر نجف اشرف با تمثال مبارک امام علی (ع)وکلمات قصار آن حضرت مزیّن بود ویک حس عجیبی در انسان نمایان می شد که با الفاظ نمی توان شرح و بیان نمود  درهتل عین السلسبیل در ساعت 4بعدازظهر که به حرم امام (ع)دور بود مستقر شدیم البته چون بنده چهارمین بار تشرف به پابوسی عتبات عالیات کشور عراق بود بطور متوالی درسه نوبت درنزدیکی همین هتل منزلمان بود .
عظمت درک ومقام ومنزلت علی (ع)دراوج بینهایت است ولی هرکسی به اندازه ظرفیت ودرک خود ازاین نور الهی  کسب فیض می کند وانسان دراوج عزّت قرار می گیرد وهمه کرات رادرزیر پای خود احساس می کند ولحظات بهشتی برایش مهیا میشود وهمه چیز ارزش خودرا ازدست میدهد وویندوز کاملا" عوض می شود وبرنامه های الهی تدوین ومظلومیت مولا علی (ع)تجسم می شود البته درکعبه ومدینه بیشتر !!!
پس از غسل زیارت بطور دسته جمعی با سرویس هتل بطرف حرم امن مولا حرکت کردیم وعلی گویان وارد حرم باصفای آن ولی خدا شدیم وروح اززندان جسم فارغ میشود ودرواقع روح انسان به مقام عالی خود که اتصال به الوهیت است وصل میشود وپرواز ملکوتی برای انسان اتفاق می افتد چطوری بیان کنم نه نمی شود ....!!!
تنها کاری که ازدست وزبانتان برمی آید زمزمه با زبان مادری است الفاظ ودعاهای محفوظات هم نمی چسبد فقط با زبان بی زبانی وبا حرف دل می توان با مولا درد دل کرد وزبان قاصر وعاجز از حرف وکلمه وجملات است .
15مهر برای انجام اعمال مسجد مقدّس کوفه به شهر بی وفایان رفتیم شهری که پیمان شکن است ومظلوم کش !شهر حکومت عدل ،شهر ی که حضرت مسلم ابن عقیل آن سیف بنی هاشم در کوچه هایش آواره وسرگردان ماندوهیچ یار ویاوری نیافت وحتی نتوانست بی وفایی وپیمانهای شکسته رابه حضرت سید الشّهدا (ع)برساند تا گرفتار باتلاق بلا ومرگ نشود با اینکه شهادت یاران امام حسین (علیهم السلام )برای بشریت خط فکری داد وازذلّت وخواری به قابلیت اصلی خود بازگرداند گرچه به پیروزی ظاهری آقا نائل نشد !
در16مهرماه برای انجام اعمال مسجد مقدس سهله درنجف اشرف تاظهر مشغول بودیم وبه مسجد حنّانه وزیارت کمیل ابن زیاد نخعی ازیاران باوفای امام علی ع ومسجد سهله محل اقامت امام عصر (عج)وانشاءالله محل تاجگذاری وپایتخت حضرت ولی الله اعظم خواهد بود البته نجف وکوفه باهم یکی شده ویک شهر بزرگی را تشکیل داده اند که آب وهوای مه آلود با گرد وخاک است .مسجد حنّانه محل گذاشتن سر بریده حسین (ع)است که اکنون شفای درد دلهای سوزان وعاشقان است .
دعای وداع با حجّت خدا را خواندیم وودر17مهر ماه بطرف شهر مقدس کربلای معلّی حرکت کردیم که حال وهوای بهشتی دیگری مثل مه غلیظی که همه جا را فر می گیرد غرق در اوج ایثار واز خود گذشتگی می شوی باآن بدنهای تکه تکه شده بزرگ پرچمدار کاروان امام حسین (ع)درواقع پرچمدار اسلام که با چه کلماتی بیان کنم وچه بنویسم ؟! جز تسلیم ومحو شدن چاره ایی نیست .
سرزمین آرزوهای بلند وسرزمینی که خاکش توتیای چشم است وعبادت باآن تربت پاک امام حسین (ع)لذّتی دارد وبهشتیان به آن غبطه می خورند وفرشتگان عرش الهی همدیگر را برای این تحفه گرانسنگ سفارش می کنند .
بین الحرمین امام (ع)وبرادر ش حضرت ابوالفضل العباس (ع)شاید بالاتر از بهشت باشد ویا قطعه ایی از بهشت برین است چون گوهر های بی نظیری در خود جای داده است که درهیچ جایی پیدا نمی شود .
چه خوب است بین الحرمین بنشینی وسمت راست حضرت عباس(ع) وسمت چپ امام حسین (ع)چه نگاهی دنیا دنیا ارزش دارد که درهیچ نقطه ایی چنین نگاهی یافت نمی شود چون معنی عشق را فقط در این مکان می توان ترجمه کرد (عشق عباس به حسین علیهما السلام )
بوی بهشت را در حرم باصفای امام حسین وحضرت عباس میتوان استشمام کرد وآدم به حرم امام می رود دل بطرف عباس پرواز میکند وبالعکس این حالت خاص در هیچ حرمهای امامان دیده نمی شود .
بالاخره در 20مهرماه بطرف سامره حرکت کردیم ودرساعت 12وارد سامرا ونماز جماعت را درخانه امام زمان (ع) قرائت نمودیم واوج مظلومیت اهل بیت در بقیع ودر سامرا نمایان است ودر یک ضریح مطهر امام هادی وامام حسن عسگری ونرجس خاتون مادر گرامی امام عصر وحکیمه خاتون خواهر امام حسن عسگری مدفون هستند وهنوز هم آثار مظلومیت اهل بیت با آن اعمال ننگین تخریب حرم  وجود دارد وانشاءالله بزودی بهتر از دیروز وگذشته بازسازی می شود وبعد از نماز به طرف سید محمّد(ع) برادر امام حسن عسگری یکی از بابا احوائج اهل بیت که عراقی ها ابوالفضل ثانی می گویند واعتقاد راسخی به شفا بخشی وبرآورده شدن حاجات از اطریق این فرزند زهرا(س)دارند یک بارگاه باعظمت وشکوه خاص خود که نشانه اهمیت اهل بیت می باشد .
نزدیکی غروب به شهر کاظمین رسیدیم وقرار براین شد که پس از زیارت ونماز مغرب وعشاءبطرف هتل محل اقامت یک شب که دربغداد بود برویم البته کاظمین وبغداد یکی شده ودر قدیم اندکی فاصله بوده (حدود 15کیلومتر )همین طور هم شد وبه لحاظ مسائل امنیتی برای صرف شام واستراحت بلافاصله به شهر شلوغ بغداد رفتیم وفردای آن روز از کشور عراق خارج شدیم .
انشاءالله چنین سفر مقدس ونورانی نصیب شما بزرگوراران هم بشود .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1391ساعت 18:50  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت

جناب آقای مهندس پرویز ستوده 
رحلت پدر همسرتان رابه خانواده محترم آن مرحوم وحضرتعالی وخانم مکرمه تان تسلیت وتعزیت عرض می کنم وازخداوند متعال برای آن عزیز سفر کرده آرامش ابدی ومغفرت وبرای شماها صبر واستقامت وبردباری مسئلت دارم 
روحش شاد -باصلوات برحضرت محمّد (ص)وخاندان پاک ومطهّرش روح آن مرحوم را شاد نمائیم .
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1391ساعت 11:21  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت

مرگ پدر مهربان مرحوم مشهدی منصوربرقی به عموم فرزندان آن مرحوم وخانواده برقی ها تسلیت عرض می نمایم وازخداوندمتعال برای آن مرحوم مغفرت وبخشش وبه بازماندگان صبر وبردباری آرزومندیم 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1391ساعت 10:30  توسط اسد سیفیان  | 

سفر به سرزمین آرزوها

الحمد لله ربّ العالمین 
السّلام علیک یا ابا عبدالله  وعلی الارواح الّتی حلّت بفنائک 
سلام وعرض ادب واحترام به شما دوستان باصفا -توفیق زیارت عتبات عالیات کشور عراق نصیب این حقیر گردید ودرتمام حرم های شریف دعاگوی شما عزیزان مخصوصا"دوواژه این دوره اززیارت که :سلامتی -معرفت  ، برای همه ارادتمندان اهل بیت پیامبر اکرم (ص)ازخدای بزرگ خواستار شدم وائمه معصومین را واسطه قبولی حاجات شما وخودم قراردادم .
بحمد الله تعالی روز به روز برشکوه وعظمت حرمین شریفین افزوده می شود ووسیله سفر مهیا وآسان می گردد .انشالله تعالی چنین سفر مقدس ونورانی نصیب شما بزرگواران بشود .
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1391ساعت 10:48  توسط اسد سیفیان  | 

حس بودن یانبودن

این روزها خاطرات دفاع مقدس در حال مرور شدن است ، حداقل در رسانه ها به خاطر سالگرد دفاع مقدس این اطلاعات در اختیار جوانان قرار می گیرد ، هر چند شاید اشتیاق زیادی برای شنیدن خاطرات تلخ وجود نداشته باشد . حس بودن یا نبودن ، یک خاطره نیست شرایطی است که من و امثال من بارها و بارها در آن قرار گرفته ایم ، چه شب هایی که اطلاع می رسید که تا ساعاتی دیگر عملیات شروع خواهد شد ، شما آنجا هستید که در شرایط بودن یا نبودن قرار گیرید ، دوستان زیادی در کنارتان هستند ، نمی دانی پس از شروع عملیات آیا آنها یا حتی خود شما زنده خواهید ماند یا نه ، چه حسی خواهید داشت ، در مورد اطرافیان تان چگونه فکر خواهید کرد ، البته قبول دارم که شرایط دشواری است تا انسان یقین حاصل کند که ساعاتی دیگر خودش یا دوستانی که در اطراف اش هستند نباشند . این آزمون دشوار برای تمام رزمندگان در جبهه بارها و بارها اتفاق افتاده است ، حس بودن یا نبود .......به گونه ایی دیگر به این مسئله فکر کنیم ، اگر ما یقین حاصل کنیم که تا ساعاتی دیگر این دنیا را ترک خواهیم کرد ، رفتارمان با دیگران چگونه خواهد بود ، آخرین نگاه ها ، آخرین صحبت ها ، آخرین مکالمات را شما چگونه پیش بینی می کنید ، امید و امیدواری نسبت به لطف و کرم خداوند در جای خود باقی است و انسان در زندگی باید به گونه ایی باید زندگی کند که انگار تا ابد زنده خواهد ماند و در عبادت به گونه ایی عبادت کند که گویی تا ثانیه های دیگر سفر دنیای ما تمام شده و سفر آخرت را آغاز خواهیم کرد .
مهربانی به دیگران اگر چنین اندیشه بودن یا نبودن را داشته باشیم به اوج خود می رسد ، ساعت ها در مناطق جنگی دوستان را در آغوش می گرفتیم ، آنها را مانند نزدیک ترین کس خود دوست داشتیم و حتی بسیار از روی حس بویایی افراد را مورد شناسایی قرار می دادند ، ضجه های شبانه قبل از عملیات نه به تصویر کشیدنی بود و نه اینکه در مورد آن می شد مطلب نوشت باید حس می شد ، حس بودن و نبودن ....چه شب هایی که جوانان و رزمندگان آن دوران در مکان های خلوت پادگان یا قرارگاه جنگی به راز و نیاز می پرداختند .... زندگی کوتاه خود را بسیار کوتاه تر می دیدند و در همین احوال نیز درخواست عفو و بخشش داشتند ....... چرا این مطالب نوشته می شود ، اصلاً لزوم دارد نوشته شود ، آیا کسی هست که حس بودن یا نبودن خود و اطرافیانش را حتی تصور کند .... نمی دانم ولی می نویسم چون احساسم این است که باید بنویسم ، شاید روحیه ها مکدر شود در حالی که می تواند از امید و حرکت نوشت ، از زیبایی و بودن ها نوشت چرا باید دست به قلم ببرم تا از نبودن ها بگویم ، این ها داستان نیستند عزیزان من ، اینها حال و روز جوانان بسیاری است که شاید نخواهند یا توان نوشتن نداشته باشند ، این جملات بیان روزهای سختی است که زمانی خریدار داشت ، آیا الان هم خریداری دارد ............ آیا ؟

در تصویر زیر تعداد افرادی که زنده مانده اند به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و این ها همه از دوستان من در گردان مقداد بودند ، در مناطق جنگی گیلانغرب که شرایط بودن و نبودن را حس کردند ....



از کسانی حرف می زنم که در آن  زمان از پاک ترین افراد به شمار می رفتند ...... ، اینجا میدان کوهنوردی نبودکه سیبی بین شان تقسیم شود ، جان ها بود که فدای هم می شد ، اگر دواطلب شهادت قرار بود انتخاب شوند از همدیگر سبقت می گرفتند .........( من نفر سمت چپ پرچم به دست )
                                                                  V               
                                                                  V               


اگر احساس تان را برای خواندن مطالب مکدر کردم پوزش می خوام .
همیشه پاینده و سر افراز باشید

برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1391ساعت 7:22  توسط اسد سیفیان  | 

هفته دفاع مقّدس گرامی باد

هفته دفاع مقدس ،برعموم ملت غیور ایران در اقصی نقاط جهان وبررزمندگان دلاور جمهوری اسلامی ایران مبارک باد 

سال 1364 ، کرمانشاه ، آناهیتا  ، گردان مقداد ، تیپ محمد رسول الله ، مکانی به نام مجتمع آناهیتا ایستاده من ، نشسته از راست : مهدی رفیع زاده ، ...... ، عقدایی  


در زمانی که عملیات جنگی متوقف می شد ، کلاس های درس برای رزمندگان می گذاشتیم و مشغول تدریس می شدیم (در یک مجتمع رزمندان ) ، من و مهدی شیمی و ریاضی تدریس می کردیم ، عقدایی فکر کنم دروس عمومی و دوست دیگرمان زبان انگلیسی ، البته یکی دیگر از دوستان بود که زبان انگلیسی تدریس می کرد و در امریکا متولد شده بود ولی برای جنگ به ایران بازگشته بود ، متاسفانه عکسی از ایشان ندارم، زبان انگلیسی را به شیوه ایی خاص تدریس می کرد ، امکانات ضبط یا تهیه فیلم در آن موقع برایمان مقدور بود ، جای دنیای دیجیتال در آنحا خالی بود که بتوان به صورت نا محدود مطلب تهیه کنیم ولی یاد هست او بچه ها را با صدای بلند وادار می کرد که جمله های انگلیسی را تکرار کنند و اینقدر تکرار می کردند تا همگی یاد بگیرند ، شیوه ایی بسیار موثر و البته پر سر و صدا بود ، کلمات با آهنگ ادا می شد و به قدری صدا بلند بود که در حد فریاد دانش آموزان کلمه انگلیسی را بیان می کردند ، بچه های تیپ محمد رسول الله ( قبل از اینکه به لشگر تبدیل شود ) شاید او را فراموش نکرده باشند ، اسم کوچکش علی بود ولی فامیلی او را فراموش کرده ام و هر چه در یاد داشت های دوران جنگ به دنبالش گشتم اثر از آن پیدا نکردم ، قد کوتاهی داشت ، اهل ورزش کاراته هم بود ...پ ن :مهدی رفیع زاده استاد فعلی دانشگاه امیر کبیر ، عقدایی بچه اصفهان و اسم نفر وسط را فراموش کردم ولی آن موقع دانشجوی زبان فرانسه بود

نوشته شده توسط پرویز ستوده شایق

برچسب‌ها: خاطرات جبهه
+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1391ساعت 17:19  توسط اسد سیفیان  | 

مانع رشد را ازبین ببریم

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

 روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".
 مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد.... 
 
   سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:  سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم. مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
 
نتیجه: هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم. . . .
هیچ چیز غیر ممکن نیست
 
نوشته شده توسط پرویز ستوده شایق


برچسب‌ها: داستان کوتاه
+ نوشته شده در  جمعه 24 شهریور1391ساعت 8:33  توسط اسد سیفیان  | 

سلام به دلهای نورانی ومهربان سبلان

توسط:سولماز سبحانی الوارس
با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز،خوشحالم حداقل یکی پیدا شد تابه روستاها اهمیت بده ودرباره اونا تو اینترنت اطلاعاتی ثبت کنه خیلی چیزا توی وبلاگتون برام جالب بودخیلی چیزا یاد گرفتم دستتون درد نکنه عالی بودن موفق باشی هموطن
توسط:حسین فرجی سرقین
با سلام و عرض ادب باقلبی مملو ازاندوه وغبار وسینه ای دلخراش در غم از دست دادن مادران عزیز و شیر زنان آذربایجانی خودرا فدای آه وناله ی آن عزیزانی میکنم که در زیر آوارها دفن وغسل شدند.تمامی جان باختگان قرین رحمت الهی ومحبت حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.

*********************************************************************************
جواب شایق کندیمیز :
با سلام وعرض ادب واحترام خدمت شما دوستان وانسانهای بزرگ که اندیشه های بزرگ وروشن ودلهای صاف ونورانی دارید بنده حقیر با الفاظ ناقص خود قادر وتوان ارضای طبع وعواطف لطیف وانسان دوستانه فرزندان مهربان خطه سبلان نبوده ونیستم ولی افتخارم این است که ایرانی ام وهمه مردم دنیا را دوست دارم -بلی اززمان زلزله اهر وهریس وورزقان تا بحال چون عزیز ازدست رفته بر دلم سنگینی می کند وگلایه هایی هم از رسانه ملی واصحاب قلم دارم که چرا خیلی ساده وسطحی از روی این موضوع گذشتند !استخوان شکسته ،اندیشه ها درزیر هزاران خروار خاک دفن شدند وچه امید وآرزوها وخوشی ها درزیر این سطح غبارین مظلومانه آرمیدند چه نی نی کوچولوها با عروسکهای اسباب بازی شان فدای یک تکان ساده شدند ودلهای نازک شان آیا توان سنگ بی رحم ودیوارهای گلی که نشان از مظلومیت ائمه بقیع (علیهم السلام )وعلی ولی الله (ع)وزهرای اطهر(س) است راداشت ؟!بنویس قلم فردا پشیمان می شوی وشرمنده وازقافله عشق عقب می مانی 
سلام بر ارواح پاک وبلند قربانیان زلزله اخیر استان آذربایجان شرقی 
+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1391ساعت 20:16  توسط اسد سیفیان  | 

غم مخور

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور ... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور 
آیا میدانید که :روستای شایق ازتوابع بخش مرکزی شهرستان سرعین درزلزله 10اسفند 1375استان اردبیل بطور 100%تخریب شد و40نفر از اهالی محترم این روستا متاسفانه قربانی این حادثه تلخ شدند که متشکل از کودک وجوان وپیر بودند وهرزمان درهرکجای عالم زمین لرزه ایی رخ میدهد ناراحت وغمگین می شوم چون این داغ سنگین را کشیده ایم وزیر 30درجه سرمای سبلان وکولاک وبرف وبوران تحمل کردیم ولی امید که موتور تحرّک زندگانی انسان است ازدست ندادیم والان بحمد الله تعالی روستای مان ازنظر فیزیکی مجهز به ساختمانهای ضد زلزله شده وساخت وسازها اصولی وتقریبا"استاندارد بوده وجهش قابل ملاحظه ایی داشته است با اینکه نوشداروی بعداز مرگ سهراب فایده ایی ندارد !زلزله فعل وانفعالات داخل زمین است واقعیتی ایست غیر قابل انکار ، باید قبول کنیم که خودمان رابرای زندگی با حوادث طبیعی زمین عادت نداده ایم فقط جنبه مثبت ظاهری رخداد را درنظر می گیریم درصورتی که زلزله دارای محاسنی هم هست که بصورت پنهان وآشکار هویدا می شود !! درهرحال ایکاش در هیچ جای کره خاکی هیچ چهره ایی غبار غم وغصه سایه نیفکند وهیچ مادری وکودکی نالان نباشد ومعتقدیم که خدای بزرگ در کتاب شریف وعده داده است :همراه سختی ها آسانی هم هست -درمیان مصیبت ها سعادت ها نهفته است 
یاد همه مادران قربانی شده در زلزله اخیر استان آذربایجان شرقی را گرامی می داریم 
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1391ساعت 19:37  توسط اسد سیفیان  | 

به افتخار صعود موفق مهندس پرویز ستوده وهمنوردان سرافرازش

ضمن عرض خسته نباشید به جناب مهندس پرویزستوده شایق وهمنوردان ایشان  وآرزوی سلامتی وبهروزی برای اعضای گروه ،انشاءالله تعالی بسلامت به آغوش میهن عزیزمان بازگردید 
فرزند هنر باش نه فرزند پدر ...فرزند هنر زنده کند نام پدر 
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1391ساعت 18:41  توسط اسد سیفیان  | 

عید تان مبارک

عید سعید فطر برعموم مسلمانان جهان مبارک باد 
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1391ساعت 9:44  توسط اسد سیفیان  | 

عشق ناتمام

این داستان واقعی ایست :
نامش ...بود درروستای شایق متولد شده بود  سه چهار تا برادر داشت ،ولی همه شان درتهران بدنبال دنیای زرق وبرق رفته بودند او درخدمت پدر ومادر بود ودرلابلای خدمت به والدین یک آینده ایی روشنی را جستجو می کرد وبتازگی نامزد شده بود  وهزاران امید وآرزویی را در دل داشت ولوازم جهازیه اش را که دسترنج خود وپدرومادر پیرش بود فراهم کرده بود خیلی ساده !
برای خود چه فکرهایی رادرسر می پروراند فلان لباس را بپوشم ،خانه ایی مستقل بسازم ،دارقالی برپا بکنم ،ازپشم برّه رختخواب ولحاف تهیه کنم ووووو..............
درآستانه تشکیل خانواده واجرای مراسم عروسی بود که ناگهان زمین لرزه ساعت 4/30دقیقه روز جمعه 10اسفند 1375 استان اردبیل باقدرت 5.2درمقیاس ریشتر همه این امید وآمال  وآرزوها را زیر وزبر کرد وهمراه پدر ومادر درزیر تلّی ازخاک وسنگ وچوب برای همیشه خاموش گشت ویک عشق ناتمام ازخود به یادگار گذاشت !!!
با ذکر صلوات برمحمّد (ص) وخاندان پاکش روح این عروس آسمانی را شاد نماییم 
+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1391ساعت 11:43  توسط اسد سیفیان  | 

همدردی دوستان

توسط:حسین فرجی سرقین
با سلام و عرض ادب
باقلبی مملو ازاندوه وغبار وسینه ای دلخراش ازمصیبت هم زبانان وهم وطنان عزیزم نهایت تاسف وغمگینی خودم را فدای آه وناله ی عزیزانی میکنم که عزیزانشان رازیرآوارها دفن وغسل کردند.تمامی جان باختگان قرین رحمت الهی ومحبت مولاعلی وشامل فضیلت و فیض شب قدر باشند.

جواب شایق کندیمیز :
باسلام وعرض ادب واحترم  به شما دوست عزیز وارزشمند 
عواطف واحساسات پاک وانسان دوستانه شما قابل تحسین است چراکه ماباید همه انسانهارا دوست بداریم  ازهرنوع وزبان وقوم وملیتی که باشند وهم وطنان وهمنوعان که جای خود دارد چون پیامبر رحمت واشرف مخلوقات وائمه معصومین ما به این خاطر دارای مرتبت ومقام ممتازی درعالم خلقت دارند بشر دوست بودند .ازحضورتان متشکرم 
چوعضوی بدرد آورد روزگار ....دگر عضوها را نماند قرار 
توکز محنت دیگران بی غمی ....نشاید که نامت نهند آدمی 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1391ساعت 9:49  توسط اسد سیفیان  | 

داغ دل

داغ دل دارم وازداغ دلت آگاهم ....طاقتم بین که به داغ تو گرفتار شدم 
شنبه سیاه :
زلزله 6.2ریشتری دراستان آذربایجان شرقی که منجر به قربانی شدن تعدادکثیری از هم وطنان عزیزمان درروستاهای تابع شهرستانهای اهر ،ورزقان،هریس وکلیبر  شد موجب تاسف وتاثر گردید این ضایعه ورخداد طبیعی تلخ را که سبب بی خانمان شدن بسیاری از روستائیان مظلوم شد به همه هم وطنانم در آن دیار تسلیت عرض می کنم وازخداوند بزرگ برای قربانیان که به نوعی شهید طبیعت محسوب می شوند مغفرت وآرامش ابدی وبه بازماندگان گرامی صبر وبردباری مسئلت دارم .
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
 ...بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
...
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
...من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
...دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟
وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
...این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟
آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
...درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
...این سفر راه قیامت می روی ، تنها چرا ؟

با ذکر صلوات بر حضرت محمّد (ص) وخاندان پاک ومطهّرش روح این عزیزان را شاد نمائیم 
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1391ساعت 11:37  توسط اسد سیفیان  | 

احداث 5مورد پل

بحمد الله تعالی دهیاری شایق توانست، برای رفاه حال اهالی محترم درپنج نقطه روستا 5مورد پل بسازد بدون اینکه اعتبار خاصی داشته باشد .
1-پل ارتباطی نزدیک خانه آقای  حاج امین آقا حبیبی پور واصلاح وزیرسازی خیابان شامل پل 
2-پلی که کوچه جدید التاسیس کنار خانه آقای حاج ابراهیم مولوی را به خیابان اصلی 10متری وصل می کند 
3-پل کمر بندی آرخ چوله چخان که فضای لازم برای امکان افزایش محدوده روستا را فراهم می سازد
4-توسعه آبرو نزدیک خانه آقای کربلای اقبال تهمتن
5-پل نزدیک خانه آقای منصور برقی
ضمن تشکر فراوان از خیّر محترم جناب آقای حاج قنبر ستوده شایق که هزینه ساخت پل آرخ چوله چخان را تقبل نمودند (25000000ریال ) 
قبل از انجام کار :
بعدازانجام کار :
 
قبل ازاحداث پل :
بعداز انجام کار :
قبل ازانجام کار :
بعداز اتمام کار :
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1391ساعت 10:58  توسط اسد سیفیان  | 

شهادت مولا امیر المومنین تسلیت باد

شهادت حیدر کرّار ،علی ولی الله ،تجسّم عدل مظلوم پیشوا ومقتدای تمام آزادمردان جهان ،صراط مستقیم امام اوّل انس وجنّ حضرت علی علیه السّلام به فرزند ش امام مهدی (عج) وبتمام جوانمردان عالم ومخصوصا"شیعیان آن حضرت تسلیت وتعزیت باد 
+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1391ساعت 10:42  توسط اسد سیفیان  | 

حاج سیف الله شایقی

مرحوم حاج سیف الله برادر مرحوم حاج مولا فرزندان مرحوم حاج عباد الله شایقی بانی خیر چشمه وآب شرب روستای شایق می باشد .
روستای شایق درزمان قدیم ازدره چسبیده به روستا آب برمی داشتند این موضوع با مشکلاتی همراه بوده است درزمان احداث مسجد حاج سیف الله هم تصمیم به آوردن آب وچشمه از ارتفاعات دامنه کوه سبلان می افتد ودرآن زمان روش کار با امروزه فرق داشت بدینصورت که زمین را به اندازه حدود یک متر می کندند وبا کانال سنگی که موسوم به سیبند بود آب را هدایت می کردند (دیواره ها سنگی ،کف وسقف کانال سنگی )به نظر می رسد با این روش کار مشکلتر از حال حاضر بوده است ودر سه چهار نقطه روستا بصورت عمومی حوض آب با سنگ های تراشیده جهت استفاده اهالی محترم ایجاد کرده بود که بلاغ باشی می گفتند (بلاغ =چشمه )این سیستم لوله کشی تا زمان انقلاب وجود داشت ومورد استفاده اهالی واقع می شد .
این بزرگوار همانطوری که درپست های قبلی اشاره شده است نویسنده قرآن کامل با دست خط عالی می باشد که هنوز هم این آثار نفیس بصورت کتابت کامل به یاد گارمانده است 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1391ساعت 10:48  توسط اسد سیفیان  | 

حاج مولا شایقی (حاج موله )

زنده یاد حاج مولا فرزند حاج عباد الله ونوه ی مرحوم حاج محمّد یار( بنیانگذار ومالک روستای شایق )درتاریخ 1211شمسی مسجد جامع شایق را با هزینه شخصی خود وبخاطر قرب بخدای مهربان  احداث می کند .
چون آن مرحوم بزرگ دهستان دورسونخواجه (متشکل از 32روستای کوچک وبزرگ )وقورکی سراب بوده است برای تعیین قبله با اسب معروف خود (چیل آت )راهی تبریز می شود که دریکی از درهّ های مابین نیر وشایق به سیدّی برخورد می کند وایشان منظور سفر را می پرسند وحاج مولا جریان را بازگو می کند واو اظهار میدارد که قبله شناس است ومی تواند تعیین جهت کند خلاصه به ده باز می گردد وپس از قربانی واحسان اقدام به تعیین قبله می کنند وعملیات ساخت مسجد شروع می گردد که ناگهان سید ناپدید می شود وهر چه می گردند اورا پیدا نمی کنند !!!
این داستان را به جهت اینکه برای همه دوستان واهالی شایق این موضوع دارای ارزش هست وبزرگان روستا مدام بازگو می کنند نوشتم .این مسجد پس از چند بار تجدید بنا  وبازسازی شده ودرحال حاضر تحت عنوان مسجد جامع شایق  وتنها مسجد روستا سجده گاه اهالی محترم می باشد .
برای شادی روح اآن بزرگوار صوات نثار محمّد (ص) وآل محمّد (ص)می کنیم 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1391ساعت 13:40  توسط اسد سیفیان  | 

کربلای علی نیکخو

درسال 1390درجریان دیوارکشی وساماندهی قبرستان روستای شایق آقای کربلای علی نیکخو اززمین کشاورزی چسبیده به قبرستان حدود 2000مترمربع جهت توسعه قبرستان شایق به این امر خیر هبه نمود .
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1391ساعت 18:40  توسط اسد سیفیان  | 

ولادت کریم اهل بیت مبارک باد

ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن المجتبی (ع) به عموم دوستداران اهل بیت پیامبر اکرم (ص) ومخصوصا"شیعیان آن امام همام تبریک وتحنیت عرض می نمایم 
اماما !یک روز شیعه برایت حرم می سازد 
+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1391ساعت 18:0  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت

بانهایت تاسف وتاثّر درگذشت کربلای قربانعلی نوربخش بزرگ خاندان طایفه حسین خان لو به خانواده محترم نوربخش وفرزندان گرانقدرش تسلیت وتعزیت عرض می نمایم وازخدواند منّان برای ایشان مغفرت وآرامش ابدی وبه بازماندگان صبر جمیل واجر جزیل خواستارم .
+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1391ساعت 18:2  توسط اسد سیفیان  | 

کربلای صاحبعلی بهبودی

کربلای صاحبعلی بهبودی فرزند مرحوم حاج میری از طایفه ولی لی می باشد یکی از باتقواترین وسالم ترین افراد روستای شایق می باشد که قطعه زمینی را برای احداث سوّمین مدرسه اهدا کرده است ودرحال حاضر بصورت کانکسهای پیش ساخته 3کلاسه مورد استفاده قرار می گیرد .اجرکم عنده الله 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1391ساعت 9:14  توسط اسد سیفیان  | 

حاج علی فیّاضی

حاج علی فیّاضی فرزند مرحوم حاج ابراهیم (معروف به ملّاابیش )استاد قرآن روستای شایق که همه قریان موجود در روستادست پرورده این مرد عالم وبزرگ هستند درسال 1380باهبه کردن 2000متر مربّع از بهترین زمین ازحیاط منزل خویش موجب شد دبیرستان دخترانه وپسرانه در این روستا دایر شود .ایشان از طایفه محمّد لی می باشند .با ذکر صلوات برمحمّد (ص)وآل محمّد روح پدر وسایر امواتش را شاد نمائیم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1391ساعت 8:57  توسط اسد سیفیان  | 

نظرات دوستان

توسط:حسین تهمتن
ن با سلام خدمت برادر عزیزم آقای سیفیان و ضمن تشکر از تلاش ایشان در امورات اهالی حضرتعالی استحضار داریدکه طبق روایات ائمه (ع) بخشش و کمک به دیگران یا در راه خیر عمل پسندیده ایست اما از انجام آن توسط یک دست! دست دیگر نباید مطلع شود که در اینصورت اجر اخروی چنین عمل شایسته ای ضایع می شودبا% با تشکر و تقدیر از خیرین محترم
 
 توسط:همشهری
من هم در گذشت ایشان را به خانواده محترم آذادی تسلیت می گوی11:20 توسط:همشری
با سلام 

هدف از بار گذاری این عکس ونوشته چیه ؟اگر بیشتر شرح می دادی بهتر بود ایا شناساندان افراد وتحصیل کرده گان باشد بهتری که یه فرخوان برای کلیه دانش آموخته گان روستا بده واطلاعات انها را داشته باشید که در مواقع که لازم است از انها در جهت پیشرفت وابادانی روستا ویا غیره استفاده شود 
موفق باشی
 
 توسط:همشری
با سلام احتراما به اطلاع می رساند اطلاع رسانی از روستا خوب است ولی بهتر است به قوم گرای ختم نشود ما که سابقه خانواده ها را می دانیم که از هر لحاظ چه کار ی بوده اند ودیگر نیازی به بازگوکردن طایفه وغیره وجود ندارد .وهمه انهای که در دهه 5زندگی هستند همه انها را به خوبی وشاید بهتر از شما می شناسند. 
وبهتری که در اتحاد وهمدلی اهالی روستا کوشش کنیم ؟ که مثلا در انتخاب اعضای شورای روستا بهترین افراد انتخاب شود نه که امثال اعضای فعلی .....که بتوانند در ابادی روستا وجذب امکانات وپیشرفت ان کمک کنند
موفق باشی

جواب شایق کندیمیز :
ضمن تشکر فراوان از نظر دوستان ،هدف ازنوشتن این پست ها :معرفی افراد خیّر ،تشویق سایر افراد وترویج فرهنگ مشارکت عمومی است 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1391ساعت 8:38  توسط اسد سیفیان  | 

تسلیت

باز گشت همه بسوی اوست 
درگذشت مادری مهربان وفداکار مرحومه :خانم کربلای کوکب پور رحیمی همسر مکرّمه آقای ایمانعلی آزادی را به خانواده محترم پیر رحیمی ها ورحیمی ها وآزادی ها وفرزندان آن مادر گرامی تسلیت عرض می کنم واز خداوند متعال برای آن مرحومه مغفرت وبخشش وبرای بازماندگان صبر واستقامت مسئلت دارم .
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1391ساعت 17:59  توسط اسد سیفیان  | 

مرحوم حاج امیر خان ستوده

مرحوم حاج امیر خان ستوده اوّلین خیّر اهدای زمین به مدرسه روستای شایق می باشد که بنده درآن مدرسه دوران ابتدایی را خوانده ام البته بعداز مدتی مدرسه راهنمائی پسرانه هم در زمین این بزرگوار دایر شد که درجریان زلزله 1375هردو تخریب ودر مجموع یک مدرسه ابتدائی احداث گردید ودرحال حاضر بنام مدرسه ابتدائی ستوده شایق دایر است .آن مرحوم از طایفه جعفر لی می باشد .
باذکر صلوات بر محمّد (ص)وآل محمّد نام ویاد اورا گرامی میداریم 

برچسب‌ها: افراد روستای شایق, خیرین روستای شایق
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1391ساعت 17:50  توسط اسد سیفیان  | 

حاج انعام فرزانه

حاج انعام فرزانه فرزند ارشد مرحوم حاج سخاوت فرزانه( ازریش سفیدان خوب روستا )ازطرف پدر جزو طایفه بدل لی وازطرف مادر جزوطایفه جعفرلی می باشد .
ایشان در سال 1378زمین خانه بهداشت روستای شایق را که قسمتی از زمین حیاط منزل مسکونی خویش است برای همین امر خیر هبه نموده است ودرحال حاضر خانه بهداشت درآن دایر است .
این برزگوار وبرادرانش در داخل روستای شایق زمین حمّام عمومی را نیز اهداءکرده اند که بدلایل گوناگون فعلا"ناقص مانده است درهرحال حاج انعام در موارد متعدد درروستای شایق دوستدار رشد وترقی بوده وبرای روستا مثمر ثمر می باشد .باصلوات بر محمّد (ص) وآل محمّد روح پدر وبرادرش را شاد نمائیم .
از راست به چپ آقایان :
1-مهندس پرویز ستوده 2- حاج انعام فرزانه 
1-

برچسب‌ها: خیرین روستای شایق
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مرداد1391ساعت 18:20  توسط اسد سیفیان  | 

حاج نمازعلی پناهی

حاج نمازعلی پناهی فرزند مرحوم کربلای احمد پناهی وکربلای خانم جیران بخشی ازطرف پدر جزو طایفه بایرامقلی لی وازطرف مادر جزو طایفه ولی لی ویکی از چهره های فرهنگی روستای شایق می باشد .
دارای سه فرزند :1-حاج محمّد مهدی 2- حاجیه خانم حانیه 3-حاجیه خانم فاطمه ،تحصیلات ایشان درزمینه راه وساختمان است ودریکی از اداره جات تهران مشغول بکار می باشد در دیوار کشی قبرستان شایق ودر خرید زمین برای مسجد جامع شایق اوّلین نفر است که کمک کرده است واز دوستان بسیار خوب وامین وصادق بنده درتمام مراحل زندگی چه دردوران خوش تحصیل وچه درسایر موارد هستند وپیوسته به وجود چنین دوستان افتخار می کنم ویادشان مایه آرامش روح وروان است .

برچسب‌ها: افراد روستای شایق, خیرین روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1391ساعت 18:42  توسط اسد سیفیان  | 

حاج علی اشرف دهقانی

مرد شجاع وباتعصّب وجوانمرد که درزینت مسجد جامع شایق ودیوارکشی قبرستان شایق کمک کرده است ویک چهره محبوب ودوست داشتنی برای اهالی محترم شایق چه در تهران وچه در روستاست .
حاج علی اشرف دارای دو برادر :1-حاج امام ویردی  2-عباّس ودارای دوخواهر بنامهای :1-مرحومه منصوره همسر کربلای خان احمدی نورانی 2-گلی خانم می باشد که ازفرزندان مرحوم مشهدی سرخای ومرحومه یکی خانم (یکتاره خانم )جزو طایفه حاج محمّد یارلی وقرا بیرچک لی می باشد. 

برچسب‌ها: افراد روستای شایق, خیرین روستای شایق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1391ساعت 17:5  توسط اسد سیفیان  | 

غروب غمگین یک مادر

دیروز عمر یک مادر زحمت کش غروب کرد .مرحومه آمنه ...همسر آقای آقامعلی شاهی مهر (آزادی )دیروز دار فانی را وداع کرد وبه دیدار باقی شتافت .
این مصیبت وارده را به فرزندان ایشان ازجمله آقای کاظم شاهی مهر وخانواده محترم آزادی ها تسلیت عرض می نمایم 
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1391ساعت 9:38  توسط اسد سیفیان  | 

چه خبر از روستا

مژده به دوستان وعلاقمندان به عمران وآبادی روستای شایق 
امروز رسما"نقشه برداری گاز کشی  داخل شبکه روستای شایق آغاز شد وانشاءالله شاهد آغاز عملیات اجرایی خواهیم بود .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1391ساعت 19:4  توسط اسد سیفیان  | 

نیکو کاران فرزندان نیکوکارانند

حاج قنبر ستوده شایق فرزند ارشد مرحوم حاج محمود ستوده وحاجیه خانم قزتمام سیف الله زاده ازطرف پدری جزو طایفه جعفر لی وازطرف مادری جزو طایفه حاج محمّد یارلی می باشد .
این بزرگوار بازنشسته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که درجریان سفر تابستانی به زادگاه خویش بانی خیر احداث یک پل 12متری در یکی از وردیهای روستا ی شایق (آرخ چوله چخان )شده است .
این پست علیرغم میل ایشان به لحاظ ترویج واشاعه فرهنگ مشارکت عمومی وتشویق دیگران برای انجام چنین کارهایی که موجب راحتی وتسهیل در تردد اهالی ووسایط نقلیه می شود تقدیم دوستان می گردد .
ازخداوند بزرگ برای ایشان وخانواده محترم سلامتی وکامیابی مسئلت دارم .باذکر صلوات برمحمّد (ص) وآل محمّد روح پدر ومادر ایشان را شاد نمائیم .
قبل ازانجام کار :
بعد از اجرای کار :

برچسب‌ها: افراد روستای شایق, خیرین روستای شایق
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1391ساعت 18:17  توسط اسد سیفیان  | 

بهار قرآن مبارک باد

فرا رسیدن بهار قرآن ماه رحمت وبرکت وبخشش ،ماه علی (ع) به عموم  خداپرستان ومسلمانان جهان ومخصوصا"شیعیان حضرت علی (ع)تبریک می گویم 
طاعات وعبادات تان مورد قبول حضرت حق -التماس دعا 
+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1391ساعت 20:39  توسط اسد سیفیان  | 

نظر یادگار شهید بزرگوار شکر اسلامی شایق

توسط:شهرام اسلامی
درود بر باغبانی که عطر گلهای پرپرش را از یاد نبرده و خاطره ساخته

جواب :سلام بر سرور شهیدان وهمه شهدای ایران اسلامی ومخصوصا"شهدای شایق 
درود بر شماشهرام عزیز شما نور چشم من  ودیده بیدار این امّت وعصاره فرهنگ عشق وایثار هستید وبه وجود نازنین تان افتخار می کنم .
دوستان، شهرام مثل خیلی ازبزرگمردان تاریخ بشری روی پدر راندیده است شاید وعده دیدار دربهشت باشد ولی خودش یک مرد توانا وغیور درعین حال یک کارشناس است ودوستدار ایران ومکتب انسان ساز اسلام 
موفق وپیروز باشید 
شهید چمران :
ای تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی که اصحاب خمینی چگونه شهید شده اند 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 تیر1391ساعت 9:55  توسط اسد سیفیان  | 

انتظار

کار گل زار شود ،گرتو به گلزار آیی ...نرخ یوسف شکند ،چون تو به بازار آیی 
منبع :ضمن تشکر از مهندس پرویز ستوده -نشاط کوهستان 
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1391ساعت 11:49  توسط اسد سیفیان  | 

ولادت سیّد السّاجدین مبارک

ولادت چهارمین اختر تابناک آسمان امامت وولایت امام زین العابدین (ع) برعموم دوستداران اهل بیت پیامبر اکرم (ص) وشیعیان جهان مبار ک باد 
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1391ساعت 19:37  توسط اسد سیفیان  | 

مطالب قدیمی‌تر